کشور بلغارستان با 912،110 کیلومتر مربع وسعت (نود و نهمین کشور جهان) در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی، در جنوب شرقی قاره اروپا، در غرب دریای سیاه واقع شده و با کشورهای رومانی در شمال، یوگسلاوی در غرب و ترکیه و یونان در جنوب هم مرز است. بلغارستان کشوری نیمه کوهستانی است و رشته کوه های مهم آن عبارتند از : بالکان که در مرز رومانی از شرق به غرب امتداد دارد و رود وپ که در جنوب غربی کشور واقع شده است. فلات ها نیز در بلغارستان وسعت زیادی دارند. جلگه ها و نواحی پست حاصلیخیز این کشور عمدتاً در کنار رود دانوب ( و شعباتش)، کناره ها و حنوبشرقی کشور واقع شده‌اند. مهمترین رودهای بلغارستان عبارتند از دانوب و شعباتش از جمله ایسکر، اوسوم(اوسام) کاریتسا، تونجا، مستا و استروما، آب و هوای بلغارستان در نواحی مرتفع، معتدل کوهستانی و در سایر نقاط معتدل و مرطوب و برروی هم پر باران است.بلند ترین نقطه آن قله موسالا(2925متر)؛ و رود دانوب که 2850 کیلومتر طول داشته و از شمال می گذرد طویلترین رود می باشد.

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)


بلغارستان (بلغاریه)

ملاحظات تاریخی

سرزمین فعلی بلغارستان بر تراکیا و موئیای قدیم است که در سال660 میلادی به تصرف گروهی از بلغارهای شرقی درآمد و بعدهاً با اسلاوها در آمیخته و زبان آنان را برگزیدند در قرون نهم و دهم، مسیحیت در آن رواج یافت.

کشور بلغارستان از اوائل قرن یازدهم و تا نزدیکی های اواخر همان قرن مطیع امپرراتوری بیزانس بود، اما چندی بعد به امپراطوری تبدیل شد و در سال1330 میلادی خراجگزار صربستان (یوگسلاوی) شد. در زمان سلطان بایزسد عثمانی در سال1393 میلادی، عثمانیها آن را تصرف کرده و ضمیمه خاک خود نمودند. از این زمان آزار مسیحیان بلغاری آغاز شد. در طی حدود 5 قرن سلطه عثمانی‌ها بر این خطه، مردم بلغارستان بارها دست به شورش زدند.از حمله شورش سال 1875 به رهبری استانبولوف بود که در کمال قساوت سرکوب شد. بالاخره بلغارستان درسال 1878 از عثمانی (ترکیه) مستقل و مشتمل بر قسمتی از مقدونیه شد.این پیمان در کنگره برلین مورد تجدید نظر واقع شد و بلغارستان محدود به سه قسمت تقسیم شد؛

1- بلغارستان شمالی

2- روملیای شرقی

3- مقدونیه

 کلیه قسمتهای فوق به نحوی تحت نفوذ عثمانی بودند اما اولین پادشاه بلغارستان شمالی بنام الکساندر باتنبرگی روملیای شرقی را تصرف کرده و بخاک خود ملحق کرد. جانشین وی فردیناند ساکس کوبورگ کوتا در سال 1908 میلادی بلغارستان را کاملاً مستقل اعلام کرد و به خود عنوان تزار داد. اداعای صربستان بر ناحیه مقدونیه منجر به جنگ های دوم بالکان (در سال 1913) شد که در طی آنها بلغارستان سرزمین‌های  وسیعی را در جنگ اول بالکان تصرف کرده بود از دست داد. در جنگ جهانی اول بلغارستان در زمره متحدین آلمان بود پس از پایان این جنگ تا پیش از جنگ دوک جهانی بلغارستان باز هم به آلمان و متحدینش پیوست و قسمت هایی از یوگسلاوی و یونان را اشغال کرد. در مراحل پایانی جنگ (در سال 1944) شوروی به بلغارستان اعلان جنگ داده و به آن حمله کرد و این کشور را اشغال نمود.در همان سال دولت بلغارستان شرایط متارکه و تسلیم در جنگ با شوروی را پذیرفت.در همان دوران دولتی ائتلافی و طرفدار شروری بر روی کار آمد و کمی بعد دولتی کمونیستی جای آن را گرفت.سلطنت در سال 1964 لغو شد و پس از آن در همان سال جمهوری خلق بلغارستان تشکیل گردید و سپس طی سال آتی دولت قانون اساسی جدیدی وضع کرد که به موجب آن صنایع و معادن ملی شدند. بلغارستان در سالهای نیمه دوم قرن حاضر همواره دارای اختلافات مرزی با همسایگان و درگیر اعتراضات آزادی خواهانه مردم بوده است.

ملاحظات جغرافیایی

کشور بلغارستان با 912،110 کیلومتر مربع وسعت (نود و نهمین کشور جهان) در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی، در جنوب شرقی قاره اروپا، در غرب دریای سیاه واقع شده و با کشورهای رومانی در شمال، یوگسلاوی در غرب و ترکیه و یونان در جنوب هم مرز است. بلغارستان کشوری نیمه کوهستانی است و رشته کوه های مهم آن عبارتند از : بالکان که در مرز رومانی از شرق به غرب امتداد دارد و رود وپ که در جنوب غربی کشور واقع شده است. فلات ها نیز در بلغارستان وسعت زیادی دارند. جلگه ها و نواحی پست حاصلیخیز این کشور عمدتاً در کنار رود دانوب ( و شعباتش)، کناره ها و حنوبشرقی کشور واقع شده‌اند. مهمترین رودهای بلغارستان عبارتند از دانوب و شعباتش از جمله ایسکر، اوسوم(اوسام) کاریتسا، تونجا، مستا و استروما، آب و هوای بلغارستان در نواحی مرتفع، معتدل کوهستانی و در سایر نقاط معتدل و مرطوب و برروی هم پر باران است.بلند ترین نقطه آن قله موسالا(2925متر)؛ و رود دانوب که 2850 کیلومتر طول داشته و از شمال می گذرد طویلترین رود می باشد.

