سرزمینی که امروزه بنام رومانی معروف است ابتدا داچیا نامیده می شد. عمده ساکنان آن از منطقه تراچ در یونان بودند که یونانیها آنها را بنام گتای می شناختند. بین سالهای 101 تا 106 میلادی سرزمین داچیا توسط ترایان، امپراطور روم، فتح و تبدیل به یکی از استانهای این امپراطوری شد. در سال 270 میلادی امپراطوری روم نیروهای خود را از داچیا عقب کشید اما تعدادی از رومیها ترجیح دادند در این منطقه بمانند، لذا تحت نفوذ رومیها مردم داچیا زبان لاتین را انتخاب کردند. در طی هزار سال پس از آن این منطقه مورد هجوم هونها، اسلاوها و بلغارها قرار گرفت. اسلاوها در قرن چهارم مسیحیت را به این منطقه آوردند و با اقامت در رومانی و مبادرت به ازدواج با ساکنان داچیا موازنه نژادی قبلی در داچیا را متحول نمودند. بتدریج اسلاوها تبدیل به یک گروه نژادی قوی شده و به ولاحها معروف شدند. در قرن نهم میلادی بلغارها ساختار شرقی مذهب ارتدوکس را در این منطقه رواج دادند.

زکات علم درنشرآن است.امام علی علیه السلام


رومانی ( رومانیا )

ملاحظات تاریخی

در سال 1859 میلادی با اتّحاد بخش ولاشکا و مولداوی، کشوری به نام رومانی ایجاد شد، نام واژة رومانی از سال 1862 متداول گشت. رومانی تا کنگرة برلین در سال 1878 تقریباً تحت نظارت ترکان عثمانی بود ولی در همان سال استقلال کامل را کسب کرد. رومانی‌ در اواخر سدة هجده در نتیجة دغدغه‌های فرهنگی و زبانی، مبارزه برای کسب هویت و آزادی ملی را با دست زدن به تأسیس جنبشی فرهنگی به نام «مدرسة ترانسیلوانیا» آغازکرد. انتلکتویل‌ها برای بیداری ملی مردم، از فرهنگ و زبان نهایت استفاده را بردند. این مدرسه برای رشد یک زبانِ ادبیِ رومانی شمول استفاده از الفبای لاتین بجای سریلیک و همین طور خلق گرامر جدید کوشش کرد. از سال 1840 تا سال 1850 میلادی، جنبشی به نام «روح فرانسه» فرهنگ رومانی را معطوف فرهنگ غربی ساخت. فئودالیسم در سال 1864 لغو شد و مدارس ابتدایی و دانشگاهها ایجاد و گسترش یافتند.

سرزمینی که امروزه بنام رومانی معروف است ابتدا داچیا نامیده می شد. عمده ساکنان آن از منطقه تراچ در یونان بودند که یونانیها آنها را بنام گتای می شناختند. بین سالهای 101 تا 106 میلادی سرزمین داچیا توسط ترایان، امپراطور روم، فتح و تبدیل به یکی از استانهای این امپراطوری شد. در سال 270 میلادی امپراطوری روم نیروهای خود را از داچیا عقب کشید اما تعدادی از رومیها ترجیح دادند در این منطقه بمانند، لذا تحت نفوذ رومیها مردم داچیا زبان لاتین را انتخاب کردند. در طی هزار سال پس از آن این منطقه مورد هجوم هونها، اسلاوها و بلغارها قرار گرفت. اسلاوها در قرن چهارم مسیحیت را به این منطقه آوردند و با اقامت در رومانی و مبادرت به ازدواج با ساکنان داچیا موازنه نژادی قبلی در داچیا را متحول نمودند. بتدریج اسلاوها تبدیل به یک گروه نژادی قوی شده و به ولاحها معروف شدند. در قرن نهم میلادی بلغارها ساختار شرقی مذهب ارتدوکس را در این منطقه رواج دادند.

در سال 1003 میلادی شاه اشتفان اول از مجارستان کنترل خود را براغلب بخشهای ترانسیلوانیا (مناطق مرکزی و شمالغرب فعلی رومانی) اعمال نمود و در قرن 13 مجارستان ساکسونها و قبائلی از آلمانیها را به این منطقه انتقال داد تا نفوذ و کنترل خود بر آنجا را مستحکم نماید. در اواسط قرن 13 تحت فشار مجارها تعداد زیادی از ولاحهای ساکن ترانسیلوانیا به مناطق جنوبی و شرقی کوههای کارپات مهاجرت نموده و در آنجا استان والاچیا و سپس استان ملداویا را ایجاد کردند که توسط شاهان محلی و تحت نفوذ مجارستان و بعضا لهستان اداره می شدند. در قرن 15 عثمانی حمله خود به منطقه والاچیا را آغاز نموده و این ناحیه را تحت کنترل خود درآورد اما این کنترل تا سال 1526 که عثمانی مجارستان را شکست داد غیرمستقیم بوده و تغییری در دین، سرزمین و مدیریت منطقه نداد. در اواخر قرن 16 یکی از حکام محلی والاچیا بنام میخائیل شجاع برعلیه عثمانی قیام نموده و توانست برای مدتی کوتا ه والاچیا، ملداویا و ترانسیلوانیا را متحد نماید. اگرچه این دوران طولی نکشیده و با مرگ میخائیل شجاع در سال 1601 مجددا عثمانیها بر والاچیا و ملداویا و مجارها بر ترانسیلوانیا مسلط شدند اما همین حرکت حاکم مزبور سبب شد زمینه تحرکات بعدی جهت متحد نمودن بخشهای مختلف سرزمین رومانی ایجاد شود.

تاریخ منطقه ملداویای رومانی نیز شبیه والاچیا می باشد. عثمانیها پس از تسلط بر والاچیا، ملداویا را هم تحت کنترل خود درآوردند اما قبل از آن این منطقه تحت نفوذ مجارها و لهستانیها بود. اشتفان بزرگ، یکی از حکام محلی ملداویا، در سالهای 1457 تا 1504 مبارزات سختی را علیه عثمانیها انجام داده و همراه با میخائیل شجاع بعنوان قهرمانان ملی رومانی در تاریخ این کشور معروف شدند. از ابتدای سال 1700 میلادی نفوذ عثمانیهادر منطقه روبه کاهش نهاد و در قرن 18 کاترین بزرگ روسیه، مسکو را حامی تمامی ارتدوکسهای تحت نفوذ عثمانی اعلام و والاچیا و ملداویا را تحت نفوذ خود درآورد.

در پی جنگهای متعدد روسیه و عثمانی، مسکو امتیازاتی را در خصوص رومانی از ترکها گرفت، از جمله اینکه طی قرارداد بوکارست (1812) روسیه منطقه باسارابی در ملداوی را به خاک خود ملحق ساخت و در قرارداد آدریانوپل (1829) نیز والاچیا و ملداویا تحت الحمایه روسیه قرار گرفت. از اوایل 1800 جنبشهایی در ملداویا و والاچیا صورت گرفت که مرتبا توسط روسیه و عثمانی سرکوب می شد و نهایتا در قرارداد پاریس (1856) که در پایان جنگهای کریمه میان روسیه و عثمانی به امضا رسید، خرجگزاری ملداویا و والاچیا به عثمانی مورد تاکید قرار گرفت و روسیه هم بسارابی جنوبی را به ملداویابازگرداند. در سال 1857 شوراهای حاکمیت والاچیا و ملداویا رای به اتحاد این دو منطقه دادند که زمینه را برای وحدت آنها با ترانسیلوانیا فراهم نمود. در سال 1878 و در پی جنگ روسیه و عثمانی کنترل 500 ساله عثمانی بر والاچیا و ملداویا خاتمه یافت و در همان سال طی کنفرانس برلین استقلال رومانی به رسمیت شناخته شد، بسارابی جنوبی به روسیه داده شد و در عوض منطقه دوبروجای شمالی از بلغارستان گرفته شد و به خاک رومانی ملحق گردید. در سالهای 1912 و 1913 دو جنگ در بالکان درگرفت که رومانی با ورود به جنگ دوم بالکان منطقه دوبروجای جنوبی را هم از بلغارستان گرفته و بخاک خود افزود. در سال 1914 کارول اول که مدتی بر رومانی حکمفرمائی کرده بود درگذشت و نوه اش فردیناند اول بجای او نشست. در ابتدای جنگ جهانی اول رومانی اعلام بیطرفی کرد اما در آگوست 1916 به متفقین پیوست و پس از پایان جنگ ترانسیلوانیا، بخشی از بنات ومارامورش را از مجارستان، بوکووینا را از اتریش و بسارابی را از روسیه بدست آورد، لذا عملا در پایان جنگ سرزمین جمعیت رومانی دوبرابر شد. در طی سالهای دهه 1920 رومانی از رشد اقتصادی خوبی برخوردار بود و در این دوران رژیم پارلمانی در این کشور استقرار یافت اما اختلافات نژادی، ناشی از نارضایتی مردم سرزمینهایی که به رومانی ملحق شده بود، بی ثباتی سیاسی را در این کشور رقم زد.

