جغرافی دانان از دیرباز سطح زمین را به واحدهای جغرافیایی که در آن پدیده ها با هم تجانس و وحدت دارند تقسیم کرده و سپس آن ها را مورد مطالعه قرار داده اند.
عامل تمایز این واحدهای جغرافیایی ، تفاوت مکان ها و پدیده های موجود در آن هاست. این تقسیم بندی ها به منظور شناخت بهتر و آسان تر و علمی تر کردن مطالعات و تحقیقات درباره ی مکان ها صورت می گیرد تا برنامه ریزی صحیح تری برای آن ها انجام شود. ناحیه بخشی از سطح زمین است که چهره های ظاهری مشابه در سراسر آن ویژگی خاصی را به وجود می آورند، به طوری که با بخش های مجاور متفاوت است . ناحیه یک محدوده ی جغرافیایی است که در آن میان خصوصیات طبیعی، انسانی ، اجتماعی و فرهنگی تجانس یا هماهنگی و وحدت نسبی وجود دارد.
از این تعاریف چنین برمی آید که :

زکات علم درنشر آن است.امام علی(ع)


با علم جغرافیا بیشتر آشنا شویم(1)

تهیه کنندگان : عبدالامیر کربلایی و ف. مدرک
منبع:راسخون



ناحیه چیست؟ تصور شما از یک ناحیه چیست؟

جغرافی دانان از دیرباز سطح زمین را به واحدهای جغرافیایی که در آن پدیده ها با هم تجانس و وحدت دارند تقسیم کرده و سپس آن ها را مورد مطالعه قرار داده اند.
عامل تمایز این واحدهای جغرافیایی ، تفاوت مکان ها و پدیده های موجود در آن هاست. این تقسیم بندی ها به منظور شناخت بهتر و آسان تر و علمی تر کردن مطالعات و تحقیقات درباره ی مکان ها صورت می گیرد تا برنامه ریزی صحیح تری برای آن ها انجام شود. ناحیه بخشی از سطح زمین است که چهره های ظاهری مشابه در سراسر آن ویژگی خاصی را به وجود می آورند، به طوری که با بخش های مجاور متفاوت است . ناحیه یک محدوده ی جغرافیایی است که در آن میان خصوصیات طبیعی، انسانی ، اجتماعی و فرهنگی تجانس یا هماهنگی و وحدت نسبی وجود دارد.
از این تعاریف چنین برمی آید که :
1 – عامل اصلی در یک ناحیه،وحدت و همگونی نسبی است. 2 – یک ناحیه ی جغرافیایی با ناحیه مجاور آن متفاوت است.
جغرافی دانان بر اساس چه معیارهایی ناحیه بندی می کنند؟
وقتی که یک فضای جغرافیایی را بر اساس ضوابط یا معیارهایی به واحدهای کوچک تر تقسیم می کنیم به طوری که هر واحد با واحد مجاور تفاوت داشته باشد، در واقع ناحیه بندی کرده ایم. جغرافی دانان برای تعیین حدود یک ناحیه، یک یا چند معیار را به کار می گیرند و سپس با توجه به این معیارها، حدود یا مرزهای ناحیه را روی نقشه رسم می کنند. در واقع؛این گونه مرزها در سطح زمین وجود ندارند و پیدا کردن آن ها روی نقشه های جغرافیای آسان تر از تشخیص آن ها در سطح زمین است. این معیارها ممکن است عوامل طبیعی باشند مثل توپوگرافی ، آب و هوا، خاک و پوشش گیاهی ،‌ممکن است این معیارها عوامل انسانی باشند مانند مذهب، زبان و نوع فعالیت اقتصادی ناحیه بندی کاری صرفاً جغرافیایی است و بر اساس طرز تفکر یک جغرافی دان و شیوه ی کار او و به طور اختیاری صورت می پذیرد. انتخاب معیار و ملاک برای تعیین حدود یک ناحیه به زمین و فکر جغرافی دان بستگی دارد.

