کشور انگلستان با 046/244 کیلومتر مربع وسعت معادل600 /93 مایل مربع (هفتاد و چهارمین کشور جهان) در نیمکره شمالی، در غرب قاره اروپا، در شرق اقیانوس اطلس شمالی، در کنار دریای مانش از سمت جنوب، دریای شمال از مشرق و دریای ایرلند در مغرب، واقع شده و متشکل از دو قسمت اصلی است که نصف النهار مبداء از جنوب شرقی آن (ناحیه گرینویچ در حومه لندن) می گذرد. قسمتی از انگلستان (در ایرلند شمالی) با جمهوری ایرلند(ایرلند جنوبی) مرز مشترک دارد. سرزمین بریتانیا از مساحتی معادل کشور نیوزیلند و نیمی از خاک کشور فرانسه برخوردار میباشد. این سرزمین از چشم اندازهای مختلفی برخوردار بوده و سهم عمده اراضی آن ، به جز مناطق شمالی و جنوب غربی، نسبتا مسطح و کم ارتفاع است و این درحالی است که بیشتر قسمتهای ولز و اسکاتلند از سرزمینهای کوهستانی متشکل می گردد. به طور کلی می توان گفت که کشور انگلستان به ناحیه ای کوهستانی در شمال و غرب و ناحیه ای پست در شرق قابل تقسیم است که دهانه رودخانه اگز (اگزتر) درجنوب غربی و رودخانه تیس (تی ساید) درشمال شرقی، تا حدودی مرز بین این مناطق را مشخص می نماید.

زکات علم در نشر آن است. امام علی (ع)


انگلستان

ملاحظات تاریخی

قدمت تاریخی انگلستان (جزیره اصلی) به چندین قرن پیش از میلاد مسیح باز می گردد.

طی قرون6 و7 پیش از میلاد، اقوام سلت به بریتانیا آمده و با غلبه بر ایبریان (ساکنین پیشین انگلستان) در این سرزمین سکنی گزیدند. آخرین دسته از مهاجمان سلت، بلژها بودند که در سال 75پیش از میلاد از بلژیک فعلی به آنجا رفتند.طی سالهای 55و54 پیش از میلاد، رومیان (در زمان جولیوس سزار و یولیوس قیصر) در جزیره پیاده شده و فتوحاتی انجام دادند. هجوم اصلی رومیان طی سال43 پس از میلاد، بوسیله امپراطور کلاودیوس اول بود که قسمتی از جزیره بریتانیا به تصرف وی درآمد. در زمان سلطه رومیان شورش هایی روی داد. انحطاط دولت روم طی قرن پنجم میلادی و هجوم ساکسونها و ایرلندیها به جزیره بریتانیا سرانجام طی سال 410 میلادی، به خودمختاری اهالی انگلستان منجر گردید. در این اثنا، مهاجمینی نیز از شمال اروپا به انگلستان هجوم آوردند.

از این تاریخ، نواحی مختلف بریتانیا مورد هجوم اقوام ژرمن، آنگل و ساکسون قرار گرفت.

طی قرن ششم، مسیحیت دوباره به انگلستان وارد شد. در این زمان انگلستان از وحدت سیاسی برخوردار نبوده و به چندین کشور تقسیم شده بود که از جمله مهمترین آنها می توان به نورثامبریا، مرشا، کنت و وسکس اشاره نمود. گفتنی است که میان ممالک فوق، همواره درگیری وجود داشت. سرانجام طی سال829، کلیه این ممالک، اگبرت، شاه وسکس را بعنوان پادشاه انگلستان برگزیدند. دراین زمان، انگلستان بر اسکاتلند و ایرلند مسلط نگردیده بود. اگبرت نخستین پادشاه از سلسله ساکسونهای غربی بود. این سلسله بخود پانزده پادشاه دید که از جمله مهم ترین آنها می توان به اثلوولف، آلفرد کبیر، ادوارد، اتلستن، ادگار واتلرد دوم اشاره نمود. 15پادشاه این سلسله، طی سالهای1016-829 بر انگلستان حکومت کردند. در زمان جانشینان اگبرت، انگلستان با هجوم اقوام نورمن مواجه گردید.بعدها طی سال 878 ، آلفرد کبیر آنان را شکست داد و از وسکس بیرون راند، اما ناچار شد که قسمت های شمالی و شرقی انگلستان را به آنان واگذار کند.