ملاحظات سیاسی

 حکومت این کشور جمهوری خلق (کمونیستی) بوده و رئیس جمهور و دبیر کل حزب کمونیست تئودورژیفموف و نخست وزیر گریشافیلیپوف می باشد. قوه مقننه از یک پارلمان (مجلس خلق) با 400 عضو که مدت دوره نمایندگیشان چهار سال است، تشکیل یافته، با اینحال قدرت اصلی در دست کمیته مرکزی حزب کمونیست است. قانون اساسی موجود در سال 1971 تدوین شده و بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، بلغارستان از 27 استان و یک ناحیه شهری تشکیل گردیده که زیر نظر یک شورای انتخابی اداره می شوند. فعالیت احزاب در بلغارستان محدود بوده و تنها حزب رسمی آن حزب کمونیست  است. بلغارستان در سال 1878 مستقل شده و روز ملی آن نهم سپتامبر است.

کشوربلغارستان همانند اغلب کشورهای کمونیستی پیشین، هم اکنون دوران سخت گذر را طی می کند. این کشور در گذشته تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق به طور جبران ناپذیری استعدادهای خود را از دست داد. همچنین آینده اش نیز نا مطمئن بود. خوشبختی اغلب مردم دور از دسترس به نظر می رسید. فقر و ناامیدی، موجب از میان رفتن رفاه و سعادت مردم شده بود. مردم بلغارستان برای زندگی درصلح، هما نند مردمان هر کشوری ترجیح میدهند که از دست سیاستمداران و رهبران نظامی رها شوند.

اغماض و فضای باز سیاسی تنها در کشورهای پیشرفته و با ثبات وجود دارد. جوامع بی ثبات در برخی اوقات مجبورند که تصمیمات خاصی را در مورد این که میخواهند درچه نوع کشوری زندگی کنند.به اجرابگذارند.نام بلغارستان از کلمه بلغار گرفته شده است. بلغارها مردمان چادر نشینی بودند که در قرن 7 میلادی سرزمین اسلاوها را فتح کرده و بعدها در آنها ادغام شدند و از این رو این کشور بلغارستان نامیده می شود. بلغارستان در گذشته یکبار به مدت500 سال تحت انقیاد ترکها در دوران عثمانی ها در آمد.اما مردم این کشور هویت ملی خودشان را در طی این دوران حفظ کردند.

زبان اسلاوی آنها و ایمان ارتدوکسی شان بسیارمتفاوت از زبان ترکی و دین اسلام بود.سر چشمه های تفکر فلسفی بلغار همواره از اروپا نضج می گرفت اگر چه سالهای سلطه امپراطوری عثمانی آنها را ازپیشرفتهای اروپا جدا کرد.

«اسکارابااوا» اشاره کرده بود که اسلاوهای غربی کاپیتالیسم و ایمان ارتدوکسی را پذیرفته اند که این موضوع موحب ترفیع حکومت های اشرافی محلی و هزینه کردن از قدرت مرکزی می شود.در مقابل، اسلاوهای شرقی مرزهای میان آسیا و اروپا را حفظ می کنند، مرزهایی که بارها باحضور نظامی مغولها، تاتارها و ترکها جهت اشغال،مواجه شده بود. بااوا، این تهدید ثابت خارجی را، فشاری بر قدرت مرکزی در اروپای شرقی می بیند و همین موضوع را سبب محدودیت های فردی و کم رنگ تر شدن استعدادهای آن منطقه می داند. تا سال1989،حکومت بلغارستان، همچنان،مخالفان سازمان یافته سیاسی و یا سنت توسعه مدنی را در خود نداشت که به فضای خالی ایجاد شده پس از دوران کمونیسم در آن کمک کند. همانند بسیاری از انقلابها، انقلاب جامعه بلغاری، بوسیله نخبگان سیاسی مشتاق به حفظ قدرت سیاسی درچهار چوبی جدید از بالابه برخی حوزه ها، تحمیل گردید.

بلغاریها برخی سنتهای دموکراسی را از قبل داشتند که به سمت آنها برگردند.

