تحولی بزرگ در جغرافیای اقتصادی جهان

هو چین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند پنجشنبه پانزدهم آوریل در دومین نشست چهار قدرت نوظهور اقتصادی در برازیلیا شرکت کردند. این چهار قدرت، که به دلیل حروف اول اسامی آنها به انگلیسی «بی آر آی سی» یا «بریک» نامیده میشوند، بیست و شش در صد مساحت زمین را با سی و دو در صد اراضی کشاورزی، چهل و دو در صد جمعیت و پانزده در صد تولید ناخالص داخلی آن در اختیار دارند بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم در نشر آن است. حضرت علی(ع)

جغرافیه اقتصادی جهان


تحولی بزرگ در جغرافیای اقتصادی جهان
فریدون خاوند

هو چین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند پنجشنبه پانزدهم آوریل در دومین نشست چهار قدرت نوظهور اقتصادی در برازیلیا شرکت کردند. نشست برازیلیا به دلیل وقوع زلزله در چین یک روز قبل از زمان پیش بینی شده برگزار شد تا هو چین تائو بتواند به کشورش بازگردد.

قدرت های نوظهور

این چهار قدرت، که به دلیل حروف اول اسامی آنها به انگلیسی «بی آر آی سی» یا «بریک» نامیده میشوند، بیست و شش در صد مساحت زمین را با سی و دو در صد اراضی کشاورزی، چهل و دو در صد جمعیت و پانزده در صد تولید ناخالص داخلی آن در اختیار دارند.

از «قدرت های نوظهور» اقتصادی هیچ فهرست رسمی یا مورد قبول همگانی در دست نیست. بر پایه ملاک های مورد استناد در نوشته های علمی، سخن بر سر کشور هایی است که طی مدتی طولانی از نرخ رشد بالا برخوردار بوده اند، ساختار های تولیدی شان در عرصه های گوناگون (کشاورزی، صنعت، خدمات) به تنوع رسیده و با صدور حجم روز افزونی از کالا های صنعتی و خدمات به بازار های جهانی، جایگاه خود را نظام تقسیم بین المللی کار دگرگون کرده اند.

اگر این ملاک ها را مورد توجه قرار دهیم، روسیه در زمره «قدرت های نوظهور» اقتصادی جای نمی گیرد، زیرا وزنه این کشور در اقتصاد جهانی عمدتا به صدور نفت و گاز وابسته است. در واقع حضور روسیه در نشست های بین المللی تنها به دلیل قدرت نظامی بر جای مانده از دوران شوروی سابق، نقش آن در بازار انرژی و توانایی های بالقوه آن در عرصه های تولیدی و بازرگانی قابل توجیه است. در عوض چین و هند و برزیل قدرت های اوجگیرنده ای هستند که رابطه قدرت ها را در سیاره زمین دگرگون کرده و از آغاز فصلی تازه در اقتصاد جهانی خبر میدهند.

علاوه بر چهار کشور حاضر در نشست برازیلیا، که ژوئن سال پیش در نخستین نشست گروه موسوم به «بریک» در یکاترینبورگ روسیه شرکت کردند، «قدرت های نوظهور» اقتصادی کشور های دیگری را نیز در بر میگیرند، که قدیمی ترین آنها کره جنوبی، تایوان و سنگاپور است. در میان اعضای این باشگاه تازه، می توان از سه کشور مسلمان ترکیه، اندونزی و مالزی نام برد.

اوجگیری این قدرت ها در عرصه های تولیدی و بازرگانی، نشاندهنده یک تحول بسیار بزرگ در جغرافیای اقتصادی جهان است. در قرن نوزدهم و بخش بزرگی از قرن بیستم میلادی، قدرت اقتصادی عمدتا در آمریکا، اروپای غربی و تا حدی ژاپن متمرکز بود. ولی امروز، از دل «جهان سوم» پیشین، قدرت هایی تازه در تولید و بازرگانی جهان سربلند کرده اند و به تهدیدی جدی برای قدرت های قدیمی بدل شده اند.