طی قرن دهم، اراضی فوق مجددا بوسیله دولت انگلستان باز پس گرفته شده و انگلستان ازوحدت کامل برخوردار گردید. طی سال1991میلادی، هجوم دانمارکی ها به انگستان آغاز شده و نهایتا انگلستان به تصرف آنان درآمد. طی سالهای42- 1016، انگلستان تحت سلطنت شاهان دانمارکی اداره می گردید. با افول نفوذ دانمارکی ها طی سال 1042، ادوارد خستوان و سپس در سال 1066، هارولد دوم از ساکسون های غربی به سلطنت رسیدند. با آغاز نفوذ نورمن ها، مقارن با دوران سلطنت ادوارد خستوان، زمینه جهت حکمرانی نورمن ها فراهم گردید.

انگلستان، طی سالهای1154-1066تحت سلطنت4 پادشاه نورمن قرار گرفت. سلطنت ویلیام اول(ویلیام فاتح) نخستین پادشاه نورمن، آغاز دوره جدیدی در تاریخ انگلستان به شمار می آمد، چراکه وی پادشاهی مقتدر بوده و جدیت فراوانی در ایجاد یک حکومت مرکزی داشت.

پس از انقراض حکومت خاندان نورمن، خاندان پلانتاژنه به حکومت رسید. بین این دو خاندان تا حدودی وابستگی فامیلی وجود داشت. در سلسله پلانتاژنه 8 تن بین سالهای1399- 1154 حکمرانی نمودند. در اوایل قرن سیزدهم، جان بی زمین، پادشاه انگلستان بر آن شد تا پا را از آنچه که بموجب قوانین به او تعلق می گرفت، فراتر بگذارد، اما فئودال ها، حاکمان کلیسا و شهرها بر ضد او متحد شدند. این اقدامات سرانجام به پیدایش مجلس عوام در کنار مجلس عیان (لردها) منجر گردید. در زمان ادوارد اول پنجمین شاه پلانتاژنه (طی سالهای1307-1272)، حکومت ناحیه ویلز بدست انگلستان افتاد. ضمنا از سال1169، دست اندازی انگلستان به ایرلند آغاز گردید.

سرانجام، ایرلند دراوایل قرن شانزدهم(مقارن با هنری هشتم) به تصرف کامل انگلستان درآمد. طی سالهای1337تا1453جنگ مهم فرانسه و انگلستان معروف به جنگ صد ساله درگرفت.

علت اساسی بروز چنین جنگ هایی، کشمکش هایی بود که از زمان ویلیام فاتح میان انگلستان و فرانسه بر سر تسلط بر کناره های دریای مانش وجود داشت.

نخستین مرحله جنگ، طی سالهای60- 1337در زمان ادوارد سوم، با ادعای ادوارد مبنی بر تملک بر فرانسه آغاز گردید. طی بروز جنگ دریایی (سال1340)، فرانسه بسختی شکست خورد.