بعد از سال 1929 رومانی هم از تبعات بحران اقتصادی جهانی آسیب دید و بیکاری و فقر موجب شکل گیری و رشد سازمانهای فاشیستی شد که عمده ترین آنها سازمان ضدنژادی گارد آهنین بود. در سال 1930 شاه کارول دوم به قدرت رسید و رومانی بتدریج تحت نفوذ آلمان نازی درآمد. در سال 1939 بدنبال امضای قراردادی میان روسیه و آلمان، رومانی بخشی از ترانسیلوانیا را به مجارستان داد، بسارابی و بوکوونیای شمالی را به شوروی واگذار و دوبروجای جنوبی را نیز به بلغارستان داد. در جنگ جهانی دوم رومانی بعنوان متحد آلمان علیه روسیه اعلان جنگ داد. قوای این کشور بسارابی و بوکووینا را تصرف نموده و تاجنوب اکراین هم پیش رفتند اما در جنگهای استالنینگراد در سالهای 1942 و 1943 شکست خوردند که بدنبال آن نیروهای روسیه در سال 1944 وارد رومانی شده و بوکارست را مجبور به تسلیم در مقابل روسیه و اعلام جنگ علیه آلمان نمودند. از آن پس تا زمان بقدرت رسیدن چائوشسکو تحت فشار روسها چپگراها همواره در رومانی برسرقدرت بودند تا اینکه این نفوذ روسیه با روی کارآمدن چائوشسکو و تبعید شاه میهای نهادینه شد. شاه میهای اینک به رومانی بازگشته و بخشی از اموال خود را بازپس گرفته است.

بن مایة فرهنگیِ ایجاد ملیت در بالکان

بالکان سرزمین ملیت‌هایی است که مدت مدیدی از شکل‌گیری آنها نمی‌گذرد. دیرکرد ظهور جامعة بورژوا و مدرن، نشانگر مبارزه با فئودالیسم و آزادی ملّی بود. درگیری میان عثمانی و اتریش از اوایل سدة نوزدهم تا اوایل سدة بیست به درازا انجامید. صربستان در اولین و دومین شورش در سال 1804 و 1815 به نوعی خودمختاری از جانب ترک‌ها نائل آمد. یونان در مبارزات سال‌های 1821 تا 1830 علیه ترک‌ها موفق به کسب آزادی ملی می‌شود. رومانی در سال 1859 موفق به ایجاد دولتی خودمختار شد و در سال 1878 استقلال کامل را کسب کرد. بلغارستان نیز طی همین سال، به حکومت پادشاهی شمال و بخش رومانی جنوبی تقسیم شد. این کشور در سال 1885 به نوعی اتحاد میان شمال و جنوب دست یافت. اسلوونی، کرواسی و بوسنی در سال 1918 از تسلط امپراطوری اتریش ـ مجارستان خارج شد و آلبانی در سال 1912 بنا به تفاهمنامة کنفرانس لندن استقلال یافت. مبارزات برای کسب آزادی‌های ملّی، در نتیجه بیداری فرهنگی و ملی مردم این سرزمین‌ها بوده است. این مبارزات در عصر رمانیتسم که مقارن با هشیاری ملی و فرهنگی بود، منجر به تقویت زبان و گسترش آموزش گشت. زبانی که بتواند اقوام را به گونه‌ای به هم متصل سازد؛‌ زبانی که دارای ریشه‌ای مشترک باشد. «دوسیتا اُبرادوویچ» در سدة هجده، دست به اصلاحات زبانی زد تا زبان عامیانه را تبدیل به زبان ادبی کند. بعد از وی «ووک کادرازیچ» با ارائه کار او خدمات قابل تأملی در این زمینه ارائه داد. در سال 1868 انتشار کتاب ووک کارادزیچ موفقیتی بزرگ در بسط زبان ملی بود. پیش از آن، صرب‌ها در نوشتار از زبانِ کاتولیکی اسلوونیایی استفاده می‌کردند ولی کارادزیچ امکان نوشتن زبان ملی را میسر ساخت. کلیسای ارتدکس و برخی انتلکتویل‌های کم فهم به مخالفت با این ابتکار پرداختند.

بالکان مرکز تلاقی فرهنگ‌هایی است که همواره از یکدیگر تأثیر گرفته‌اند. تقاطع بالکان در طی تاریخ شاهد تماس سنت‌ها و فرهنگ‌های نوین اروپا، آسیا و آفریقا بوده است.

«بوریسلاو پکیچ» در کتاب هفت جلدی خود به نام «پشم طلایی»، همه جوانب بالکان را مورد تحقیق قرار داده است. موقعیت بالکان نه فقط از دیدگاه جغرافیایی، بلکه از این نظر که محل تلاقی فرهنگ‌ها بوده است، نخستین بستر تمدن در اروپا بشمار می‌رود. در تمدن بالکانی تأثیر بخشی از تمدن آسیا بر فرهنگ ، کشاورزی، دین و هنر بوضوح هویدا است. اولین بار تمدن‌های شمال آفریقا از طریق دریای اژه، دستاوردهای غنی خود را به سوی بالکان روانه کردند. مصر، سوریه و فلسطین بر تمدن یونان باستان و سپس یونان باستان بر این سرزمین‌ها تأثیرات شگرفی به جای گذاشت. ویژگی گفتمان و تأثیرپذیری تمدن‌ها، بویژه در گسترش مسیحیت از فلسطین تا بالکان، به خوبی مشهود است. تجزیه مسیحیت به دو کلیسای کاتولیک (غرب) و بیزانس (شرق) بر ساختار، سرنوشت و بحران‌های این منطقه تأثیرات عمیقی داشته است. علاوه بر آن، قدرت‌های بزرگ و حضور اسلام در سرنوشت بالکان قابل تأمل و پژوهش است. میراث بیزانس، فرهنگ اسلاو و آلبانی، اسلام ترکان عثمانی، مذهب کاتولیک‌های قرون وسطی و فرهنگ اتریش ـ مجارستان درساختار زبان،سنت،دین وشیوة زندگی، اسطوره‌ سازی و فلسفة بالکان بسیارمؤثربوده است. امروزنیزپروسة جهانی شدن ازسوی اروپای غربی به مثابة عاملی سرنوشت‌ساز و در کنار عوامل بر شمرده قرار می‌گیرد. وضعیت سیاسی حاکم بر بالکان، گویای همزیستی و نزدیکی میان اقوام نیست، و چه بسا خطا نگفته‌ایم، اگر واژة تفاوت‌ها را به عنوان عاملی در دوری فرهنگ‌ها و اقوام از یکدیگر متذکر شویم. اسلوونی‌ها و کرواتی‌ها بعد از سال 1991 دست به احیاء مذهب کاتولیکِ اروپای مرکزی زدند. سنت‌های این دو قوم همواره تحت تأثیر اصلاحات و ضد اصلاحات دینی در کاتولیک روم بود. اسلوونی‌ها و کرواتی‌هایی چون «پریموژ توروبار» و « آدام بوخوریچ» در دوران اصلاح دینی، مبتکر استفاده از زبان اسلوونیایی در کلیسا و خلق اولین گرامر در اسلوونی بودند. اصلاح‌گرایان کرواتی همچون «استیپان کُنزو» ، «آنتون دالماتین» و «ماتیا ولاشیچ» تحت تأثیر کلیسای کاتولیک، تکفیر شدند، این کلیسا در اجتماع «تریدم کنسیل» اصلاحات را ممنوع ساخت. این منع اجباری ، تا به امروز در کرواسی و اسلوونی حاکم است.کلیسا بعد از این سرکوبی، هماره تلاش می‌کرد تا صرب‌ها را نیز به کلیسای کاتولیک ملحق کند. رومانی،بلغارستان ، صربستان و مونته‌نگرو، مقدونیه  و یونان که ممالک ارتدکس محسوب می‌شدند، تحت تأثیر فرهنگ بیزانسی یونان بوده و هستند. در سال 1054 میلادی بر اثر تجزیة مسیحیت به دو کلیسای ارتدکس و کاتولیک، رابطة کلیسای کشورهای مذکور با کلیسای کاتولیک متشنج شد. کلیسای کاتولیک در رویدادهای سدة نوزده و جنگ جهانی دوم از کلیسای کاتولیک کرواسی، حمایت می‌کرد. سومین تمدن، تمدن اسلامی است که با ورود به این خطّه در سدة چهارده تا به امروز نقش بازی می‌کند. آثار اسلامی که خود متأثر از دیگر تمدن‌ها بود، تا به امروز در بالکان با ویژگی‌های منحصر بفردی  پابرجا مانده است. این آثار در بوسنی و آلبانی و بخشی از مقدونیه و بلغارستان، مشاهده می‌شود.