نواحی طبیعی

جغرافی دانان برای تقسیم بندی نواحی طبیعی از چند عامل استفاده می کنند که مهم ترین آن ها عبارت اند از : آب و هوا، پوشش گیاهی و خاک.
الف – آب و هوا : دما و بارش مهم ترین عناصر آب و هوایی به شمار می آیند. دما :‌دما بر اثر تابش خورشید بر سطح زمین پدید می آیند. اولین و مهم ترین تأثیری که خورشید به جو «اتمسفر» می گذارد، گرم کردن هوای اطراف کره ی زمین به مقدار مختلف است.
چون ارتفاع خورشید در طول روز، سال و مکان های مختلف فرق می کند، مقدار انرژی دریافتی و در نتیجه دمای هوا در مناطق مختلف متفاوت است. در عرض های جغرافیایی پایین و نواحی استوایی، نور خورشید در تمام ایام سال تقریباً به حالت قائم می تابد اما هر قدر به عرض های جغرافیایی بالاتر نزدیک تر می شویم،‌زاویه ی تابش مایل تر می شود.
این امر موجب پدید آمدن سه ناحیه متفاوت از نظر دما می شود: ناحیه گرم (حارّه)،‌ناحیه معتدل و ناحیه سرد (قطبی)

بارش :

بارش دیگر عنصر مهم آب و هوایی است که در تقسیم بندی نواحی آب و هوایی از آن استفاده می کنند. در کشور ما میزان بارش از مکانی به مکان دیگر، تفاوت های چشمگیری دارد. علاوه بر آن توزیع فصلی بارندگی نیز در کشور ما یکنواخت نیست. همچنین مقدار بارش روزانه نیز که شدت بارندگی را نشان می دهد از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. مقدار بارش روزانه یا شدت بارندگی از نظر مسائل مربوط به فرسایش خاک و کشاورزی اهمیت دارد. در کشور ما بر اساس ویژگی های عمده ی بارش از قبیل بارندگی سالانه، توزیع فصلی بارش و بالاترین بارش روزانه در سواحل جنوب و شمال اتفاق می افتد. بر اساس ویژگی های عمده ی بارش از قبیل بارندگی سالانه، توزیع فصلی بارش و بالاترین بارش روزانه ی ایران به شش ناحیه ی بارشی تقسیم شده است:
1 – ناحیه خزر غربی .
2 – ناحیه خزر شرقی
3 – ناحیه کردستان
4- ناحیه آذربایجان و زاگرس
5 – ناحیه خراسان شمالی
6 – ناحیه داخلی

تعیین نواحی آب و هوایی :

اقلیم شناسان با استفاده از معیارهای مختلف، نواحی اقلیمی جهان را بررسی و تقسیم بندی کرده اند. یکی از معروف ترین این تقسیم بندی ها، طبقه بندی کوپن (1918 م) است. این طبقه بندی بر اساس سه معیار بارش، دما و پوشش گیاهی انجام شده است. در طبقه بندی کوپن ابتدا با توجه به عوامل یاد شده پنج گروه آب و هوایی از یک دیگر تفکیک می شوند.

پوشش گیاهی و زندگی جانوری :

بخش زنده ی محیط زمین همان زیست کره (بیوسفر) است که همه ی موجودات زنده – یعنی گیاهان، جانوران و انسان را شامل می شود. بخش های غیرزنده یعنی سنگ کره ، آب کره و هوا کره بر یک دیگر تأثیر می گذارند و در نتیجه، شرایط زندگی مطلوب را در زیست کره فراهم می آورند. زیست کره از عمیق ترین نقاط اقیانوس ها تا لایه های زیرین جو گسترده شده است. در سطح زمین، زیست کره انواع موجودات را شامل می شود از جانوران ذره بینی که در خاک زندگی می کنند تا درختان چوب قرمز کالیفرنیا که 110 متر ارتفاع دارند. به مجموعه ای از موجودات زنده و محیط فیزیکی غیر زنده ای که این موجودات با آن در ارتباط اند، اکوسیستم می گویند . گیاهان و جانوران از طریق مبادله ماده و انرژی با هم ارتباط متقابل دارند البته همه ی این فرایندها انرژی مورد نیاز خود را از خورشید به دست می آورند. گیاهان سبز تولید کنندگان اصلی و مهمترین بخش زنجیره ی غذایی به شمار می روند زیرا از طریق عمل فتوسنتز را می سازند و گیاه خواران و گوشت خواران به طور مستقیم و غیر مستقیم به آن وابسته اند.