در سال1346، بار دیگر فرانسویان در ناحیه کرسی شکست خوردند و در سال بعد بندر کاله بدست انگلستان افتاد. درجنگی که طی سال1356، در ناحیه پواتیه رخ داد، ژان دوم پادشاه فرانسه مغلوب و اسیر شد و سرانجام دوره اول جنگ های صدساله طی سال1360 با انعقاد پیمان بریتانی پایان یافت. به موجب این پیمان، ناحیه کاله و نواحی غربی و جنوب غربی فرانسه به انگلستان واگذار شد. مرحله دوم این درگیریها (طی سالهای73- 1369) جنگ یکطرفه بسود فرانسویها بود که به آزاد سازی بیشتر سرزمینهای اشغالی منجر گردید. طی سال1415، هنری پنجم پادشاه انگلستان، بار دیگر آتش جنگ را شعله ور ساخته و در جنگی در ناحیه آزنکور به پیروزی دست یافت. طی سال1420، با انعقاد پیمان تراوا، شارل ششم پادشاه فرانسه، هنری را بعنوان نایب السلطنه و ولیعهد فرانسه منصوب نمود، اما پس از مرگ شارل ششم پسر وی از ولیعهدی کناره گیری ننمود، و از اینرو در سال 1422، جنگهای نامنظمی، مجددا میان انگلستان و فرانسه رخ داد. طی سال1429، نواحی شمالی فرانسه به تصرف انگلستان و متحدینش (دوک بورگونی و کنت فلاندر) درآمد. در آن اثنا، ژاندارک دختر آزاده فرانسوی، با حمایت شارل هفتم (پسر شارل ششم) اورلئان دربند را آزاد نموده، انگلیسی ها را در ناحیه پاته شکست داده و موجبات تاجگذاری شاه در شهر رنس را فراهم آورد. ژاندارک مدت کمی پس از این به اسارت انگلیسی ها درآمده و با حکم تکفیر سوزانده شد. قتل فجیع ژاندارک پیروزیهای فرانسه را کند نساخت و در سال 1435، فرانسه با اعطای امتیازات بسیار، به اتحاد با دوک بورگونی نائل آمده و مرحله نهایی جنگ آغاز شد.

از این تاریخ، انگلستان بتدریج تمامی نواحی تحت تصرف خود بجز کاله را از دست داد.طی سالهای جنگ صدساله، اتفاقات مهم دیگری نیز در انگلستان رخ داد. این جنگ همچنین موجب شد که پارلمان کشور به نظارت بر نظام مالیاتی و روند انتخاب وزراء مبادرت نماید.

طی سالهای49- 1348، بیماری طاعون به هلاکت صدها هزار تن در سراسر انگلستان و اسکاتلند و کمبود شدید کارگر منجر گردید. طی سال 1414 لالردها ( فرقه مسیحی) شورشی برعلیه حاکمان طمعکار کلیسا که در دولت نیز نفوذ داشتند، صورت دادند که بی نتیجه ماند.

همچنین طی سال1399، ریچارد دوم از سلطنت خلع شده و هنری چهارم از خاندان لنکستر به پادشاهی انتخاب گردید.طی سالهای84- 1455 جنگهای معروف به جنگ گلهاWar of the) (Roses میان دو خاندان لنکستر و یورک رخ داد. در این جنگها، سربازان خاندان لنکستر نشان گل سرخ و سربازان خاندان یورک نشان گل رز سفید داشتند. طی این جنگهاریا، هنری ششم (از خاندان لنکستر) و ادوارد چهارم، ادوارد پنجم و ریچارد سوم (هر سه از خاندان یورک) بر انگلستان حکومت داشتند. این جنگها بنفع خاندان یورک پایان یافت. طی سال1485، هنری از خاندان تودور (تئودور) از خاک فرانسه پای به انگلستان نهاد و با قتل ریچارد سوم خود بنام هنری هفتم به سلطنت رسید. خاندان تودور نیز طی سالهای 1485-1603 بر انگلستان حکومت راندند.

شاهان این سلسله 5 تن بودند. هنری هفتم قدرت سیاسی اشراف را که بر اثر جنگ گلها تضعیف شده بود، درهم شکست. گفتنی است که تاریخ جدید انگلستان از دوره سلطنت 24 ساله وی آغاز می گردد. دوره سلطنت خاندان تودور، از جمله ادوار درخشان تاریخ انگلستان به شمار می آید.