فرهنگ رومانی

فرهنگ رومانی در طول تاریخ تحت تاثیر رومیها، اسلاوها، مجارها و ترکهابوده واشعار، داستانها، افسانه ها، موسیقی و هنر که مورد نفوذ فراوان فرهنگهای فوق الذکر بوده از جایگاهی قابل توجه در فرهنگ رومانی برخوردار است. ادبیات، هنر و موسیقی رومانی در قرن 19 شکوفائی خاصی را تجربه نمود. اگرچه رومانی تحت تاثیر شدید فرهنگ غرب است اما مشخصه ها و هویت ملی خود را نیز تا حدودی حفظ نموده است. ادبیات این کشور از تاریخی غنی و متنوع برخوردار بوده و در فاصله قرون 15 تا 18 ادبیات ملی عمدتا دارای محتوا و رنگ مذهبی بوده است. در اوایل قرن 18 تاریخ نویسی بصورت عمده ترین مقوله ادبیاتی درآمد و بخش عمده ای از آثار این دوره نیز در خصوص مبدا و تاریخ مردم رومانی بوده است. در سالهای 1914 تا 1918 ادبیات رومانی به حدی از غنا رسید که حتی در تحکیم وحدت ملی کشور نیز موثر واقع شد. میهای امینسکو یکی از ادیبان معروف رومانی در این دوران است که آثار وی تحت تاثیر مکتب هنری رومانتیک آلمانی بود. لوچیان بلاگا، که ضمنا فیلسوف نیز بوده، و تودور آرگزی نیز از معروفترین شعرای این دوره هستند. رمان نویسی نیز در همین دوران اهمیت یافت و میهائیل ساندوآنو بعنوان مهمترین رمان نویس رومانی معروف شد. بین سالهای 1950 تا 1980 در دوران حکومت کمونیستی، ادبیات کشورعمدتا نوعی تفکر رئالیسم سوسیالیستی را با خود داشت.

هنر رومانی نیز مانند ادبیات این کشور در قرن 19 شکوفائی خاصی یافت. تئودور آمان و نیکولایه گریگورسکو از معروفترین نقاشان رومانی در این دوره هستند. کنستانتین برانکوشی، یک رومانیائی الاصل مقیم فرانسه، در این دوران نقشی مهم درمعرفی هنر مدرن و مفاهیم مدرن هنری در رومانی داشت.

ملاحظات جغرافیایی

کشور رومانی در جنوب شرقی اروپا و در بخش شمال شبه جزیره بالکان در حاشیه رود دانوب قرار دارد و مساحت آن 237500 کیلومتر مربع است. رومانی مجموعاً 7/3187 کیلومتر مرز آبی و خاکی دارد این کشور از شرق و شمال به جمهوری اوکراین و مولداوی (7/1327 ) ، از جنوب شرقی به دریای سیاه (234 کیلومتر)، از جنوب غربی به جمهوری صربستان (3/544 کیلومتر )، از جنوب به بلغارستان (6/631 کیلومتر ) و از غرب به مجارستان (8/444 کیلومتر) محدود است.

در مرکز کشور رومانی سلسله جبال کارپات به شکل کمان قرار گرفته و رودخانه های متعددی از ارتفاعات آنها جاری میشوند که به قسمت سفلای دانوب میریزند. رود دانوب که در جنوب کشور رومانی جاری است، قبل از آنکه به دریای سیاه بریزد از 1070 کیلومتر خاک رومانی میگذرد. همچنین دریای سیاه نیز 245 کیلومتر با کشور رومانی ساحل دارد. سلسله جبال کارپات دور تا دور منطقه ترانسیلوانی را فراگرفته است و در برخی نقاط ارتفاعات کارپات تا 2500 متر میرسد. منطقه ترانسیلوانی نیز فلات رومانی را تشکیل میدهد که 600-400 متر ارتفاع دارد. سلسله جبال کارپات پلکانی شکل به سوی دشت ها و دریا امتداد دارد و هر چه به دریا نزدیک میشود ارتفاع آن کمتر میشود. این سرزمین دارای منابع غنی زیرزمین است. دشتها و اراضی کوهپایه کارپات و فلات ترانسیلوانی برای کشت گندم، ذرت، چغندر قند، سیب زمینی، کتان، کنف و دیگر نباتات بسیار مناسب است. دامنه کوهها نیز سراسر پوشیده از جنگل ها و مراتع مساعد برای دامداری است.

در مناطق تپه ای ترانسیلوانی منابع نفت، نمک و زغال سنگ نهفته است. در ضمن منابع گاز متان نیز در فلات ترانسیلوانی قرار دارد. در مناطق کوهستانی نیز از انواع و اقسام سنگهای معدنی نظیر سنگهای طلا، نقره، پیریت، جیوه و آهن بهره برداری میشود.سلسله جبال کارپات بدوران سوم زمین شناسی تعلق دارد. این سلسله جبال در خاک رومانی به سه رشته کوه کاملآ متمایز شامل کارپات شرقی، کارپات جنوبی و کاپات غربی که به گرد فلات ترانسیلوانی حلقه زده اند، تقسیم میشوند. ساخت زمین شناسی این نسلسله کوهها بسیار متنوع است : به این ترتیب که مرتفع ترین قلل کارپات شرقی از شیست های کریستالی تشکیل است. در حالی که در سلسله کوههای کارپات شرقی صخره های آتشفشانی، به لحاظ تعددآ آنها سلسله جبال آتشفشانی به وجود آورده اند که طویل ترین سلسله جبال آتشفشانی اروپاست. این سلسله جبال دارای دهانه های آتشفشانی است و در یکی از همین دهانه ها تنها دریاچه آتشفشانی رومانی موسوم به سنت آنا قرار دارد. هزارها چشمه آب معدنی که از نقاط مختلف این سلسله جبال جاری است خود گواه فعالیت زمان بعد از دوران آتشفشانی آن است. کارپات شرقی از مرز شمالی رومانی تا دره پراهوا واقع در جنوب گسترده شده است و از سه رشته موازی که از شمال غربی به سوی جنوب شرقی امتداد دارند، تشکیل شده است. مرتفع ترین قله سلسله جبال کارپات شرقی موسوم به پیه تروسول واقع در کوههای رودنا با ارتفاع 2305 متراست با این حال معروفترین قله کارپات شرقی از نظرجهانگردی وبه احاظ اشکال بدیع ارتفاعات آن قله سه آهلو با 1904 متر ارتفاع است. کارپات جنوبی به لحاظ شکل ارتفاعات و  کوهپایه های آن و در قیاس با دیگر رشته های کارپات، آلپ ترانسیلوانی  نامیده میشود. کارپات جنوبی از دره پراهوا در شرق تا دالان تکتونیک دره های تیمیش، سرنا و بیسترا در غرب امتداد دارد. قاه هولدو و آنو با تا دالان ارتفاع 2543 متر در سلسله جبال فاگاراش بلندترین قله سلسله جبال کارپات در تمامی رومانی است. در این قسمت دره هایی وسیع وجود دارد که یکی از آنها دره پتروشانی است و مهمترین منابع زغال سنگ رومانی  در اعماق این دره نهفته است.

رشته کوههای کم ارتفاع تری نیز به نام بیهور وجود دارد و بقیه سرزمین رومانی را دشتها و جلگه ها تشکیل می‌دهند که مهمترین جلگه های آن موسوم به دوبروجا، پانونیک و ملدووا هستند. مهمترین رودهای رومانی نیز عبارت اند از دانوب، پروت، معدش، اولت، سیرت، تیسا، رود دانوب که 1200 کیلومتر در مرز و در داخل رومانی در جریان است، طویل ترین رود این کشور است.

آب و هوا

آب و هوای رومانی از نوع آب و هوای قاره‌ای معتدل است؛ اما در نقاط مختلف بر حسب تفاوت ارتفاع و یا در معرض جریان توده‌های اتمسفری قرار گرفتن فرق می‌کند. با این حال آب و هوای رومانی نسبتاً ملایم است و تفاوت حرارت بسیار زیاد وجود ندارد.