تعیین نواحی گیاهی و جانوری:

تعداد و انواع گونه های گیاهی و جانوری از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. با توجه به اهمیت گیاهان و جانوران، جغرافی دانان از دیرباز به تعیین محیط های اکولوژیکی پرداخته اند.زیست کره (بیوسفر) را به بیوم ها تقسیم کرده اند. بین آب و هوا و گیاهان و جانوران یک ناحیه ارتباطی قوی وجود دارد. مرز بین انواع بیوم ها تقریبی است برای مثال جنگل های استوایی در نواحی ای که بارندگی سالیانه بین 2500 تا 4500 میلی متر و دمای میانگین بیش از 20 درجه سانتی گراد است می رویند. با افزایش میزان باران در نواحی استوایی تنوع درختان و ارتفاع آن ها بیش تر می شود. هر چه به سمت عرض های جغرافیایی بالاتر می رویم به موازات کاهش باران، قد درختان کوتاهتر می شود و در حواشی بیابان ها به علفزارها و سپس بوته های خاردار تبدیل می شوند.
جانوران نمی توانند غذا بسازند به همین دلیل به گیاهان وابسته اند بنابراین نقاطی که انبوه ترین پوشش گیاهی را دارند مانند نواحی استوایی – پرجمعیت ترین و پرتنوع ترین نواحی جانوری هستند. علاوه بر عامل آب و هوا نوع خاک و ارتفاع نیز در چگونگی پراکندگی گیاهان و جانوران در نواحی خاص مؤثرند.
پ – خاک :‌گیاهان علاوه بر آب و انرژی خورشید به خاک نیازمندند . خاک محصول نهایی هوازدگی و نتیجه ی تخریب فیزیکی و شیمیایی سنگ ها و تجمع باقی مانده های در حال فساد جانوران است. در تشکیل خاک عوامل مختلفی چون سنگ اولیه،‌اقلیم ، شیب زمین ،‌زمان تشکیل و زندگی گیاهی و جانوری موجود درخاک دخالت دارند. خاک علاوه بر مواد معدنی حاصل از هوازدگی سنگ ها، دارای مواد آلی است. باقی مانده ی گیاهان و اجساد جانوران با گذشت زمان می پوسد و موجب افزایش هوموس خاک می شود. هوموس یا گیاخاک به بخش آلی خاک گفته می شود.

تعیین نواحی خاک :

عوامل تشکیل دهنده ی خاک در نواحی مختلف سطح زمین متفاوت اند. بنابراین در نواحی مختلف خاک های گوناگونی از نظر ترکیب، رنگ ، چسبندگی و سایر موارد پدید آمده است. برای تعیین نواحی خاک، می توان روش ها و معیارهای مختلفی را به کار گرفت و مثلاً خاک ها را بر حسب قابلیت کشاورزی، محل تشکیل و ترکیب شیمیایی دسته بندی کرد.

خاک های نواحی قطبی و نیمه سردسیر:

در نواحی جنب قطبی شمال کانادا، اروپا و آسیا پوشش گیاهی عمدتاً از نوع جنگل های مخروطی است. در این نواحی پوشش گیاهی علف کمتر دیده می شود. به علت یخ بندان شدید و کند شدن عمل تجزیه، خاک این مناطق از نظر هوموس در ترکیبات کربنی فقیر است. معروفترین خاک این ناحیه پودزول نام دارد.

خاک های نواحی معتدل‌ :

در این نواحی به علت بارش نسبتاً کافی، گیاهان زیادی رشد می کنند. خاک نواحی معتدل حاصلخیز است. از بهترین انواع خاک این نواحی می توان از چرنوزیوم نام دارد.

خاک های نواحی مرطوب استوایی :

در این ناحیه پوشش گیاهی انبوه و متنوع است اما در اثر بارش فراوان باران کانی ها و هوموس خاک شسته می شود و خاک فقیر می گردد. خاک این ناحیه لاتریک نام دارد و به رنگ زرد یا قرمز است.

خاک های نواحی بیابانی :

این خاک ها در نواحی خشک کم گیاه یا فاقد گیاه تشکیل می شوند و هر چند کانی های فراوان دارند اما از نظر مواد آلی فقیر نه مانند سیروزوم .