نخستین قانون اساسی بلغار، درسال 1879 درشهر ترنوو نوشته شد که در آن اندیشه هایی از انقلاب فرانسه گنجانده شده بود. قانون فوق از آزادی بیان، ایجاد مجلس، و مطبوعات آزاد حمایت می نمود. نقطه اصلی این قانون اساسی، این بود که بسیار روشنفکرانه بود و مفاهیم خوبی را در بخشی از چار چوبهای خود بیان می نمود،حتی اگر قوانین، از آن به خوبی پیروی نمی نمودند.قانون اساسی فوق( با یک یا دو گسستگی) تا دوران فراگیری کمونیست(سال 1947) بر جای ماند.بلغارستان با روسیه، روابط بسیار نزدیکی برقرار کرد اما در سال 1980، تئودور ژیوکف(رئیس جمهوروقت)، توجهی به تغییرات به وجود آمده در شوروی سابق ننمود و دستور کار سابق خود را ادامه داد.اگرچه حزب کمونیست تلاش می نمود تا بگوید که هیچ غیر بلغاری درکشور وجود ندارد،اما پروسه بلغاری کردن اقلیت ترک، درنهایت به شورش و نبردهای خونین کشیده شد و این درست درزمانی بود که سیاست باز گورباچف-گلاستنوست-به اوج خود رسیده بود.ژیوکف قادر نبود که سیاست بلغاری کردن را به خارج و تحت نفوذ گورباچف، منتقل کند. البته در سال 1980 جریان انتشار آزاد مطبوعات و تلویزیون هنوز از روسیه به بلغارستان نرسیده بود. اما آن خیلی طول نکشید که موعظه گران پیر مارکسیست /لنینسم پیشگویی می نمودند.طعم (گلاست نوست)آزادی نخستین بار از روسیه به سوی بلغارستان آمد و مشتاقانه از سوی توده مردم پذیرفته شد. امارهبران گارد پیشین بلغارستان به سختی در برابر آن موضع گرفتند. گستره اتفاقات سال 1989 ژیوکف را از حکومت برکنار کرد اما این موجب نشد که ریشه کمونیسم و مارکسیسم بکلی از جا کنده شود بلکه آنان در انتخاب مجلس ملی در ژوئن سال 1990که در آن احزاب مختلف شرکت داشتند، قدرت را به دست گرفتند. چتر نیروهای اصلاح طلبumbrella reformist group (UDF) بالاخره در سال 1991 اکثریت ضعیف مجلس را بدست آورد اما یکسال بعد هنگامی که حزب ترکها MRF/حزب حقوق و آزادی/ با24کرسی تصمیم گرفت تا تابعیت خود را از (UDF) به حزب کمونیسم منتقل کند، دولت جدید اصلاح طلب،آرای مطمئن خود در مجلس را از دست داد با این حساب سوسیالیستها کابینه جدیدی را در ژانویه 93 تشکیل داده و بسسیاری از نیروهای کمونیست سابق را وارد آن نمودند.یک ماه بعد نیروهای اصلاح طلب دست به یک خودکشی سیاسی زدند، بطوری که 7 عضو از نمایندگان خود را به دلیل آنچه که آنها آن را حمایت از دولتمردان غیر می نامیدند،از میان خوداخراج کردند. این اقدام عجولانه باعث شد تا 11 نماینده دیگر آنان استعفاء داده و در گروه مخالف قراربگیرند0 در نتیجه این اعمال، حزب کمونیست، براحتی اکثریت مجلس را به دست آورد. در چنین حالی بلغارستان برای یک سال و نیم از مجلسی دو قطبی برخوردار بود. این موضوع باعث وجود بد گمانی و سوء ظن نیروها به یکدیگر شده بود.با بروز چنین مساله ای، ممکن بود که انتخابات پیش از سپتامبر برگزار گردد. این موضوع مهم نیست که کمونیست ها در کشور دیگری جز بلغارستان نتوانستند رای بیاورند. در زمان زمامداری ژیوکف، نسبت اعضای حزب کمونیسم به عموم مردم تقریباً13% بود که این میزان برترین آماری بود که درآن زمان حتی در اتحاد جماهیر شوروی می توانست پیدا شود. در آن سال خبرگزاری شین هووای چین گزارش داد که در آن سال دهها هزار نفر از مردم بلغار در «روزمن» بالبداهه تجمع کرده و آن روز رادر صوفیه جشن گرفته اند.اگر این خبر درست باشد بازتاب احساسات میهن دوستانه بازمانده از دوران کمونیسم است.حزب کمونیسم ممکن بود از این احساسات برای خود بهره ببرد اما آنها دیگر نمی توانستند روش سیاسی قبل از سال 1989 را دوباره به وجود آورند.تکثرسیاسی و سرمایه گذاریهای خصوصی به شدت رواج یافته و دیگر قابل تغییرنبود.

ملاحظات اقتصادی

مهم‌ترین صنایع کشور عبارتند از: غذایی، مهندسی و فلز کاری، نساجی، شیمیایی، لاستیک، ماشین آلات و تولید اتومبیل، غلات، ذرت، چاودار و چغندر قند نیز  مهم‌ترین محصولات کشاورزی آن کشور را تشکیل می‌دهد و سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر 56/0 هکتار می‌باشد. تولید سالانه گوشت گاو 100/98 تن، گوشت خوک 237 هزار تن، گوشت گوسفند 800،86 تن و صید ماهی 100،138 تن می‌باشد. تولید سالانه نیروی الکتریسیته نیز معادل 7/29 میلیارد کیلووات ساعت است. سرب، روی، مس، سنگ آهن و نفت مهم‌ترین معادن کشور به شمار می آیند.واحد پول آن لف (LW)معادل 100 استوتینکا است. هر 85/0 لف برابر یک دلار است.

طبق آمار بدست آمده طی سال 1979، تولید ناخالص ملی این کشور 7/26 میلیارد دلار و در آمد سرانه آن 3,034 دلار است که 34% آن از صنایع و 20% از کشاورزی بدست آمده است.نرخ سالانه رشد تولید ناخالص ملی حدود 7/5% است. واردات بلغارستان عمدتا شامل ماشین آلات، نفت وسائط نقلیه، دام، موادخام و فلزات است که اکثراً از کشورهای شوروی (44% ) و آلمان (16% ) وارد می شود.

صادرات کشور نیز بر مواد غذایی، ماشین آلات و ابزار آلات، شراب، گوشت، لبنیات، مواد خام، سوخت و مواد معدنی مشتمل گردیده که عمدتا به کشورهای شوروی (50%( آلمان (8%(  لهستان (5%( و چکسلواکی(4%) صادر می‌ گردد.

ارتباطات

سیستم ارتباطات فنی پیشرفته، کلیدی برای صعود رسانه های اطلاع رسانی و مردم بلغار است.در این راستا بانک توسعه اروپایی، 29 میلیون دلار برای ایجاد سیستم فیبر نوری در خطوط تلفن در  بیش از بیست شرکت بین المللی که در برقراری سیستم های ارتباطی فعالیت می کنند در خواست مشارکت در 70%این پروژه را داشته اند.اعتماد به سیستم مخابراتی و تلفن از جمله اساسی ترین و مهمترین مسایل جهت سرمایه گذاری و تجارت مدرن است. موافق یک نظر سنجی که توسط شرکت بین المللی تله کامینیوکیشن / ارتباطات تلفنی/ telecommunications انجام شد، بلغارستان دارای یکی از بدترین سیستم های مخابراتی جهان می باشدکه سه چهارم خطوط آن در حال تخریب است. در این راستا،گروه اسپرینت با معامله ای انحصاری بهبود وضعیت کامپیوتر و تلفن در بلغارستان را بر عهده گرفته است. از سوی دیگر، شرکت زیمنس، طبق قراردادی اجازه یافت تا80 هزار شماره تلفن دیجیتال در صوفیه و وارنا ایجاد کند.شرکت انگلیسی / تلفن و کابل/UK-based Cable & Wireless امتیاز ایجاد شبکه ای را گرفت که شهرهای صوفیا، پلودیو، وارنا و بورگاس را در بر گرفته و تا سال 1998،95% کشور را  تحت پوشش قرار داد.بعد از دو سال، مدیریت این امتیاز به بلغاری ها داده شد.

C&W ادعا کرد که آنها برنامه توقف در بلغار برای دوره ای طولانی را در سردارند و قصد سرمایه گذاری در پروژه های محلی را دارند.