در زمان هنری هشتم، اصلاحات دینی در انگستان اعمال گردید. علت اعمال این قبیل اصلاحات، اختلاف وی با پاپ می باشد. هنری هشتم، به واسطه ازدواج جدید، قصد مترکه از همسرسابق خود را داشت و از آنجاییکه این امر با قوانین مسیحیت آنروز مغایرت داشت، از اینرو پاپ مخالفت نموده و وی را تکفیر نمود. در مقابل، وی نیز قانونی از پارلمان گذراند که بموجب آن کلیسای انگلستان تحت نفوذ شاه قرار گرفته و شاه بعنوان رئیس کلیسا محسوب گشت. پس از هنری هشتم، سه فرزند او ادوارد ششم، ماری تودور و الیزابت اول به سلطنت رسیدند. بعدها، پارلمان انگلیس مسللک انگلیکان را تصویب نمود. در سال1558، الیزابت اول به پادشاهی انگلستان رسید.

در زمان سلطنت وی، بروز اختلافات مذهبی موجب کدورت روابط میان انگلستان و اسکاتلند گردید. ملکه الیزابت اول درطول 45 سال حکومت خود، انگلستان را از نظر سیاسی و نظامی به قدرت درجه اول جهانی مبدل نمود. در این اثنا، فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا که تعصب شدیدی نسبت به مذهب کاتولیک داشت، از اصلاحات دینی انگلستان به خشم آمده و به سبب حمایت الیزابت از پروتستانهای فرانسه، آهنگ مخالفت با وی ساز نموده و درصدد برآمد که او را از پادشاهی خلع نموده و دختر عموی او ماری استوارت را بجای وی به حکومت بگمارد، اما در سال 1587، الیزابت مبادرت به قتل ماری استوارت نمود. فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا این کار را بهانه قرار داده و 135 کشتی جنگی خود را با بیش از سی هزار سپاهی روانه انگلستان نمود.گفتنی است که نیروی دریایی اسپانیا در آن زمان، به نام نیروی دریایی شکست ناپذیر معروف بود. این نیروها پیش از ورود به خاک انگلستان، درگیری هایی با ناوهای انگلیسی داشتند، اما سرانجام بر اثر طوفان در دریای مانش 130 کشتی از 135 کشتی آنان نابود شده و سی هزار تن نیز جان باختند. از آن زمان، انگلستان گام در راه مبدل شدن به یک نیروی جهانی دریایی گذاشته و به تدریج مستعمراتی در سراسر جهان من جمله آمریکای شمالی بدست آورد. طی سال1603، ملکه الیزابت درگذشت و چون وارثی نداشت تاج و تخت انگلستان به جیمز اول پسر ماری استوارت رسید. بدین طریق سلطنت انگلستان بدست خاندان استوارت افتاد. خاندان استوارت، طی دو دوره زمانی (سالهای49- 1306و 1714-1660) حکومت کردند. پادشاهان این سلسله روی هم هفت تن بودند. در زمان جیمز اول سر سلسله شاهان استوارت، همکاری پارلمان و شاه، که در دوره تودور تا حدی برقرار بود، پایان گرفته و طبقه متوسط از نفوذ بسیاری برخوردار گردید. جیمز اول با وجود برخورداری از مادرکاتولیک، به پذیرش مذهب رسمی انگلستان (انگلیکان) مبادرت نموده و از در دشمنی با کاتولیکها برآمد.

طی سال1605،جمعی از کاتولیکها تصمیم به نابودی جیمز گرفتند، اما سوء قصد آنان پیش از اجرا کشف و خنثی شده و توطئه گران بازداشت گردیدند. این عمل، موجب محرومیت کاتولیکها از حقوق مدنی به مدت دو قرن شد. با مرگ جیمز، پسرش چارلز اول به پادشاهی رسید.

وی اختلافات عمده ای با پارلمان پیدا کرد. شاه خواستار حکومت استبدادی بود. شاه و پارلمان هر یک جداگانه برای خود متحدینی فراهم آورده و به جنگ پرداختند. چارلز از کمک های اشراف، انگلیکانها، کاتولیکها و ایرلندیها برخوردار بود و پارلمان نیز از یاری تجار و صنعتگران و اسکاتلندیها سود می جست. رهبرمخالفان شاه یک نماینده مجلس بنام اولیور کرامول بود. قوای کرامول، سپاهیان شاه را شکست داده و طی سال 1645، شاه به ناچارتسلیم شرایط پارلمان شد.