چین در سال ۲۰۰۹ به مهم ترین قدرت صادر کننده جهان بدل شد و در سال جاری از لحاظ تولید ناخالص داخلی نیز، به احتمال فراوان با کنار زدن ژاپن به دومین قدرت جهان پس از آمریکا بدل خواهد شد. برزیل، در نقش غول اقتصادی آمریکای جنوبی، وزنه نیرومندی در صحنه بین المللی است. هند در همه عرصه ها به ویژه خدمات، به سرعت پیش می تازد. ترکیه قدرت مسلط اقتصادی در آسیای غربی است.

همزمان صد ها میلیون نفر از جمعیت این کشور ها به صف طبقات متوسط پیوسته و بازار بسیار گسترده تازه ای را هم برای کشور های ثروتمند و هم برای کشور های فقیر تولید کننده مواد خام، به وجود آورده اند.

انقلاب اقتصادی

بر پایه ارزیابی موسسه آمریکایی «بروکینگ»، جهش چشمگیر طبقات متوسط در «قدرت های نوظهور» یکی از محور های اصلی رشد در اقتصاد جهانی است. به گفته همان منبع شمار افراد وابسته به این طبقات که در حال حاضر یک میلیارد و هشتصد میلیون نفر است، تا بیست سال دیگر تقریبا سه برابر شده و به چهار میلیارد و هشتصد میلیون نفر خواهد رسید.

سهم آسیا در جمعیت وابسته به طبقات متوسط، که هم اکنون بیست و هشت در صد است، در سال ۲۰۳۰ میلادی به ۶۶ در صد خواهد رسید و در عوض، سهم اروپا و آمریکا از پنجاه در صد به بیست و یک در صد کاهش خواهد یافت.

با این تحول، بخش بسیار بزرگی از بازار مصرف به آسیا انتقال خواهد یافت، و دگرگونی های بسیار مهم اجتماعی و سیاسی نیز در این منطقه به وجود خواهد آمد. با گسترش شتابان طبقات متوسط در چین، آیا قدرت سیاسی در این کشور خواهد توانست همچنان به شیوه اقتدار گرایانه و با تکیه بر نظام تک حزبی به حیات خود ادامه دهد؟

با این فرآیند، اغراق آمیز نخواهد بود اگر گفته شود که دنیای قرن بیست و یکم، بزرگ ترین انقلاب اقتصادی در دویست سال گذشته را تجربه میکند. در واقع تقسیم بندی سنتی اقتصاد جهانی بر پایه «شمال» و «جنوب» برای همیشه پایان یافته و روابط قدیمی قدرت در صحنه بین المللی، به گونه ای بنیادی بر هم خورده است.

همزمان، مبادلات بازرگانی میان «قدرت های نوظهور» به گونه ای چشمگیر افزایش می یابد. چین هم اکنون بعد از آمریکا و اتحادیه اروپا مهم ترین شریک اقتصادی آمریکای لاتین است، ولی بر پایه ارزیابی های بسیار جدی، در آینده نزدیک به جای اتحادیه اروپا به دومین شریک اقتصادی آمریکای لاتین بدل خواهد شد.

با این حال تنش در میان «قدرت های نو ظهور» رو به افزایش می رود. پویایی صادراتی چین نه فقط قدرت های صنعتی قدیمی، بلکه قدرت های تازه را هم به شدت نگران کرده است. در این میان پایین نگهداشتن مصنوعی نرخ برابری یوآن (پول ملی چین) نسبت به سایر پول ها با اعتراض شدید دیگر «قدرت های نوظهور» در آسیا و آمریکای لاتین روبرو است. این گونه تنش ها نیز بر آرایش آتی قدرت ها در صحنه بین المللی تاثیر چشمگیر خواهد داشت.

منبع:رادیو فردا