اتحادیه اروپا در آن سال اقدام به برگزاری دوره آموزش از راه دور برای بلغاریها نمود که در آن آیین دولتمداری، مدیریت از راه دور یک انجمن /شرکت…، بازاریابی، فروش و تکنولوژی جدید گنجانده شده بود برخی از کمپانی های رایانه ای، ادارات و مراکز منطقه ای خود را فعال نمودند. شرکت Compaq با 38 فروشنده در بلغارستان، به روند رایانه ای سازی مجلس ملی بلغارستان کمک کرد.

کتابخانه کنگره ملی آمریکا نیز با اختصاص مبلغی به این امر، به انجام پروژه کمک کرد.

موسسه Intel GmbH اداره ای در شرق اروپا و مرکز فروش در بلغارستان را گشود. شرکت McGraw-Hil نیز اعلان کرد که مجله ای کامپیوتری به زبان بلغاری انتشار می دهد – که در حال حاضر منتشر می گردد بسیاری از دانشگاهیان و روزنامه نگاران غربی، اینک برای دریافت و انتشار اطلاعات بسیار سریعتر از آنچه که قبلا متصور بود، به اینترنت اعتماد کرده اند.انجمن اینترنت یک کارگاه آموزشی اینترنت در پراگ برای دانش جویان شرق اروپا گشود. سرمایه گذار بشر دوست، آقای جرج سوروس، مبالغی برای اشخاصی که می خواستند در این دوره ها شرکت کنند، پرداخت کرد.وی همچنین مبالغی را برای حفظ خطوط اینتر نت در بلغارستان هزینه کرد، وی مدعی بودکه شبکه های اینترنتی از میان برنده موانع موجود برسر راه آزادی بیان و…)درکشورمی باشند.

موسسه MCI متعهد شد که کتابدارانی را که دردایره مطالعات محیط زیست فعالیت می کنند برای شرکت در کنفرانسی علمی به پراگ بفرستد. کتابداران، از جمله مهمترین بخش های اداره اطلاعات در اینترنت هستند که به آنها اکودایرکتوری/ پژواک مستقیم/ EcoDirectory گفته می شود. بکار گرفتن اینترنت، البته نیازمند زبان انگلیسی، آشنایی با الفبای لاتین و استفاده بسیار از نرم افزار های آمریکایی است، از این روی، شرکت های تکنولوژیکی آمریکایی به سختی نیازمند زمان هستند تا برنامه های خود را ارتقاء دهند. پس در این گفته منازعه ای نیست که باید عده ای از مردم برای مکاتبه و آموزش از جهان خارج آماده شوند. این نیز باید به خاطر سپرده شود که محرک تاجران آمریکایی در کمک به افزایش سطح معلومات و… مردم اروپای شرقی، توسعه بازار مصرف در آن مناطق است.این ممکن است که عالی و خوب باشد اما آموزش به این منظور بی طرفانه نیست و راه به سوی اطلاعات واقعی را که از سوی دانشجویان مشتاق اروپای شرقی دنبال می شود، می پوشاند.

حتی اگرادعا شودکه می خواهند دستیابی به تکنولوژی پیشرفته را هموار کنند. گزارشگران  جدید برای نشریات تازه که در حال ازدیاد بود، فعالیت می نمودند، اما روزنامه های پیرو سیاستمداران سابق، با وجود اشتیاق در آموزش، عملاً از آن بی بهره بودند. غیرعادی نیست که آنها نتوانستند میان نقش گذشته خود و جریان فعلی تفاوت بگذارند. از این روی مشتاقند تا حقیقت جامعه خود را انتشار دهند. بنا براین آنها داستانهای سرهم بندی شده، بسیار با تحریف یا بدون نام نویسنده چاپ می کنند.خبر نگارانی که برای رادیوو تلویزیون دولت قدیم کار می نمودند یک مشکل قابل درک داشتند: هیچکس به سخنگوی دولت اعتماد نداشت. روز نامه نگاران بلغاری شروع به درک اهمیت این مشکل کرده اند.

خبرگزاری بالکان ( با بخشی از سرمایه گذاری اروپایی)تاسیس شد تا رفتار حرفه ای را ترفیع دهد.

در این راستا، سمینارهایی در باب دموکراسی و رسانه ها و همچنین ناسیونالیسم افراطی و رسانه ها برگزار کرده است.پارلمان بلغارستان ازانجمن روزنامه نگاران اروپا دعوت کرد تا آنها را در تنظیم امور مربوطه یاری دهد. رادیو صدای آمریکا از آموزش روزنامه نگاران حرفه ای در صوفیا حمایت کرد. دانشگاه آمریکایی برای پرکردن خلاء،نیازهای برنامه های آموزش حرفه ای در موضوعات جدید درزمینه های مدیریت اقتصادی، علوم کامپیوتر، حقوق وروزنامه نگاری به سبک استاندارد غربی درشهر بلاگواف گراد تاسیس شد. متاسفانه دانشکده روزنامه نگاری دانشگاه صوفیه در اوایل، هیچ تغییری در جهت دگرگونی مواد آموزشی پس از زمان کمونیستی انجام نداد. The American-based Freedom Forum سازمان آزادی آمریکایی نیز کتابخانه مرجع خبر در شهر بلاگواف گراد تاسیس کرد تا به روزنامه نگاران بلغاری اطلاعات جدید، کتابهای مرجع و سی دی ارائه نماید.