وی پس از چندی، مجددا شروع به مخالفت با استبداد مبادرت نمود که با فشار پارلمان، به فرار وی از کشور منجرگردید. فرار چارلز به آغاز دومین مرحله جنگ داخلی طی سال1647 منجرگردید. جنگ بزودی پایان پذیرفت. در همان اثنا، پارلمان از اشخاص ضد ارتش تصفیه شده (تصفیه پرایر) و باقیمانده اعضای پارلمان به محاکمه چارلز به جرم خیانت، مبادرت نمودند.

طی سال1649، چارلز کشته شده، پارلمان پادشاهی را ملغی اعلام نموده و حکومت جمهوری برقرار و کرامول به ریاست جمهوری منصوب گردید. طی سال1649، کرامول به ایرلند لشگر کشیده و به سرکوب شورشیان مبادرت نمود. طی سال1650، همچنین قیام سلطنت طلبان اسکاتلند بدستور کرامول به شدت سرکوب شد. در سال1653، کرامول با انحلال پارلمان، خود قدرت را در دست گرفت. طی سال1657،پس از تشکیل پارلمان، مقام سلطنت به کرامول پیشنهاد گردید، اما وی از قبول آن خودداری نمود. در این اثنا، حضور انگلستان در صحنه های جهانی محسوس تر می گردید.

با تصویت قوانین دریانوردی طی سال1651، جنگهای دریایی میان کشور انگستان و هلند بوقوع پیوست که موجب پیروزی انگلستان گردید.دولت انگلستان، درجهت تصرف مستعمرات اسپانیا در آمریکای جنوبی،جنگهای58- 1655را ترتیب داده و با پیروزی در این جنگها، نواحی و جزایر وسیعی را بدست آورد. طی سال1659، با مرگ اولیور کرامول، پسرش ریچارد کرامول جانشین وی شد. وی فاقد تجربه و قدرت لازم جهت اداره امور کشور بود. در این اثنا، سران ارتش و اعضای پارلمان بر سرجلب قدرت در مبارزه بودند. طی سال1659، کرامول وادار به انحلال پارلمان شده و سرانجام بر اثر فشارهای وارده پس از هشت ماه حکومت، استعفاء داده و به خارج رفت.

طی سال1680، پس از 20 سال،وی مجددا به انگلستان بازگشت. با استعفای کرامول پسر ماری استوارت(چارلز دوم از خاندان استوارت) که سالها در ناحیه اسکاتلند بر علیه کرامولها می جنگید، به سلطنت رسید. وی در شیوه حکومت خود ستمگری را پیشه نموده و 25 سال برکشور حکومت نمود.وی کوشش زیادی در جهت خنثی سازی آثار وقایع گذشته نمود.طی سال1685، با مرگ چارلز دوم، برادرش جیمز دوم به حکومت رسید. زیاده رویهای وی در استبداد، موجب بروز انقلابی طی سالهای89- 1688 گردیدکه به انقلاب باشکوه معروف است.گفتنی است که وقوع این انقلاب به برکناری جیمز دوم منجر گردید. با اتحاد دو حزب مهم آن زمان (ویگ و توری) با هفت تن از اشراف، جیمز دوم از سلطنت خلع شده و متحدانش با دعوت از مری، دختر پروتستان مذهب جیمز و شوهرش ویلیام، آنها را به سلطنت خوانده و آن دو تن نیز مشترکا بنام ویلیام سوم و مری دوم شروع به حکومت رسیدند. در این دوران، پارلمان کشور در جهت پیشگیری از استبداد شاهان بعدی و رعایت اصول مشروطه، لایحه ای را تصویب نموده و به امضاء ویلیام رسانید.

از آن زمان،حکومت مشروطه سلطنتی در کشور برقرار گردید. در زمان ویلیام سوم ، قدرت بدست تجارو ملاکین حزب ویگ افتاد. طی سالهای1641و1689، ایرلندی ها سر به شورش و استقلال طلبی برداشتند. در نیمه دوم قرن هفدهم، انگلستان صدها هزار کیلومترمربع از نقاط مختلف جهان را به استعمار خود درآورد. نفوذ گسترده این کشور در امریکای شمالی و هند موجب بروز سه جنگ انگلستان و هلند گردید که در تمامی آنها انگلستان به پیروزی دست یافت.