زمستانها در غرب این کشور هوا ملایمتر و نزولات آسمانی بیشتر است. قابل ذکر است که در غرب رومانی هوا تحت تأثیر آب و هوای اقیانوسی قرار دارد؛ در حالی که شرق رومانی با زمستانهای نسبتاً سرد و طوفانهای برفی و سرمای خود کاملاً تحت تأثیر آب و هوای سرد جلگه‌های وسیع روسیه قرار دارد. در جنوب غربی رومانی نفوذ محدود آب و هوای مدیترانه‌ای به چشم می‌خورد.

متوسط درجه حرارت سالانه، در جنوب 11 درجه و در شمال 5/8 درجه است. بالاترین درجه حرارت در باراگان (5/44 درجه سانتی‌گراد) و پایین‌ترین درجه برودت در براشو (5/31) ثبت شده است. متوسط ریزش باران در سال 690 میلی‌متر ثبت شده است.

ریزش باران در کوهستانها بیشتر است (متوسط سالانه 1400 میلی‌متر) و کمترین میزان ریزش باران در دوبروجا ثبت شده که کمتر از 400 میلی‌متر است.

شهرهای مهم

مرکز رومانی موسوم به بخارست [1] که به زبان رومانیایی بوکورشت خوانده می شود، بر طبق اسناد موجود500سال قدمت دارد و دارای اثار بسیاری از دوران های تاریخی مختلفی بوده ودرخود موزه های مهم تاسیسات فرهنگی متعددی راجای داده است.ازقدیمی ترِِین بناهای شهر بخارست کورتیاولش [2] (قصرقدیمی) است که درقرن شانزدهم ساخته شده است.

یاش [3] :در شمال شرقی کشورکه سابقامرکزمهم فرهنگی وهنری به حساب می اید ودارای اثار باستانی بسیاری است.اشتفان کبیر که از اواخر قرن پانزدهم به مدت50سال درمولداوی حکومت کرد یاش رامرکز امیرنشین خود برگزید.

پیاتزانیامتز [4] :از شهرهای مهم صنعتی وجهانگردی است که در درهءبیس نیتزا [5] قرار دارد.

تیمی شوارا [6] : این شهر در غرب رومانی واقع است و اقلیت مجاریو آلمانی نیزدر آن ساکن هستند. فاصله تیمی شوارا تا مرز صربستان بسیار کم است. در دانشگاه این شهر دانشجویان خارجی بسیاری مشغول به تحصیل هستند.

براشو [7] :  از مراکز اقتصادی و جهانگردی است. آثار تاریخی بیشماری نظیر کلیسای سیاه و خانه شورا در آن قرار دارد. کارخانه های تراکتور سازی و کامیون سازی در ابیم شهر واقع است این شهر کوهستانی در مرکز رومانی است و در کوهپایه رشته کوه کارپات قرار دارد.

سی بیوا [8] : از شهر های  بزرگ صنعتی و فرهنگی است. این شهر در منطقه ترانسیلوانیا واقع است بخش مهمی از اقلیت آلمانی در این شهر زندگی می کنند. ساختار ساختمان های شهر به سبک قدیم و خانه های دارای شیروانی است.

پلوشت [9] : این شهر جدید التاسیس است و در 50 کیلومتری شمال بخارست قرار دارد. از مهمترین صنایع آن پالایشگاه بزرگ پلوشت است.

شهر پیتشت [10] : این شهر در 120 کیلومتری بخارست واقع و دارای صنایع نفت و صنایع سنگین است تنها شاهراه رومانی میان بخارست و پیشت می باشد.

ملاحظات اقتصادی

الف) تاریخچه اوضاع اقتصادی

در دوران کمونیست در رومانی کارخانه‌های صنعتی و معدنی، کلیه بانکها و بیمه ها،‌مراکز بهداشتی، مراکز تولید فیلم، سینما ها، داروخانه ها، آزمایشگاه‌ها کارگاه‌های اصناف مختلف، مطب ها و ستورانهای ملی بوده است. کشاورزان نیز مجبور به داخل شدن به نعاونی های کشاورزی بودند سیاستهای کشاورزی دولت کمونیستی رومانی موجبات کاهش تولید را فراهم کرده بودبه نحوی که حجم تولید محصولات کشاورزی در سال 1953 به میزان تولید در سال 1938 (قبل از کمنیستی شدن رومانی ) رسیده بود.

در زمان کمونیسم رومانی الگوی اقتصادی استالینی را سر مشق قرار دادو در بخش صنعت، حزب کمونیست رومانی تأکید زیادی در توسعة صنایع ماشین سازی، آهن و فولاد داشت لذا صنایع سبک و کالاهای مصرفی از توسعه بسیار اندکی بهره‌مند بودند.

در سال 1948 سازمان امنیت کمونیستی رومانی موسوم به «سکوریتاته» [11] تأسیس شد این سازمان مسؤولیت سرکوبی مخالفان نظام کمونیستی و عوامل آن را داشت

چائوشسکو [12] در دهه 70 اعلام داشت که بدهی 11 میلیلرد دلاری کشورش را ظرف همان دهه پرداخت خواهد کرد متعاقب اتخاذ این سیاست، زیاضت اقتصادی اعمال کرد امری که از یک سو موجبات پرداخت بدهی خارجی شد و از سوی دیگر به کاهش شدید سطح زندگی منجر گردید. مخالفت رومانی با اصلاحات انجام شد.

سر انجام در سال 1989، نیکلای چائوشسکو متعاقب شورش مردم رومانی سرنگون و نظام این کشور به یک نظام چند حزبی مبدل شد.

ب) سیاست های اقتصادی دولت بعد از تحولات 1989

(متعاقب سقوط حکومت) کمونیستی، دورة انتقالی یعنی دورة خصوصی سازی اموال دولتی (کارخانه هاؤ اعطای حق مالکیت و …) آغاز شد. برخی در مجموعه شاخصه دورة انتقال را اصلاحات بنیادی در اقتصاد نام نهادند. لذا دولت های رومانی از سال 1989همواره حرکت به سوی اقتصاد بازار را در رأس سیاست های اقتصادی خود قرار دادند. قدر مسلم  برهم زدن نظمی که در رآس آن دولت قرار داشت کاری ساده به نظر می رسید، ‌ولی ایجاد نظمی جدید در قالب اقتصاد بازار به نحوی که ثروت مردم که در اختیار دولت بود به نحو عادلانه در اختیار عموم قرار گیرد، کاری بس دشوار بود. لذا در این رهگذر مشکلات عدیده اقتصادی بروز کرد. مشکلاتی از قبیل افزایش شدید تورم، کاهش ارزش پول ملی، افزایش بیکاری، کاهش تولیدات صنعتی و کشاورزی، افزایش بدهیهای خارجس، کاهش صادرات و افزایش واردات.

مهمترین برنامه های اقتصادی دولت های رومانی برای جا انداختن اقتصاد بازار عبارت بودند ار: حذف تدریجی یارانه‌ها از کالا و خدمات، حذف کنترل بر نرخ ارز و ایجاد زمینه برای خرید و فروش آزاد آن، آزاد سازی تجارت خارجی ( خارج کردن  از انحصار دولت).

یکی از مهمترین مسائل دولت های بعد از تحولات در رومانی، مشکلات مالی در این کشور است. رومانی ظرف مدت 8 سال پس از گذشت سقوط نظام کمونیستی بیش از هفت میلیارد دلار وامهای میان مدت و دراز مدت دریافت و در حدود 2 میلیارد دلار نیز ذخیره ارزی حکومت چائوسشکو را هزینه کرده است. پس از آغاز تحولات در رومانی دامنة تظاهرات سندیکایی در سر تاسر این کشور گسترش یافت. کارگران خواستار افزایش دستمزد و کاهش ساعات کار بودند به نحوی که از سال 1990 تا 1994 همواره رشد منفی در اقتصاد رومانی ثبت شده است.

مجموع سرمایه گذاری های صورت گرفته در رومانی از سال 1991 تا 1995 بالغ بر یک میلیارد و ششصد میلیون دلار شده است،‌که در مقایسه با سایر کشورهای شرق اروپا از قبیل لهستان، مجارستان و چک از میزان بسیار کمتری برخوردار است. شایان ذکر است در پایان سال 1996 میزان سرمایه گذاری درمجارستان بالغ بر 13 میلیارد دلار بوده است.

مهمترین سرمایه گذاران خارجی در رومانی (پس از سال 1989) به ترتیب از سوی کشورهای ایتالیا، آلمان، کره جنوبی، امریکا، فرانسه و هلند بوده است. بخش خصوصی جمهوری اسلامی ایران در رومانی بیش از 2300 شرکت دارد که مجموعاً در حدود 13 میلیون دلار در این کشور سرمایه گذاری کرده اند.