موسسه جغرافیا

موسسه جغرافیا در سال 1336 با هدف اعتلای تحقیقات و مطالعات جغرافیایی به همراه شناسایی علمی و عملی سرزمین ایران و دیگر کشورهای منطقه و همچنین اجرای طرحهای پژوهشی ـ فنی و عرضه آن بصورت نقشه ها. اطلس ها و نشریات و کتب جغرافیایی، بوجود آمده است.

بخشهای تحقیقاتی:

موسسه دارای چهار کمیته تحقیقاتی به شرح ذیل می باشد:
الف ـ کمیته جغرافیای طبیعی: تحقیقات در عرصه های اقلیم، ژئومورفولوژی و ساختار طبیعی زمین، تکنیکها و شیوه های بهره گیری عقلایی از آنها و محیط زیست.
ب ـ کمیته جغرافیای انسانی: مسائل مربوط به کوچ نشینی، روستانشینی، جمعیت، توسعه انسانی و شهری.
ج ـ کمیته برنامه ریزی شهری: مسایل مربوط به شهرسازی و طرحهای توسعه شهری مانند مسایل ساختاری، مسایل فضایی و ویژگیهای کالبدی شهری.
د ـ کمیته سنجش از دور و GIS: مسایل مربوط به تبدیل اطلاعات رقومی به نقشه، استفاده از عکسهای ماهواره ای ـ هوایی و کاربرد آن در امور توسعه و تهیه نقشه.

امکانات تحقیقاتی:

1ـ فتوگرامتری: این بخش وظیفه تهیه نقشه های مختلف با مقیاس های متفاوت از عکسهای هوایی مناطق طبیعی و مسکونی و ... را برعهده دارد.
2ـ کارتوگرافی: برداشت اطلاعات (نقشه برداری)، ترسیم و تهیه نقشه از اطلاعات بدست آمده (برای تهیه نقشه از دستگاه 8-B استفاده می شود).
4ـ کتابخانه تخصصی: دارای 3500 جلد کتاب فارسی و لاتین، 25 عنوان مجله بین المللی تخصصی و 15 عنوان مجله داخلی.
5ـ آرشیو عکس های هوایی با مقیاس 1:55000
6ـ نقشه های پوشش سراسری ایران در مقیاسهای گوناگون

پایتخت

رنگ قرمز: کشورهایی که پایتخت آنها بزرگ‌ترین شهر آن کشور نیست.
پایتَخت یا مرکز کشور، شهر اصلی یک کشور یا یک محدوده حکومتی است که غالبا از سایر شهرها بزرگ‌تر بوده و وزارت کشور و سایر نهادهای مهم حکومتی در آن واقع است.
نهادهای اصلی حکومتی همچون وزارتخانه‌ها و ادارات مرکزی معمولاً در پایتخت قرار دارند. پایتخت محل استقرار حکومت است و این مسئله بطور قانونی و معمولاً در قانون اساسی کشورها وضع شده است. در کشورهای پادشاهی، شاهان و دربار ایشان معمولاً در پایتخت سکونت دارند. ریشه واژه پایتخت نیز با همین امر مربوط است یعنی «پای تختگاه شاه»، یعنی در زمان‌های قدیم محل سکونت یک شاه اصلی‌ترین شاخص یک شهر برای پایتخت شدن بود.[نیازمند منبع]
در قدیم نام‌های دیگری نیز در معنی پایتخت بکار می‌رفت همچون دارالخلافه و دارالسلطنه و آستانه.
منظور از آستانه، محل ورود به دربار پادشاه بود که محل این ورودی دربار رفته رفته معنای خود شهر سکونت شاه یعنی پایتخت را بخود گرفت.
آستانه در زمان عثمانی لقب و مترادف شهر استانبول بود و همین واژه فارسی هنوز در زبان‌های آسیای میانه در معنی پایتخت بکار می‌رود[نیازمند منبع] چنانچه دولت جدید قزاقستان پایتخت تازه‌ساز خود را به آستانه یعنی پایتخت نام نهاده است.
پایتخت امروزی ایران شهر تهران است.
منبع:سایت راسخون