104 سال پس از بهم پیوستن انگلستان و اسکاتلند، طی سال 1707، پارلمان های دو کشور نیز ادغام گردید. گفتنی است که این اتحاد سرفصل جدیدی در تاریخ مملکت متحد بریتانیای کبیر و اسکاتلند به شمار می رود. در طول قرن هجدهم، جنگهایی میان فرانسه و انگلستان بر سر نقاط مستعمراتی جریان داشته و امپراطوری انگلستان توسعه اقتصادی فراوانی یافت.

در این اثنا، دولت نخستین نخست وزیر بریتانیای کبیر (رابرت والیول) طی سالهای42-1721 بر سر کار آمد. با مرگ وی طی سال 1714، پارلمان، سلطنت انگلستان را به یکی از نواده های جیمز اول (سر سلسله خاندان استوارت) بنام جرج اول، محول نمود. جرج امیر ناحیه هانوور در آلمان بود.

در زمان نخستین پادشاهان سلسله هانوور، اختیارات سلطنتی از حیطه اختیارات شاه خارج شده و حکومت بدست پارلمان افتاد. در نیمه دوم قرن هجدهم، انگلستان بتدریج اکثر مستعمرات خود در آمریکا را از دست داد و تنها کانادا در آمریکای شمالی برای آن باقی ماند.

اما کمی پس از آن توانست سرزمینهای زیادی را در اقیانوسیه را تحت استعمار خویش درآورد.پیروزی انگلستان در جنگ های اروپایی انقلاب فرانسه و در جنگ با ناپلئون بر اقتدار این کشور افزود. طی سالهای1850- 1750، وضعیت کشاورزی یک طرفه انگلستان به صنعتی کامل تبدیل شده و انگلستان به عنوان نخستین قدرت صنعتی جهان مطرح گردید. تحولات این دوره به انقلاب صنعتی معروف است. از اواخر قرن هجدهم، نفوذ انگلستان درجنوب شرقی آسیا آغاز گردید. در اواخر قرن18، نهضت استقلال طلبان در ایرلند بوجود آمد.طی سال1832، حزب لیبرال از اتحاد صاحبان صنایع و حزب ویگ به وجود آمده و قدرت سیاسی از طبقه اشراف به طبقه متوسط انتقال یافت. طی سال1833، پارلمان کشور، پس از سالها کشمکش بردگی را ممنوع اعلام نمود.

طی سال1837، ملکه ویکتوریا سلطنت 64 ساله خود را آغاز نمود. وی از لحاظ مدت سلطنت،از طولانی ترین دوران حکمرانی بر انگلستان برخوردار بوده است. طی دوره سلطنت وی، انگلستان به اوج قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود رسید. طی دوره سلطنت وی همچنین اصلاحات سیاسی فراوانی اعمال گردید. در اواخر نیمه اول قرن نوزدهم، حزب محافظه کار بنیان نهاده شد.

در این اثنا، نفوذ شدید انگلستان بر کشورهای آسیایی به شدت ادامه یافته و تهدید منافع این کشور در چین به بروز جنگ تریاک (42-1839) میان کشورهای چین و انگلستان منجرگردید.