رشد منفی در اقتصاد رومانی از سال 1993 روبه کاهش گذاشت و از سال 1994 تعدل میان عرضه و تقاضا در بازار به وجود آمد و همزمان بر میزان صادرات افزوده شد به طوری که ارام آرام سرمایه گذاری خارجی نسبت به سال های گذشته افزایش یافت.

وضعیت موجود

الف) ظرفیت های اقتصادی

رومانی به طور سنتی یک کشور کشاورزی و دامپروی است. در زمان حاضر این کشور نیاز گندم و سایر غلات خود را تأمین می کند و یکی از صادر کنندگان گوشت گوسفند و گاو است. کشاورزی 18 درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است و 9/35  در صد از نیروی کار این کشور را در اشتغال خود دارد. تولیدات عمدة محصولات کشاورزی در این کشور عبارتند از: ذرت، گندم، سیب زمینی، چغندر قند، جو، انگور، سیب و سبزی.

معادن عبارتند از :  زغال سنگ، مس، روی، آهن، سرب، بوکسیت، منگنز، بیسموت، جیوه،‌ نمک، نقره و نفت رومانی بالغ بر 2 میلیارد بشکه و تولید سالانة آن 66 میلیون بشکه است. ذخیره گاز 133 میلیارد متر مکعب و تولید سالانه آن 32 میلیارد متر مکعب است.

صنایع ماشین سازی قابل ملاحظه است اتوموبیل رنو 18 تحت نام داچیا با موتورهای مختلف، اتومبیل دو سی ال او تحت لیسانس کره جنوبی و جیپ آرو در رومانی برای اشباع بازار کار داخلی و صدور به کشورهای خارجی تولید می‌شود.

صنایع تراکتورسازی «براشو»، صنایع حقاری چاهای نفت و گاز، صنایع سیمان، صنایع قند و شکر و صنایع مواد غذایی از دیگر صنایع رومانی محسوب می‌شوند.

ب) واحد پول

واحد پول رومانی «لئو» [13] است. در زمان حکومت چائوشسکو هر 9 لی یک دلار بود. اما بعد از سقوط وی و پس از گذشت 8 سال از آن تاریخ هر 8 هزار لی معادل یک دلار است.

ج) نیروی کار

جمعیت فعال رومانی بالغ بر 11 میلیون و 220 هزار مفر اعلام شده است که مجموعاً 49% از کل جمعیت این کشور را تشکیل می دهد. زنان تقریباً 35% از نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند. اکثر نیروی فعال این کشور بین 25 الی 50 سال قرار دادند.

عدة بی کاران تا پایان سال 1995 بالغ بر یک میلیون و یکصد و پنجاه میلیون نفر است که 9/9% از نیروی کار این کشور را شامل می شود. با توجه به طرح های مختلف خصوصی سازی در رومانی و ضرورت متوقف ساختن کارخانه های ضرر ده پیش بینی می شود سال به سال بر میزان بی کاران رومانی افزوده شود.

ملاحظات سیاسی

روند تحولات سیاسی

تاریحچه سیاسی

رومانی کشوری اروپایی است و در منطقه کوه های کارپارت، نزدیک دانوب و ساحل دریای سیاه قرار دارد. نیاکان رومن‌ها موسوم به داک ها [15] ( در متون تاریخی یونانیان موسوم به جت‌ها) هستند. که از شاحة قوم شمال، موسوم به تراک‌ها،‌می باشند. 80 سال قبل از میلاد مسیح باربیستا [16] توانست داک‌ها این منطفه را تحت حکومتی واحد در آورد. از بین جانشینان وی می توان دچبال [17] (106-87میلادی) را نام برد. وی حکمرانی بود که جنگ های دشواری با امپراتوری روم باشتان به رهبری ترایان [18] داشت. بعد از تسخیر منطقه داچیا از سوی ترایان در سال 106میلادی، فرآیند رومانیایی کردن داک ها تشدید شد به نحوی که در بین قرن های هفتم تا نهم ملت جدیدی به نام ملت رومن که با ایتالیایی ها، فرانسوی ها، اسپانیایی‌ها، پرتغالی های لاتین هم خانواده بود، شکل گرفت.

درفرایند به وجود آمدن حکومت‌های فئودالی اروپا، چنین به ثبت رسیده است که در منطقه رومن ها این فرآیند پیش از قرن نهم تا چهاردهم به وقوع پیوسته است، در ابتدا شکل های کوچک حکومتی به وجود آمد که بعد ها با یکدیگر متحد شده، حکومت های فئودالی مولداوی،‌ترانسیلوانیا، تسار ارومانسکا و دوبروجا را تشکیل دادند.

فرآیند اتحاد حکومت های فئودالی با یکدیگر،‌به سبب فشارهای خارجی به نتیجه نرسید به طوری که امپراتوری عثمانی در سال 1317 میلادی منطقه دوبروجا را به خود ملحق ساخت و از سوی دیگر جکومت پادشاهی هنگری [19] در قرن های دهم و تا سیزدهم ترانسیلوانیا را تسخیر کرد.

مولداوی و تسارارومانسکا ضرورتاً جنگ های دشواری به منظور دفاع از استقلالشان در مقابل توسعه طلبی عثمانی ادامه دادند، به نحوی که تحت حکومت  برخی از حکمرانان (دومنیتورها) لایق مانند میرچاچل باترین [20] ولادیسپش [21] (ولاد نیزه دار) واشتفان چل ماره [22] (اشتفان کبیر) حکومت‌های رومنی پیروزی های مهمی را به دست آوردند که به علت وجود آنها امکان خود مختاری حکومت‌هایشان در مقابل پرداخت خراج را میسر ساخت. اگر چه دومینتورهای نواحی رومن نشین، تحت لوای حکومت‌های مختلف خود زندگی می کردند،‌ مردم رومن مانند یک ملت متحد، که دارای ارتباطات دایمی با یکدیگر بودند متمایز شدند،‌ عامل مهم دیگر مشترک بودن در مذهب ارتدکس بود.

بعد از شکست ارتش مجارستان توسط ترکیه در جنگ موهاچ [23]   در سال 1526،‌ منطقه ترانسیلو به عنوان سرزمین خودمختار، در چارچوب امپراتوری عثمان قرار گرفت. تمایل جهت اتحاد رومنها نخستین بار، در طول حکومت دومنیتورمیهای و تیه‌آزو [24] (میهای دلیر) به وقوع پیوست، به نحوی که در سال 1600 میلادی وی موفق شد تا تسارارومانسکا، ترانسیلوانیا و مولداوی را به زیر فرمان خود درآورد. اگر چه عمر این اتحاد کوتاه بود و میهای ویته آزو در سال 1601 توسط عوامل امپراتوری اتریش به قتل رسید، اقدام وی به صورت برنامه و الگویی برای نسل های بعدی رومن ها مبدل شد.

رقابت بین سه امپراتوری بزرگ – روسیه (تزاری)، عثمانی و اتریش – عواقب بسیار منفی برای حکومت های رومن به بار آورد،‌ به نحوی که،‌ سرزمین آنان به محل تاخت و تاز و نیز الحاق به طرف پیروزی مبدل شد. بدین ترتیب، اتریش در سال 1691 منطقه ترانسیلوانیا ئ در سال 1775 منطقه شمال مولداوی، موسوم به بوکونیا [25] را به سرزمین خود منضم ساخت. روسیه نیز در سال 1812 بخش شرقی مولداوی، موسوم به باساراب [26] زا به سرزمین خود ملحق کرد.

در قرنهای هفدهم و هجدهم رومنها در زمینه فرهنگی فعالیت بسیاری کردند تا موجودیت ملی خود را نشان دهند.

جنبش های انقلاب به رهبری هورا در ترانسیلوانیا در سال 1784 و تودورولادیمیرسکو [27] در سال 1821درتسارارونسکا موجبات آگاهی ملی رومن ها را فراهم کزدو انقلاب دیگری در سال 1848به وقوع پیوست که در سرتاسر سرزمین رومانی گسترش یافت. این انقلاب قویاً،‌ خواسته مردم رومانی را جهت کسب آزادی و اتحاد با یکدیگر مطرح ساخت. در پیشاپیش انقلابیون سال 1848 اندیشمندان و میهن پرستان رومن مانند نیکلای بالچسکو [28] میهای گوگل نیچه آنو، [29] واسیلم الکساندری [30] ، یون الیاده رادولسکو [31] ، یون برایتانو [32] ، روستی [33] ، آورام یانکو [34] ، سیمسون [35] و جرج بارنویستو [36] قرار داشتند.

در 24 ژانویه 1859، اتحاد میان مولداوی با مونته نیا(تسارارومانسکا) تحت حکومت دومنیتورالکساندر یون کوزا [37] به مرحله اجرا در آمد که در نتیجه این اتحاد، اصلاحات وسیعی انجام گرفت و بر اساس آن رومانی به وجود آمد.