 با دستیابی به جریان اطلاع رسانی جهانی، هیچ سانسورسیاسی ای نمی تواند وجود داشته باشد.خصوصاً، با قوانین ضد سانسوری که در بلغارستان /جدید/ پدید آمده آنها می توانند هر چه را که میخواهند و تا آنجا که می توانند بخوانند، ببینند و گوش فرا دهند. در سال1989، رسانه های خبری و روزنامه ها، تجربه بسیار دراماتیکی، در رها شدن از بند به دست آوردند و انتشار مطبوعات بسیار گسترش یافت، اما در همین حین، افزایش قیمت کاغذ و چاپ روزنامه موجب تعطیلی بسیاری از آنها شد. پس از آن موضوعات سیاسی مانند انتخابات و سخنرانی ها نیز تازگی و طراوت خود را از دست داده و علاقه به آنها نیز کاهش یافت. در نتیجه تیراژ مطبوعات رو به افول نهاد. نشریات قطع کوچک، فعالیت خود را به خوبی انجام دادند. ظاهراً تجارت هفتگی سود آور بود. شرکتهای انتشارات سوییسی (Ringier وReuters) هردو به سرمایه گذاری در حوزه چاپ مطبوعات مبادرت نمودند. بسیاری از فرستنده های رادیویی و تلویزیونی درحال حاضر به صورت مختلط در تملک دولت و بخش خصوصی است. شش شبکه تماماً بازرگانی رادیویی، اکنون تنها در صوفیا اجازه پخش در سراسر کشور را دریافت کرده اند.گروه انگلیسیBritain's GWR Group Plc ً 30% از سهام رادیوی FM Plus را خریداری نموده و یک شبکه تلویزیونی به زبان ترکی نیز مجوز پخش دریافت کرد، یک کمپانی یونانی به نام آتنا تی وی Antenna TV طی مذاکراتی اجازه پخش برنامه های خود در داخل بلغارستان را به دست آورد. طی سال 90، کانال خصوصی فرانسه در صوفیه قابل مشاهده بود. هم اکنون، بسیاری از اهالی بلغار می توانند به طور منظم، شبکه های روسیه، یونان و یوگسلاوی (بسته به محل اقامتشان) را دریافت کنند. در سال 1991 قانون اساسی سرپرستی رسانه ها را به مجلس سپرد تا این نهاد، قوانین مربوطه را تدوین کند. تدوین این قوانین توسط کمیسیون ویژه مجلس بسیار به طول انجامید.  نمایند گان ادعا می نمودند که آنها در حال مطالعه قوانین مربوط به رسانه ها در سراسر اروپا می باشند. در همین اثنا، کارمندان رادیو دولتی بلغارستان ادعا کردند که رییس مجموعه آنها از قبل از سال 1989 تغییر نکرده است و این در حالی است که کارمندان و ایدئولوگهای تلویزیون بلغار، به سرعت پس از تغییرمدیریت سیاسی جامعه تغییرمی یابند. ایده مالیات ارزش افزوده از جمله سنت های اروپایی بود که مجلس خیلی زود به آن پرداخت.  تفسیر بلغاری از این قانون که از سال 1991 به اجرا در آمد، رسانه ها، مطبوعات، کتاب،صنعت چاپ و نشر و فیلم را از پرداخت 18% مالیات معاف نکرد. نتیجه قریب الوقوع این قانون اعتصاب عمومی چهار روزه از سوی روزنامه های برجسته بلغاری و ایستگاههای خصوصی رادیو بود. در حمایت از این اعتصاب تئاتر صوفیا، تنها فیلم های پورنوگرافی به نمایش گذارده شد. موسسه صوفیا فیلم نیز ادعا کرد که این مالیات سنگین، هنگامی که ارزش لوا(برای خرید بلیط) پایین می آید و بهای ساخت فیلم ها بالا می رود فیلم های خانوادگی را از پرده های سینما کنار می برد.  اتحادیه همپیمانان توسعه تجارت در بلغارستان، اتحادیه روزنامه نگاران بلغارستان و سازمان رادیو های خصوصی، درخواست معافیت از مالیات  نمودند، چرا که در این قانون، به آگهی که منبع اصلی درآمد رسانه ها بود، لطمه سنگینی وارد می شد.

این بالاترین قیمت مالیات ارزش افزوده در کشور های اروپایی بود. توجه به این امر حائز اهمیت است که هیچیک از رسانه های رادیو و تلویزیون دولتی، که احتمالا تحت این قانون واقع نمی شدند،در این اعتصاب شرکت نکردند. به آسانی می توان در یافت که زمانی این مالیات به نشریات و رسانه های خصوصی ضربه وارد خواهد کرد که به ابزار و استراتژی دولت در حمایت از ایستگاههای رسانه ای خود تبدیل شود. هر چند که، بودجه بلغارستان در سال 1993 به میزان 7/14 % کسری داشت، شاید این کار مجلس، تلاش بی شرمانه ای برای خاموش کردن صدای مطبوعات در قبال آن کمبود ها بود. این شاید یک عامل باشد اما احتمالا غیرمنطقی است. میل شدید برای بالا بردن در آمد دولت، در زمانی بود که سرمایه گذاری به سختی انجام می شد.گذشته از مشکلات سرمایه کذاری، نشریات گروههای اقلیت بلغارستان، تجربه ای دراماتیک و پیروزیهای شگرف را پس از سال های 1980 کسب کردند. دولتمردان کمونیست، خشونت آشکاری نسبت به ترکها داشته و در طی بی عدالتی ها و خشونت های دیگر، مدرسه و روز نامه های آنان را تعطیل کردند که باعث گریختن بسیاری از ترکهای بلغار به ترکیه شد. امروزه نشریات ترکی به آزادی منتشر می شود..هنوز به نظر می رسد که ترکهای بلغار از موقعیت خود ناراضی هستند.  

در مارس 1993، حزب MRF ترکها،خواستار تولید و پخش برنامه روزانه تلویزیونی 12ساعته به زبان ترکی،از شبکه های دولتی شد. کمتر از دو ماه بعد، موسسه خبری- بی.بی.سی- خبری در باره وجود یک فرستنده غیر قانونی در جنوب شرقی بلغارستان گزارش نمود که  این خود به روشنی، نقض قانون بود، چراکه این فرستنده برنامه های ماهواره ترکیه را بر روی برخی از فرکانسهای تلویزیون ملی بلغار قرار می داد. در نهایت پروانه پخش به شبکه ای ترکی با سرمایه گذاری خصوصی داده شد، اما شرایط آن به مراتب سخت تر از آن بود که قابل حصول باشد. دولت بلغارستان به روشنی از اعطای مجوز و موافقت با درخواست MRF مبنی بر پخش برنامه های ترکی از یک شبکه مستقل دولتی، دوری می نمود تا اینکه بالاخره در آگوست 1993 رادیوی دولتی بلغار، شروع به پخش برنامه های ترکی کرد.کولیهای بلغاری وضعی بهتر از ترکها نداشتند. آنها حزب سیاسی ندارند تا شکایتها و نارضایتیهای خود را بیان کنند. هیچ کدام آنها نتوانسته است که بر اساس منع قانون اساسی از تشکیل حزب بر اساس قومیت و دین، حزبی برای کولیها تشکیل دهد. در اینجا دو سازمان ملی برای کولیها وجود دارد.