جنگ آغاز شده و با پیروزی انگلستان، هنگ کنگ به بریتانیا واگذار گردید. بنادر مهم چین نیز بر روی تجارت خارجی باز شد. همچنین طی سالهای56-1853، بریتانیا در جنگ کریمه داخل شده و به نفع متفقین (عثمانی، فرانسه و ساردنی)و علیه روسیه جنگید. طی نیمه دوم قرن نوزدهم، اتحادیه های کارگری، گسترش یافت. پس از سال 1875، بریتانیای کبیر که انحصار صنایع جهانی را برعهده داشت، با رقبایی همچون آلمان و آمریکا مواجه شده و به واسطه ایجاد بازارهای جدید، به توسعه طلبی در مصر و جنوب آفریقا مبادرت نمود. پس از چندی، نواحی بسیاری، ضمیمه دیگر مستعمرات انگلستان گردید. طی سال1901، با مرگ ملکه ویکتوریا (نام آورترین پادشاه انگلستان) که سلطان ناحیه زرخیز هند نیز محسوب می گردید)فرزند وی به نام ادوارد هفتم از خاندان ساکس کوبورگ گوتا به حکومت رسید.. در زمان این پادشاه، اصلاحاتی در کلیه امور کشور اعمال گردید.

طی دوران حکومت ادوارد، دولت انگلستان تغییراتی در سیاست های خارجی خود اعمال نموده و به انعقاد سلسله معاهداتی مبادرت نمود که قاره اروپا را از نظر جبهه بندی سیاسی منقسم ساخت.

این قبیل جبهه بندیها خود به برپایی مسابقه تسلیحاتی منجر گردید. این مسابقه که در اروپا ادامه داشت، سرانجام به بروز جنگ جهانی اول منجر شد. با آغاز درگیری در نواحی اولیه جنگ (اتریش و صربستان) و گسترش جنگ در مرزهای روسیه و فرانسه توسط آلمان، دولت بریتانیا، در چهارم اوت سال1914، به آلمان اعلان جنگ داد. ارتش انگلستان به حمایت از قوای بلژیک که در حال عقب نشینی بودند، مبادرت نمود تا از این طریق، به سپاهیان متفقین ملحق گردد.

از همان اوایل جنگ، انگلستان تفوق نظامی عظیمی در دریاهای اروپا داشت به نحویکه این وضعیت تا انتهای جنگ حفظ گردید. در نتیجه تفوق تجهیزات، نیروی دریایی آلمان ، در پایگاههای خود در محاصره بود. در نزدیکی نواحی مرکزی شیلی، ناوگان آلمان توانست ناوگان بریتانیا را شکست دهد. این درحالیست که طی هشتم دسامبر، کلیه کشتیها در نزدیکی جزایر فالکند در آبهای آرژانتین منهدم گردیدند. از این دوران، مستعمرات آفریقایی آلمان بتدریج به تصرف متفقین به ویژه انگلستان درآمد. طی سال1915،جنگ با شدت ادامه یافت. در جنوب غربی آسیا، سپاهیان بریتانیا به بین النهرین (عراق و سایر کشورهای عربی شمال شبه جزیره عربستان که در آن زمان جزو امپراطوری عثمانی بودند نیز متحد آلمان بود) هجوم برده و به اشغال کوت العماره مبادرت نمودند. اما پس از چندی آنجا را از دست دادند. طی سال1916، جنگ شدت گرفته و متحدین نواحی بسیاری را اشغال کردند. طی سال1917، آمریکا درحمایت از متفقین وارد جنگ شد. در این اثنا،جنگ بشدت گسترش یافته و به کشته شدن تعداد زیادی از افراد انگلیسی منجر گردید.

طی سال1917، سایر نیروهای متفقین به کمک انگلستان شتافته و نواحی بین النهرین، اردن، فلسطین، سوریه و لبنان بتصرف انگلستان و فرانسه درآمد. در آوریل سال 1918، متفقین بتدریج تمامی نواحی اشغالی را پس گرفتند. متحدین آلمان نیز بتدریج تسلیم شده و سرانجام خود آلمان نیز پذیرای شکست شد. قرارداد صلح با آلمان در ورسای (حومه پاریس) امضاء شده و آلمان به پرداخت غرامت هایی به متفقین ملزم گردیده و ضمنا مستعمرات خود را نیز از دست داد.

بدین ترتیب، جنگ جهانی اول پایان پذیرفت. پس از جنگ، بریتانیا با مسائل دشواری مواجه گردید که از آن جمله می توان به شورش ایرلندیها اشاره نمود که سرانجام به استقلال بخش اعظم آن سرزمین منجر گردید. از سوی دیگر، پرداخت دیون انگلستان به امریکا ، به بروز بحران هایی منجرگردید. در این اثنا، شورش در هند و چند مستعمره دیگر نمایان تر گردید.