در سال 1866،‌بعد از حکومت الکساندر یون کوزا، کارول اول از خانواده هرخن زولرن [38] قدرت را به دست گرفت. وی از خاندان حکومتی پروس [39] بود. به واسطة این اقدام، رومن‌ها قصد داشتند به حیات سیاسی داخلی بخشیده،‌ از سوی یکی از کشورهای بزرگ اروپایی مورد حمایت بین‌المللی قرار گیرند.

اززمان روی کار آمدن  کارول اول، وی همواره تمایل به تغییر مناسبات رومانی با امپراتوری عثمانی و دستیابی به استقلال کامل را داشت، در نامه‌ای  که کارول اول، خبر بر تحت نشستن خود را به تزار روسیه اعلام کرد در مورد رهایی مسیحیان از یوغ قدرت شرق سخن رانده بود پس از گذشت چند سال در ژوئن سال1876 کارول اول مجدداً در باب حل و فصل مسائل جنوب شرقی اروپا گفت که این قضیه راه حلی به جز نابودی امپراتوری عثمانی ندارد. وی از سال 1873 مسئله دست یابی به استقلال را در شورای وزیران به طور صریح مطرح کرد.

سران همواره مخالفت خود را با سیاست همسویی با روسیه اعلام کرده و به عبارت دیگر به مدت زیادی حتی در زمان دست یابی به استقلال از نزدیکی با روسیه هراس داشتند

عثمانی در این بین قانون اساسی جدیدی را به تصویب رسانید و طی آن رومانی به عنوان بخشی از امپراتوری عثمانی شناخته شد، دولت رومانی با دریافت این پاسخ اعتراض کرد و این تصمیم را غیر قانونی و نغایر با قراداد های رومانی – عثمانی عنوان ساخت. شایانذمر است که این قانون اساسی از سوی مدحت پاشا نوشته شده بود. بیدن ترتیب رومن‌ها تصمصم گرفتند تا از طریق نظامی استقلال کشورشان را به دست آوردند. یون برایتانو [40] نخست وزیر وقت طی سفری به کریمه قسمتی از (خاک روسیه) در سال 1876با الکساندر دوم و گورچه آکف [41] روسی در مورد انعقاد کنواسیون نظامی روسیه – رومانی جهت آغاز هر گونه جنگی با عثمانی مذاکره کرد این  کنواسیون در 16 آوریل سال 1877 در بخارست به امضارسید. دراین قرارداد جزئیات عبور نیروهای روسی از طریق رومانی به سوی بالکان را پیش‌بینی شده در ضمن پترزبورگ متعهد بود به حقوق سیاسی رومنها احترام بگذارد و تمامیت ارضی رومانی را حفظ واز آن دفاع کند.

نیروهای روسی در تاریخ 24آوریل همان سال وارد مرزهای رومانی شدند تا از آن طریق به دانوب راه یابند.ترکها سواحل مرزهای جنوبی رومانی را بمباران و مورد حمله قرار دادند.وزیر خارجه رومانی در تاریخ9می1878درژارلمان اعلام کرد:دیگر با امپراتوری عثمانی هیچ ارتباطی نداریم…مستقل هستیم،کشوری هستیم که روی پای خود استواریم.

بعد ازسخنرانی م.گوگل نیچه آنو [42] وزیرخارجه رومانی درپارلمان نمایندگان با79رای مثبت و2رای ممتنع یادداشت استقلال کامل رومانی رادر تاریخ9می1877م.اعلام کرد.این استقلال درپی جنگ درکنار روسیه علیه عثمانی به دست آمد.به واسطه قرارداد برلین درسال 1877م استقلال رومانی درسطح بین المللی به رسمیت شناخته شدومنطقه دوبروجابه رومانی ملحق شد.

درپایان سده نوزدهم وآغازسده بیستم جنبش آزادی رومنها درترانسیلوانیا تحت عنوان مموراندیست [43] دردوره(1894-1892)پدید آمد.جنبش رومنهای ترانسیلوانیا از سوی نویسندگان، شعرا و اندیشمندان پادشاهی رومانی (متشکل از تسارارونسکا و مولداوی)از جمله میهای امینسکو‌ [44] ،هاشدوا [45] ،اکتاویان گوگا [46] میهای سادووآنو [47] ، زنوپل [48] ، دیمتریه اونچول [49] و نیکلای یورگا [50] مورد تشویق قرار گرفت.

در دروه جنگ جهانی اول، رومن ها به سبب آزاد سازی مناطقی از کشورشان، که در اختیار همسایگان بود، بعد از دو سال بی‌طرفی در سال 1916، در کنار نیروهای متفقین (فرانسه،‌انگلیس، روسیه و ایتالیا) وارد جنگ جهانی اول شد، ورود رومانی به جنگ به موجب یک پیمان سیاسی، که الحاق ترانسیلوانیا و بوکوونیا به رومانی را به رسمیت می‌شناخت، انجام گرفت. بدین ترتیب، رومن‌ها در جهت از بین بردن نیروهای متحدین وارد جنگ شدند.

در پی فرو پاشی امپراتوری روسیه و هابسبورگ به علت جنگ، مناطق باساراب، بوکونیا و ترانسیلوانیا به رومانی ملحق شد. کنفرانس پاریس در سال 1920-1919اتحاد رومن ها در سال 1918 را تأیید کرد.

تشکیل رومانی بزرگ (1918)لحظه به ثمر رسیدن آرزوهای مردم رومن بود. در مرحله بعدی، رومن‌هافرآیند توسعه و مدرنیزه کردن همة زمینه ها را طی کردند. در زمینه سیاسی نیز،‌نظام دمکراتیک چند حزبی اعلام شد که تا سال 1938 ادامه یافت.

سیاست خارجی رومانی،‌ با دیگاه ایجاد و تقویت پیمان های منطقه‌ای و توسعه روابط دوستی میان همسایگان پایه گذاری شد. برای چه نتیجه رسیدن این اندیشه‌های سیاسی نقش مهم را نیکلای تیتولسکو [51] (وزیر خارجه سابق رومانی) ایفا کرد، شخصی که دارای اعتبار بین‌المللی بوده و بین سال‌های 1931-1930 به عنوان رئیس مجمع عمومی جامعه انتحاب شد.

وخامت اوضاع بین‌المللی در اواخر دهه چهارم قرن بیستم به دلیل اتخاذ سیاست سکوت فرانسه و انگلستان درسراسر تجاوزات آلمان و انعقاد پیمان ریبن تروپ مولوتوف [52] به آغاز دومین جنگ جهانی، در تاریخ اول سپتامبر پ939 منتج شد.

در این چارچوب با توجه به اینکه رومانی در سطح بین‌المللی منزوی شده بود، شوروی  منطقه باساراب و شمال بوکوونیا را در ژوئن سال 1940 اشغال کرد و از سوی دیگر، آلمان و ایتالیا، روانی را مجبور ساختند تا بخشی از ترانسیلوانیا را به مجارستان تسلیم کند (آکوست 1940). در این چارچوب، کارول دوم شاه رومانی در سپتانبر 1940 از تخت سلطنت کناره گیری کرد و ژنرال آنتونسکو [53] قدرت را به دست گرفت. آنتونسکو حکومت دیکتاتوری را در داخل کشور برقرار ساخت و در سیاست خارجی، به سوی آلمان  و ایتالیا گرایید.در 22 ژوئن 1941 رومانی، به رهبری آنتونسکو، در کنار آلمان بر ضد شوروی وارد جنگ شد. آنتونسکو در پی ازاد سازی باساراب ئ شمال بوکونیا بود، اهدافی که در جولای 1941 بدان دست یافت. ادامه جنگ از سوی رومانی در شرق و شکست آلمان در ایتالنیگراد موجب شد تا سران سیاسی رومانی در جست و جوی راه حلی جهت رومانی از جرگه کشورهای متحدین و انعقاد قرار داد ترک مخاصمه با بریتانهای کبیر، امریکا و شوروی باشند.

در 23 آگوست 1994، یون آنتونسکو به دستور میهای پادشاه رومانی دستگیر شد و رومانی به نفع کشورهای متفقین به مبارزه علیه آلمان برخاست و به آزاد سازی مناطقی از رومانی، مجارستان،‌ چکسلواکی و اتریش پرداختو ولی بعد از جنگ، رومانی در کنفرانس سلح پاریس (1947م-1946م)  به عنوان کشوری شکست خورده و دشمن متفقین محسوب شد و مجبور به پرداخت مبالغ هنگفتی به عنوان خسارات جنگ شد.