 یکی اتحاد روما در بلغارستان Confederation of Roma in bulgaria که در ماه می 1993 بنا شده و دیگریAssociated Roma Union اتحاد همپیوندان روما است که در اکتبر 1992 تشکیل شده است. بدون وجود نمایندگانی در مجلس، البته این بسیار مشکل است که قوانینی در باره حقوق کولیها در مجلس تصویب شود. اما برخی اصلاحات در این باره انجام شده است.

گویشها و لهجه های روما اکنون در برخی از مدارس ابتدایی آموزش داده می شود. دولت بلغارستان، طرحی برای سربازگیری کولیها در نیروی پلیس ارائه کرده است. متاسفاته تاکنون پلیس متناوباً به آزار و اذیت کولیها متهم شده است. پس پلیس کولیها باید گامی در جهت حقوق خود بردارد.

دپارتمان دولتی آمریکا در سال 93 گزارش داد که محلات اختصاص یافته به کولیها، بسیار فقیرانه، غالباً بدون آب، برق و فاضلاب بوده و انجمن کولیها و همسایگان آنها مکررا مورد حمله واقع شده اند. آنها در استاندارد زندگی جامعه بلغاری، واقع نشده اند. مطبوعات جرایم را بدون دلیل به آنها استناد می دهند. اتحادیه روما، ادعا می کند که آنها حزب سیاسی نیستند، اما از سوی احزاب سیاسی و مطبوعات مورد حیله و تجاوز واقع می شوند. اتحادیه روما، اعلام کرد که حمایت خود را از حزب لیبرال پس گرفته و به حزب کمونیسم پیوسته است چرا که این اتحادیه از وعده های تهی آنها به ستوه آمده است. اکنون، بسیاری از رسانه ها ی بلغاری وابسته به دولت و یا احزاب هستند و به نظر نمی رسد که در آنها مشکل سانسور وجود داشته باشد. برخی رادیو های دولتی خارجی مثل بی بی سی و صدای آمریکا اکنون بدون هیچ گونه اضطراب و مشکلی در فرکانس رادیوهای بازرگانی (commercial ) قرار گرفته اند. گر چه هنوز تلویزیون بلغارستان تحت کنترل دولت است، اما مطابق نظر سنجی های به عمل آمده، مردم به اخبار آن اعتماد دارند. حقیقت جالب توجه اینجاست که تلویزیون همچنین می تواند تحلیل و تفسیر یک قطب سیاسی مخالف قرار بگیرد. چند سال پیش روزنامه حزب نیروهای دموکراتیک،خبری کاملا سری را درباره حوادث 1968 مبنی برارسال 1800 دسته از سربازان به چکسلواکی را منتشر نمود. این عمل، گرچه ممکن است به عنوان فعالیتی در جهت دستپاچه کردن کمونیستهای پیشین به نظر آید، اما، بحثی در فضای باز رسانه ها بوده و شاید دلیل بروز آن درد و رنجی بود که مردم بلغار کشیدند. فضای باز مطبوعات، باعث می شود تا گاه آنها به عنوان وجدان عمومی عمل کرده و حقیقت را نشان دهند. پذیرش این نوع از آشکار سازیهای روزنامه نگاری، یقیناً در دوران ژیوکف، یافت نمی شد. در سال 1978 در لندن واقعه مشهوری در باره یک پناهنده سیاسی که در شبکه جهانی رادیو بی بی سی به عنوان گوینده خارجی فعالیت می نمود رخ داد. گئورگی مارکف، در طی سالهای کمونیسم از کشور گریخت و در تبلیغات ضد کمونیسم، رادیو بی بی سی، برای داخل بلغارستان فعالیت می نمود.  او در نهایت توسط یک آدمکش بلغاری که توسط ژیو کف فرستاده شده با ضربه یک چتر سمی در پل والترلو کشته شد. این مطلب خود مسلماً نمونه بسیار روشنی در سانسور عقاید از سوی دولت در بلغارستان بود. قانون جدید مربوط به نشر و سانسور بلغارستان آثاری از دوران کمونیست دارد. قانون اساسی کنونی بلغارستان در جولای 1991 زمانی که حزب کمونیست در مجلس غلبه داشت، درمجلس ملی مورد تصویب قرار گرفت. در آن زمان برخی از نمایندگان حزب لیبرالUDF خواستار آزادیهای بیشتر در قانون اساسی و فاصله گرفتن هر چه بیشتر از ایده های کمونیستی شدند. آنها مخالفت خود را با اقدامات اکثریت کمونیست مجلس، در طی یک اعتصاب غذای 10 روزه نشان دادند. آنها خواستار قوانین غنی تری در حفظ حقوق و آزادیهای بشر بودند. همانطور که پیشتر گفته شد، قانون اساسی کنونی بلغار، تشکیل احزاب سیاسی بر اساس قومیت و دین را ممنوع می داند. این موضوع هم مباحث زیادی را برانگیخت. کشورهای CSCE که شامل آمریکا نیز می گردد و همچنین گروههای حقوق بشر غربی، اظهار داشتندکه اقلیت های قومی در بلغار پیوسته مورد تبعیض واقع شده اند.آنها مدعی بودند که اقلیتها بدون داشتن نماینده در مجلس، به سختی می توانند به حقوق خود دست یابند. دولتمردان بلغاری، ضربه متقابل این استدلال را با ترس غیر واقعی خودشان از پتانسیل منفجر شونده تقسیم کشور به شاخه های فرعی نژادی نشان دادند.

