پیدایش منظومه شمسی

پیدایش منظومه شمسی

تاکنون نظریات زیادی در مورد منشا منظومه شمسی و زمینارائه شده است، در میان آنها ، دو نظر اساسی وجود دارد. اولی فرضیه برخورد نزدیکنام گرفته است.

 

 

 

 

 


تاکنون نظریات زیادی در مورد منشا منظومه شمسی و زمین ارائهشده است، در میان آنها ، دو نظر اساسی وجود دارد. اولی فرضیه برخورد نزدیک نامگرفته است. بر این پایه است که سیاره‌ها ، از مواد جدا شده از خورشید ، تشکیلشده‌اند. بر طبق آن ، کشش گرانشی یک ستاره یا دنباله‌دار به حدی بوده است که هنگامعبور از کنار خورشید مقداری از ماده آن را بیرون کشیده است. زمین ما عضوی ازخانواده خورشید است.

منظومه شمسی نه سیاره اصلی تعداد زیادی قمر طبیعی (اقمار) ، تعدادزیادی سیارکها ، تعداد نامعلومی ستاره‌های دنباله‌دار به همراه شهابها ، شهاب سنگهابه دور خورشید در حال گسترش هستند.

 

محتویات منظومه شمسی(نظام شمس)

 

تمامی اجرامی که تحت نیروهای گرانشی خورشید در مدارها در گردشند،منظومه شمسی را تشکیل می‌دهند. این اجرام بر اساس جرمشان در سلسله مراتب مشخص قراردارند، در راس آنها خورشید واقع است، سپس سیارات ، اقمار و حلقه‌های آنها ،خرده‌های بین سیاره‌ای (ستاره‌های دنباله‌دار ، سیارکها ، شهابها) و در آخرین مرتبهگازها و گرد و غبار بین سیاره‌ای قرار دارند.

 

نظریه برخورد نزدیک

 

در اوایل قرن بیستم میلادی دو اخترشناس امریکایی نظریه برخوردنزدیک را ارائه دادند که بنا به عقیده آنها ، ذراتی از ماده خورشید ، در اثر برخوردنزدیک یک ستاره دیگر بیرون ریخته است. بعدا این ذرات به همدیگر پیوسته و اجرامبزرگی را تشکیل می‌دهند که از این اجرام بزرگ ، سیاره‌ها بوجود آمده‌اند.

 

فرضیه کانت - لاپلاس

 

نظریه مهم دیگر در سال 1755 میلادی (1134 شمسی) بوسیله فیلسوفآلمانی ، امانوئل کانت ، مطرح شد. نظر کانت به عقیده قابل قبول امروزی شبیه است. برطبق آن ، منظومه شمسی از یک ابر گاز و غبار در حال چرخش ، شکل گرفته است. نظر کانتبوسیله ریاضیدان فرانسوی به نام پیر دو لاپلاس بسط داده شد. فرضیه کانت - لاپلاس ،یک ابر بسیار بزرگ از گازهای داغ را ترسیم می‌کند که به دور محور خود می‌چرخد. کانتو لاپلاس ، این ابر بزرگ را سحابی نامیده‌اند.

سرد شدن گاز سحابی ، باعث انقباض آن می‌شود. در این ضمن ، باانقباض جرم اصلی ، حلقه‌هایی از گاز در اطراف آن باقی می‌مانند. این جرم اصلی همانخورشید است. حلقه‌ها ، در اثر نیروی گریز از مرکز (نیرویی است که اجسام در حال چرخشرا به طرف بیرون از مرکز چرخش می‌راند.) از مرکز دور می‌شوند. بنابراین فرضیه ،حلقه‌های جدا از هم ، منقبض شده و سیاره‌ها را بوجود آورده‌اند. دانشمندان در درستیاین نظر تردید دارند، چرا که گازهای داغ گرایشی به انقباض ندارند، بلکه در فضاگسترش می‌یابند.

 

نظریه جدید ابرغبار

 

فیزیکدان آلمانی کارل فون وایتسزیکر بنیاد اصلی تئوری جدید ابرغبار را پیشنهاد کرد. بعد از آن اخترشناس امریکایی به نام جرارد کویپر نظروایتسزیکر را به‌صورت تئوری جدید منشا منظومه شمسی تکمیل کرد. سیارات منظومه شمسی ،از همان گاز و غباری شکل گرفته‌اند که خورشید از آن پدید آمده است. ابر بزرگ باگردش خود در فضا به بخشهای کوچکتری تقسیم شده است.

ذرات موجود در این بخشها ، همدیگر را جذب کرده‌اند و سرانجامسیاره‌ها را بوجود آورده‌اند. بیشتر مواد ابر اصلی در اثر تابش خورشید از آن دورشده‌اند، ولی پیش از آنکه خورشید ، حالت ستاره به خود گیرد، اندازه سیاره‌ها به حدیرسیده بود که می‌توانستند در مداری به دور آن باقی بمانند یا گردش کنند.

 

شکل گیری منظومه شمسی از دید دینامیک

 

منظومه شمسی یک ساختار منظم را برحسب خواص فیزیکی‌اش نشان می‌دهد،بطوری که اگر از بالای قطب شمال خورشید دیده شود، منظومه شمسی قواعد زیر را پیدامی‌کند:

 

1. سیارات در خلاف جهت عقربه‌هایساعت در اطراف خورشید می‌گردند، خورشید نیز در همان جهت به دور خود می‌چرخد.

2. به استثنای عطارد و پلوتو ، اکثرسیارات دارای صفحات مداری هستند که فقط بطور جزئی با صفحه دایرة‌البروج شیب دارند،مدارها تقریبا هم صفحه هستند.

/ 0 نظر / 80 بازدید