استقرار مجدد دمکراسی در رومانی دوران کوتاهی داشت، زیرا بر اساس تفاهم میان انگلستان، امریکا و شوروی، روماانی در کنار بلغارستان، مجارستان، یوگسلاوی، چکسلواکی، آلبانی و آلمان شرقی در حیطة سلطه و نفوذ شوروی قرار گرفت.

بعد از یک دورة انتقالی در بین سالهای 1947-1944، رژیمی که الگو گرفته از شوروی استالینی بود، به رومانی تحمیل شد. ولی به تدریج رومانی موفق شد، از زیر سلطه شوروی خارج شود، به نحوی که در سال 1985 توانست موافقت شوروی،  جهت واحدهای ارتش سرخ از آن کشور را به دست آورد، در ضمن، رومانی طی اعلامیه‌ای علیه اشغال چکسلواکی توسط پیمان ورشو در سال 1968، موضع گرفت  و در نتیجه وزیر خارجه وقت رومانی به نام کرنلیو مانسکو [54] نخستین مقام در یک شکور سوسیالیستی بود که به سمت رئیس مجمع جامعه ملل در سال 1964 برگزیده شد.

ریاصت اقتصادی اعمال شده در دهه 70 از سوی نیلای چائوشسکو از یک سو منجر به پرداخت بدهیی خارجی و از سوی دیگر موجب کاهش شدید سطح زندگی شد.مخالفت رومانی با اصلاحات انجام شده در سایر کشورهای سوسیالیستی، به ویژه در روسیه به انزوای رومانی در سطح بین‌المللی و به کاهش آزادی در داخل منجر شد.

ساختار حکومت

قوه مجریه

قوه مجریه در رومانی مرکب از رئیس جمهوری، نخست وزیر، هیأت دولت و ریاست دستگاه‌های دولتی است.

ریاست جمهوری، وظایف و اختیارات

رئیس جمهوری در انتخابات سراسری آزاد و مستقیم توسط رای مردم انتخاب می‌شودرئیس جمهوری ریاست فوه مجریه را عهده دار است. بر طبق قانون اساسی رئیس جمهوری نمایندة کشور رومانی و تضمین کنندة استقلال ملی، وحدت و تمامیت ارضی کشور است و بر رعایت قانون اساسی و عملکرد صحیح مقامات دولتی مرافبت می کند. برای این منظور رئیس جمهوری به عنوان میانجی و وساطت کننده بین قوای سه گانه در کشور و بین دولت و جامعه عمل خواهد کرد. هیچ کس نمی‌تواند بیش از دو دورة متوالی به ریاست جمهوری رومانی انتخاب شود. دورة ریاست جمهوری 4 سال است.

انتصاب نخست وزیر و اعضای دولت پس از رای اعتماد پارلمان، انتصاب یابر کناری وزارا بنا به پیشنهاد نخست وزیر در صورت ترمیم کابینه، از وظایف رئیس جمهوری است.

رئیس جمهوری رومانی ریاست نیروهای مسلح و ریاست شورای عالی دفاع ملی را نیز به عهده دارد.

دولت

رئیس جمهوری پس از مشورت با حزبی که اکثریت آراء  انتخابی پارلمانی را به خود اختصاص داده است، یک نفر از آن حزب را برای تصاحب پست نخست وزیری معرفی می‌کند.

اجرای سیاست های داخلی و خارجی کشور و اداره امور آن به عهده دولت  است. دولت باید بر اساس عملکرد ش در مقابل سؤال های پارلمان پاسخگو باشد. رئیس جمهوری و پارلمان حق دارند دولت را استیضاح کنندؤ پارلمان نیز می توان با رای اکثریت نمایندگان رای اعتماد خود را به دولت لغو کند.

قوه مقننه

قوه مقننه در رومانی متشکل از مجلسین نمایندگان و سناست، این قوه در واقع عالیترین ارگان مردم رومانی و تنها  قدریت قانون گزاری در کشور است.  اعضای آن بر اساس رأی مستقیم مردم به صورت مستقیم، مخفی و آزاد انتخاب می‌شوند. مجلسین رومانی به طور جداگانه و همچنین به صورت مشترک تشکیل جلسه می دهند.

تصویب قانون هموسکسوالی در رومانی

رومانی تحت فشار شورای اروپا و به توصیه صریح این نهاد اروپایی محبور به تصویب قانون

هموسکسوالی شد تا بتواند به عضویت کامل آن شورا نایل شود.

کلیسای ارتدکس رومانی مخالفت جدی خود را با تصویب چنین قانونی در پارلمان این کشور اعلام کرد و و طرفداران این کلیسا در مقابل مجلسین سنا و نمایندگان رومانی دست به تحصن زدند. احزاب ملی گرای رومانی از جمله رومانی بزرگ و اتحاد ملی رومانی با کلیسا همصدا بودند. علی رغم این مخالفت ها دولت رومانی به جهت عقب نیفتادن از سایرئ کشورهای شق اروپا در الحاق به شورای اروپا سرانجام قانون مزبور را در پارلمان به تصویب رساند بر طبق این قانون اگر چه  هموسکسوالی آزاد شد در صورتی که شکایتی در این مورد در دادگاه مطرح شود مسئله مورد بررسی قرار می‌گیرد. و فرد خاطی مجازات می‌شود در حالی که شکایتی در این خصوص مطرح نشود موضوع از طریق مراجع قانونی مورد پی‌گرد قرار نمی‌گیرد.

قوه قضاییه

دیوان عالی دادگستری بالاترین مرجع قاضیی در رومانی است. رئیس و اعضای آن توسط رئیس جمهوری برای شش سال انتصاب می‌شوند. بر طبق قانون اساسی، قضاوت مستقل هستند و فقط تابع قانون‌اند. قاضی نمی تواند در طول خدمت خود به شغل دولتی دیگر به جز مشاغل آموزشی در دانشگاه‌ها اشتغال یابد.

رسیدگی به جرایم و جلسات دادگاه‌ها علنی است. به جز مواردی که قانون رسیدگی به آنها را غیر علنی اعلام کرده باشد.

شورای عالی قضایی متشکل از رؤسای دادگاه های بخش است که برای یک دورة چهار ساله توسط مجلس نمایندگان و مجلس سنا در اجلاس مشترک انتخاب می شوند. شورای عالی قضایی، قضات و دادستان ها را تعیین و برای انتصاب به رئیس جمهور معرفی می کند.

تقسیمات کشوری

کسور رومانی به 40استان و 260شهرستان و2688بخش تقسیم شده است.

هر اسنانی استاندار و همچنین یک شورای استان دارد که استاندار از سوی دولت منصوب می شود.

شهرداران و اعضای شوراهای محلی از طریق برگزاری انتخابات محلی انتخاب می شوند. این افراد به عنوان مقامات اداری در شهر ستان ها میتقل عمل می‌کنند.

احزاب و گروههای سیاسی

حزب سوسیال دمکراسی رومانی

پس از انشعاب جبهة نجات ملی در سال 1992،‌ گروهی به رهبری  پتره رومن [55] موفق به حفظ جبهة نجات ملی  به نام خود شده و سایرین به رهبری یون ایلیسکو از حزب جدا شدند آنها جبهه نجات ملی – 22دسامبر را تشکیل دادند و سرانجام در جولای 1993 در اجلاس سراسری حزب، نام آن را به حزب سوسیال دمکراسی رومانی تغییر دادند. حزب دمکراسی سوسیال قوی ترین حزب رومانی است و در دوره سابق پارلمانی نقش حزب حاکم را به عهده داشت و 117 کرسی در مجلس نمایندگان و 49 کرسی در مجلس سنا در اختیار داشت. این حزب در انتخابات پارلمانی سال 1996 در مجلس نمایندگان 91 کرسی و در مجلس سنا 41 کرسی به دست آورد و به عنوان حزب اپوزیسون در پارلمان فعالیت می‌کند. هم اکنون این حزب به تنهایی از سای احزاب دارای کرسی بیشتری در پارلمان است ولی احزاب راستگرایی حاکم با ایجاد ائتلاف برآن چیره شده‌اند.

احزاب مستقل

کنواسیون دمکراتیک رومانی

کنواسیون دمکراتیک رومانی در سال 1992 از مجموع اتحاد حزب و گروه راستگرا و میانه رو شکل گرفت. این کنواسیون در انتخابات پارلمانی سال1992، تعداد 82 کرسی در مجلس نمایندگان و 34 کرسی در مجلس سنا به خود اخنصاص داد این کنواسیون در انتخابات پارلمانی سال 1996 به دست آئردن 122کرسی در مجلس نمایندگان و 53 کرسی در مجلس سنا به عنوان حزب حاکم پارلمان انتخاب شد.