فروپاشی کشور همسایه – یوگسلاوی – ازاین بحرانها، مطمئناً در صوفیه مورد توجه قرار نگرفته است. در آن زمان حزب UDF ( نیروهای دموکراتیک) بر آن شد تا برای اصلاح این مشکل قانون اساسی تلاش کند. اما این موضوع مستلزم داشتن اکثریت دو سوم در مجلس بود که آنها فاقد آن بودند. در همان ایام، نمایندگان قانونی آمریکا که در اروپا مستقر بودند، راسا به بلغارستان سفر کردند تا در بازبینی قانون اساسی نیرو های دموکرات را یاری دهند. هنگامی که در آمریکا ساخت فیلم های خشن توام با عریانی افزایش یافت، واردات آنها به بازار بلغارستان نیز مسلسل وارگسترش پیدا کرد. مشکل است که در مورد زمان این موضوع پیش گویی کرد. اما اگر بلغاریها از گذران با این دست فیلم های بی ادبانه خسته شوند و برای تماشای فیلم های هنرمند انه و تفکر برانگیز پول پرداخت کنند، چه خواهد شد؟ حالادر بلغارستان، البته چیزهای نو،گرامی داشته می شوند، اما باید گفت که سطح تحصیلات و فرهنگ مردم بلغارستان بالاست و بعید به نظر میرسد که آنها برای مدت طولانی به فیلم های اکشن و غیرمتفکرانه نگاه کنند. در هر صورت، قانون جدید کپی رایت آثاری برسینمای داخلی بلغارستان، در برابر تجارت فیلم های آمریکایی باقی خواهد گذاشت. بیشتر از50 درصد فیلم هایی که در بلغارستان نمایش داده می شود،سرقت از کپی فیلم های آمریکایی است. ادعا می شود که برخی از فیلم های آمریکایی قبل از اینکه در آمریکا اکران شود، در گذشته بصورت غیر قانونی در بلغارستان توزیع شده اند. تاریخ این کار به دورانی باز می گردد که کتابهای مخالف غربی در زمان کمونیست به طور مخفیانه در بلغارستان توزیع و منتشر می شد. اکنون دیوار بلند قیمت های بالا بجای سانسور گذشته نشسته است. در مقابل صنعت فیلم های خانوادگی بلغارستان دچار اضمحلال و فرو پاشی کامل شده است. برای اینکه بعد از سال 1989، دفعتاً، دیگر هیچ پولی از سوی دولت برای سینما پرداخت نشد.  صنعت فیلم بلغار، شبیه صنعت کامپیوتر، به بهره بری از سرمایه گذاری های بزرگ و توجه به آن در زمان کمونیسم از سوی دولت عادت کرده است دختر تئودور ژیوکف، شخصاً، در دوران وزارت فرهنگش متصدی توسعه دادن فیلم های بلغاری بود. اگر آن فیلم ها دارای تبلیغات کمونیستی بودند، بازاریابی آنها نیاز به هیچ چیز دیگری نداشت. مرکز سینمایی دولتی بویانا فیلم، به مدرنترین نور پردازیها و دوربین ها مجهز بوده و 1600 نفر نیز در آن استخدام شده بودند. این مرکز سینمایی، دارای وسیع ترین و مجهز ترین انبار لباس و پشتیبانی در اروپا بود که درآن سنت ها و لباسهای 80000 دوره وجود داشته و کارگاههایی که قادر بودند،حیوانات قبل از تاریخ، لوازم جنگی قرون وسطی و… را تولید کنند.» این در حالیست که در حال حاضر، اکثر وسایل مذکور بلا استفاده مانده است. پس از سال 1989، پول ملی بلغارستان تقریباً بی ارزش شد، اما تولیدات بویانا فیلم همچنان می توانست تولید کنندگان خارجی را برای تولید فیلم به صوفیه بکشاند.فیلم مشترک بلغاری- آمریکایی«شکار پرندگان» با هزینه 5/3 میلیون دلاراز این نمونه ها بود فستیوال فیلم کمدی در شهر گابروا برگزار شده و وارنا میزبان « نخستین فستیوال بین المللی » بود. در حال حاضر، به نظر می رسد که بلغاریها مشتاقند تا با غربی ها ارتباط بیشتری داشته و از مدل آنها در خصوص مسایل مختلف همچون قانونگذاری پیروی کنند. هیچ دو کشوری در مسیر توسعه دارای راه و جهت یکسان نیستند، از این روی، پیشگویی در باره آینده بلغارستان ناممکن است.

جمعیت

تراکم جمعیت 6/79 نفر در کیلومتر مربع می‌باشد. 59% مردم کشور ساکن شهرها بوده و پرجمعیت‌ترین شهر آن (صوفیا)، حدود 9/10% جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد.

 از لحاظ توزیع سنی: 3/22% را افراد کمتر از 14 سال، 3/62% را افراد 15 تا 59 سال و 4/15% را نیز افراد بالاتر از 60 سال تشکیل می دهند.متوسط عمر مردان 6/68 سال و زنان 9/73 سال می‌باشد. در بلغارستان میزان تولد 1/16 در هزار، میزان مرگ و میر 7/10 در هزار و رشد جمعیت 64/0% است. میزان مرگ و میر کودکان نیز 7/23 نفر در هر هزار نوزاد می‌باشد.اغلب اقوام این کشور سفیدپوستان بوده  که از تیره های بلغار (85% )، ترک(9% )،یونانی، ارمنی و کولیمی‌متشکل می گردد.70% مردم، ارتدوکس و 9% مسلمانند. زبان رسمی بلغاری است که با خط سیریلی نوشته می‌شود. زبان‌های ترکی، یونانی و ارمنی نیز رایج است.ازجمله پرجمعیت‌ترین شهرهای کشور می توان به پایتخت کشور (شهرصوفیا )،پلودیو،وارنا، روسه،بورگاس، واستارازاگورا اشاره نمود. بنادر مهم بلغارستان عبارتند از بورگاس و وارنا که هر دو در کنار دریای سیاه واقع شده‌اند.