حزب ملی دهقانان – دمکراسی مسیحی

این حزب با گرایش است، طرفدار شاه سابق رومانی و بزرگترین حزب کنواسیون دمکراتیک رومانی است حزب مزبور جز و بنیان گذاران کنواسیون دمکراتیک است  حزب ملی دهقاناندمکرات مسیحی متعاقب برگزاری انتخابات عمومب در نوامبر 1996، 42 کرسی در مجلس نمایندگان و 21کرسی در مجلس سنا کسب کرد.

حزب اتحاد چیویک

این حزب در سال 1990 تشکیل شد و هنوز نتوانسته است حتی یک کرسی در پارلمان به خود اختصاص دهد. این حزب گرایش لیبرال دارد شایان ذکر است احزاب لیبرال در رومانی کثرت دارند و با هناوین مختلف ولی جملگی لیبرال هستند تعداد آنها بیش از هشت حزب است. ولی به دلایل متعدد و علی رغم تلاش رهبران آنها هنوز نتوانسته‌اند با یکدیگر ادغام شوند.

حزب دمکراتیک – جبهه نجات ملی

جبهه نجات ملی در سال 1989 بلافاصله پس از سقوط نظام کمونیستی چائوشسکو شکل گرفت. حزب دمکراتیک – جبهه نجات ملی که رهبر آن پتره رومن است گرایش چپ میانه دارد و متمایل به غرب است،‌این حزب در ائتلاف با کنوانسیون دمکاتیک توانست زمام امور را از نوامبر 1996 به عهده بگیرد.

حزب اتحاد ملی رومانی

این حزب در سال 1990 تأسیس شد. محل فعالیت عمدة آن در ناحیه ترانسیلوانیاست و عمدتاً در مخالفت با رومانیایی های مجاری الاصل فعالیت می‌کند. حزب مزبور جزو احزاب ملی گرای افراطی محسوب می‌شود. در انتخابات سال 1992، 30کرسی در مجلس نمایندگان و 14 کرسی در مجلس سنا به دست آورد و در انتخابات سال 1996ؤ تنها 18 کرسی در پارلمان این کشور کسب کرد.

حزب اتحاد دمکرات و مجاری های رومانی

حزب اتحاد دمکرات مجاری های رومانی تنها حزب رومانی است که براساس قومیت در سال 1990 تأسیس شده است. این حزب خود را مدافع حقوق اقلیت مجاری می‌داند و خواستار کسب خود مختاری محلی برای این اتحادیه در انتخابات سال 1992، 27 کرسی مجلس نمایندگان و 12 کرسی مجلس سنا را به خود اختصاص داد و در انتخابات پارلمانی سال 1996، 25 کرسی مجلس نمایندگان و 11 کرسی مجلس سنا را کسب کرد.

حزب رومانی بزرگ

حزب رومانی بزرگ که نام آن از رومانی بزرگ در سال 1918 ناشی شده است (بعد از پایان جنگ جهانی اول که پادشاه رومانی با تدبیر توانست کلیه سرزمین‌های رومن نشین خارج از مرزهای رومانی را به خاک خود ملحق کند، کشورهای رومانی در وسیع تنرین شکل جغرافیایی خود قرار گرفت که به نام رومانی بزرگ در تاریخ این کشور مشهور است) این خزب ملی گرا و تندروست و خواهان الحاق
بخش های جدا شده از خاک رومانی به این کشور است به خصوص مولداوی که هم اکنون یکی از جمهوری های مستقل مشترک المنافع است حزب رومانی بزرگ در انتخابات سال (1992) 16 کرسی در مجلس نمایندگان و 6 کرسی در مجلس سنا به دست آورد و در انتخابات پارلمانی شال 1996 موفق شد 19 کرسی در مجلس نمایندگان و 8 کرسی در مجلس سنا کسب کند.

حزب ملی لیبرال

این حزب از جمله احزاب سنتی رومانی است که یابقه آن به سال 1869 باز می‌گردد. فعالیت این حزب توسط کمونیست‌ها در سال 1947 متوقف شد. حزب ملی لیبرال در طول تاریخ دو سدة گذشته رومانی نقش مهمی در جامعه و سیاست این کشور ایفا کرده است رهبران آن طرفدار نظام پادشاهی در رومانی و راست میانه است.

حزب لیبرال

حزب لیبرال در در سال 1993 از ادغام حزب ملی لیبرال کنوانسیون دمکراتیک و حزب ملی لیبرال – شاخه جوانان شکل گرفت. در انتخابات سال 1992 حزب ملی لیبرالکنوانسیون دمکراتیک 2 کرسی در مجلس نمایندگان و 4 کرسی در مجلس سنا و حزب ملی لیبرال – شاخه جوانان 11 کرسی در مجلس نمایندگان و یک کرسی در سنا به دست آوردند.

حزب دکمراتیک کشاورزان رومانی

حزب دکمراتیک کشاورزان رومانی در سال 1990 تأسیس شد. حامیان اصلی این حزب را کشاورزان تشکیل می‌دهند و اعضای آن قریب به 200000نفر هستند. دفاع از حقوق کشاورزان هدف اصلی حزب است.

حزب دمکراتیک کشاورزان رومانی در انتخابات سال 1992 از ائتلاف با احزاب چپ جدا شد؛ لذا نتوانست در مجلس نمایندگان کرسی به دست آورد ولی در مجلس 5 کرسی کسب کرد.

حزب اکولوژی رومانی

حزب اکولوژی یا محیط زیست رومانی در سال 1990 تشکیل شد هدف اصلی حزب حمایت و دفاع از محیط زیست است. این حزب در انتخابات سال 1992 در مجلس نمایندگان 4کرسی به دست آورد ولی موفق نشد سناتوری به مجلس سنا اعزام کنند.

احزاب ائتلاف دولتی در رومانی (پس از انتخابات نوامبر1996)

احزاب ائتلاف دولتی عبارتند از :

ائتلاف کنوانسیون دمکراتیک متشکل از 5 حزب، مجموعاً 122 کرسی در مجلس نمایندگان و 53 کرسی در سنا دارند. حزب ملی دهقانان – دمکرات مسیحی بزرگترین حزب کنوانسیون دمکراتیک است.

 انتلاف سوسیال دمکرات الف) حزب دمکرات – جبهه نجات ملی  ب) حزب سوسیال دمکرات  دو حزب فوق مجموعاً 53 صندلی نمایندگان و 23 کرسی در مجلس سنا دارد

حزب اتحاد دمکرات مجاری های رومانی  احزاب فوق در ائتلاف دولتی حضور دارند ولی تعدادی از احزاب پارلمانی نیز بدون اینکه نماینده ای در دولت یا در دستگاه های دولتی داشته باشند از ائتلاف دولتی حمایت می‌کنند حمایت این دست از احزاب از ائتلاف احزاب دولتی به دلیل همسویی و دیدگاه مشترک آنها نسبت به مسائل رومانی است و از سوی دیگر احزاب دولتی قدرتمند به کرسی های اندک این احزاب نیازی نداشتند و تعداد کرسی های آنان برای کسب رای اعتماد از پارلمان کفایت می کرد.

 


[1] - Bucsharest

[2] - Curtea Vlesh

[3] - Jash

[4] - piatzancat

[5] - Bis Nitza

[6] - Timi Shoara

[7] - Brashov

[8] - Siviu

[9] - Pitesiti

[10] - Ploiesti

[11] -- Securitatc

[12] - Ceasescu

[13] - Leu

[14] -  Tvyzbc- ABC

[15] - Dac

[16] - Barbista

[17] - Dechebal

[18] - Traian

[19] - Hangry

[20] - Mirchea chel Batrin

[21] - Viad Tespesh

[22] - Shtefan Chel Mare

[23] - Muhach

[24] - Mihai Viteazu

[25] - Bucuvina

[26] - Basarab

[27] - Tudur Viadimirescu

[28] - N. Balchescu

[29] - M.C.Golniceanu

[30] - V.Alexandry

[31] - I.L.Radulescu

[32] -L.Bratianu

[33] - Rusely

[34] - A.Iancu

[35] - Simion

[36] - G.Barnutsiu

[37] -I. Cuza

[38] - hukhen Zulern

[39] - Prus

[40] - I.Bratianu

[41] - G.Acef

[42] - M.C.Golniceanu

[43] - Memorandist

[44] - M. Eminescu

[45] - Hashdau

[46] - O. Guga

[47] - M.Saduveanu

[48] - Zenupul

[49] - D. Unchol

[50] - N. Iorga

[51] - N.Tituilescu

[52] - Riben Trup Molotcf

[53] - Antunescu

[54] -C.Manescu

[55] - Petre Roman