ملاحظات علمی

تاریخچه

مردم بلغارستان در طی یک دوره تاریخی 1300ساله توانستند سنتهای آموزشی- تربیتی پایداری را بیافرینند که همواره با ارزش وحائز اهمیت بوده است.خط اسلاوی که توسط برادران سیریل ومثودیوس در قرن نهم ابداع شده بود توسط ملت بلغارستان توسعه وتداوم یافت.اندکی بعد یعنی در قرن دهم این ملت توانست به درک(عصر طلایی فرهنگ وادبیات بلغاری)نائل آید و طی سالهای طولانی سیطره امپراطوری عثمانی... در(قرن دهم)، همجنان به علم و آموزش و پرورش دلبسته باقیماند. نخستین بار، مدارس دولتی طی دهه‌های 30 و40 قرن بیستم تاسیس شد و بلغاری‌های وطن دوست و جمعیت اهل مطالعه بلغارستان  از آنها حمایت کردند. قبل از این دوره، در دوران بردگی، این مدارس شرایط را برای دوره مدرن  آموزش به سبک اروپا مهیا کردند. دوران شکوفایی ملی در بلغارستان به صورت نهضتی پدیدار شد که به سمت آموزش ملت بلغارستان و پیوستن آنها به تمدن اروپا  و مسیحیت پیش می‌رفت. پس از آزادی از سلطه عثمانی، نظام آموزش در بلغارستان در کوتاه ترین زمان ممکن به سطح نظام آموزش در اروپای غربی ارتقاء یافت. نظام آموزش و پرورش دولتی در بلغارستان پس از سال 1878 تاسیس شد. از آن هنگام بود که مصوبه آموزش همگانی به اجرا در آمد. این مصوبه، اصول مربوط به پیشرفت را، که از ارزشهای بسیاری برخوردار بودند، مورد حمایت و تشویق قرار داد. این اصول بر ویژگیهای عمومی آموزش، قابلیت دسترسی به آموزش و حق استفاده از آن برای تمامی کودکان- صرف نظر از جنسیت، سن، ملیت، مذهب و آموزش ابتدایی رایگان، غیر مذهبی و الزامی همگانی مشتمل می گردد.این اصول در قانون اساسی حکومت سلطنتی بلغارستان تایید و قانون تو رنو نام گرفت وطی سال‌ها و دهه‌های بعدی، تا دوران معاصر ادامه یافت و به‌صورت کامل‌‌تر و دقیق‌‌تر درآمد آنچه از اهمیت ویژه ای برخوردار است، مصوبه آموزش همگانی سال 1909است که هم‌زمان با دوره وزارت ان موشانو (N.Mushanov)تصویب شد و به اجرا در آمد. این مصوبه  سالیان مدید معتبر بود و نشان دهنده این بود که نظام آموزش بلغارستان دارای خصوصبات و سبک اروپای غربی است. طبق مصوبه‌ای که در سال 1921 هم‌‌زمان با وزارت سنت او مارچوسکی به اجرا در آمد، مدت آموزش الزامی افزایش یافت و شامل تمامی حوزه های مربوط به آموزش پایه شد؛ بعد‌ها، طبق قانون مصوب 1948 بلغارستان، آموزش کو دکان تا سن 16 سال الزامی شد.

دهه های1930و1940 نشان دهنده دوره تثبیت نظام آموزش و پرورشی، تثبیت اجرای آموزش پایه الزامی و توسعه تحصیلات متوسطه چه به صورت حرفه ای- بود ویژگی اصلی- چه به صورت عمومی و چه  به صورت حرفه‌ای –آموزش و پرورش طی سال‌های 1944 تا 1989 مرکز محوری شدید وآغاز رشد و نفوذ ایدیولوژی در امر آموزش بود.در دوره فوق تحولات مثبتی به چشم می‌خورد که می توان به شرح ذیل آنها رابرشمرد: آموزش متوسطه هم‌ عمومی و هم حرفه‌ای- به صورت آموزش و پرورش همگانی در آمد؛ تعداد عظیمی از مدارس جدید افتتاح شد؛ تعدادی از سنت‌های دموکراتیک در مدیریت  آموزش و پرورش کماکان حفظ شد، نقش شورای تعلیم و تربیت افزایش یافت، شرکت مردم در فعالیت‌های مدارس احیا شد تاثیرات منفی وارده بر نظام آموزش وپرورش این بود که فعالیت‌های درون مدارس شدیداً محدود شد و معلمان از استقلال لازم در کارشان محروم شدند. شغل معلمی از حیثیت و جایگاه بالایی برخوردار نبود و بسیاری از افراد ثروتمند آن را رها می‌کردند.در طی فرآیند ایجاد تغییرات وتحولات در نظام آموزش وپرورش سعی فراوانی صورت گرفت تا ساختار مدیریتی نظام آموزشی که به شدت ایدیولوژیک،ناقص،و فاقد ظرفیت های لازم بود به طور همه جانبه دگرگون شود و مشارکت مردم در مدیریت آموزش و پرورش ملموس تر وافزون تر گردد.در صورت عدم وقوم چنین تحولاتی ما با التاف نیروی انسانی و استعدادهای افراد وبر قرار نشدن نظام دمکراتیک در حوزه این آموزش وپرورش مواجه می شدیم.مردم بلغارستان، از لحاظ تاریخی و سنتی، به آموزش وپرورش به عنوان وسیله در جهت دستیابی به ارزش وجایگاه ویژه اجتماعی می‌نگرند و سخت می‌کوشند تا آن را در دسترس عموم کودکان قرار دهند. پدیده هایی نظیر عدم ثبت نام کودکان و یا اخراج آن‌ها بسیار محدود و نادر بوده است (بیش از 2-1 درصدجمعیت کودکان با این شرایط مواجه نمی‌شدند) نظام آموزش وپرورش بلغارستان، در طول تاریخ، به ویژگی‌هایی چون پیشرفت، ترقی وتکامل، ثبات، شمول کودکان در حد بالا حهت تحصیل در مدارس، کیفیت بالای آموزش و پرورش و رفتار و عملکرد خوب دانش‌آموزان دست یافته است. حس خود آگاهی عمیق ملی مردم بلغارستان حاصل غنا وترقی معنوی آن‌ها است. به طور کلی می توان گفت که95% مردم بلغارستان باسواد بوده و 56% نوجوانان رده های سنی 19- 5 سال در مدارس در حال تحصیل می باشند.  طبق آمار بدست آمده طی سال 1997، تعدادگروه سنی باسواد 29 سال یا پایین تر 3242600 نفر (39 در صد از کل جمعیت ) و تعداد کودکان با سن تحصیل اجباری 1112176  نفر بود.