پس از برقراری آرامش نسبی و موقت، بحران اقتصادی سالهای31-1929 پیش آمد که اغلب ممالک جهان را به ورطه ورشکستگی کشاند.گفتنی است که تنها انگلستان توانست بر آن غلبه نماید. توسعه طلبی آلمان هیتلری سرانجام طی سال1939، به وقوع جنگ جهانی دوم منجر گردید. طی سوم سپتامبرسال1939، انگلستان به آلمان اعلان جنگ داد. در ماه آوریل1940، نیروهای انگلیسی و فرانسوی برای کمک به نروژ در مقابل حمله آلمان به آنجا اعزام گشتند، اما بعدها به واسطه کمک به فرانسه در مقابل حمله احتمالی آلمان به فرانسه رفتند که این امر خود به سقوط دولت چمبرلن و روی کار آمدن دولت چرچیل منجرگردید. در ماه مه همان سال، نیروهای انگلیسی به عقب نشینی از بندر دکنرک (در شمال فرانسه) مبادرت نمودند. با سقوط فرانسه، ژنرال دوگل رهبر ضد آلمانی های آن کشور، نهضت فرانسه آزاد را در لندن بنیان نهاد. در طول جنگ، کشتیهای جنگی انگلستان همواره با حملات زیردریائیها و ناوهای آلمانی مواجه بودند. پس از تسلیم فرانسه، انگلستان به رهبری چرچیل به تنهایی جنگ را ادامه داده و آلمان نیز می کوشید تا از راه بمباران هوایی این کشور را وادار به تسلیم نماید. در ماه می1941، حملات هوایی آلمان قطع گردید.

در این اثنا، متحدین به پیشرفتهای خود به ویژه درمنطقه بالکان ادامه داده و از این روی، دهها هزار سرباز بریتانیایی با بجای گذاردن تجهیزات خویش از یونان عقب نشینی نمودند.

جنگ در جبهه افریقا عمدتا به نفع انگلستان و سایر متفقین آن ادامه داشت تا اینکه سرانجام در ماه می سال1943، نیروهای محور در شمال افریقا تسلیم شدند. امپراطوری آفریقای شرقی ایتالیا نیز از سال1941درتصرف بریتانیا بود. نیروهای بریتانیایی طی سال1941، عراق، سوریه و بعدها همراه با کمک نیروهای روسی، ایران را نیز تسخیر نمودند.

طی سال1941، کشور شوروی و سپس امریکا در جرگه متفقین وارد جنگ شدند.

ایتالیا نیز طی سال1943تسلیم متفقین شد. در ششم ژوئن 1944، با حمله متفقین به نورماندی، جبهه دوم افتتاح شده و بتدریج آلمان از فرانسه و بلژیک و هلند و لوکزامبورگ عقب نشسته و سرانجام در حمله نهایی در فوریه سال1945 شکست نهایی به آلمان وارد آمد، به نحویکه این کشور در هفتم ماه مه تسلیم بلاقید و شرط شد و جنگ در اروپا پایان یافت. طی جنگ، ژاپن نیز به مستعمرات انگلستان در شرق و جنوب شرقی آسیا حمله برده و به اشغال نواحی مذکور نمود.

سرانجام جنگ پایان یافته و دوره ترمیم خسارات آغاز گردید.طی سال1941، انگلستان به امضای منشور آتلانتیک با آمریکا مبادرت نموده و نقش بزرگی در کنفرانسهای کازابلانکا، قاهره، مسکو، تهران و یالتا (در کریمه) ایفا نمود. طی دوره جنگ، سطح انتخابات شکست خورده و حزب کارگر به رهبری کلمنت اتلی رشته امور را در دست گرفت.

طی سال 1948، هندوستان استقلال یافته و حل مساله فلسطین به سازمان ملل متحد واگذار گردید. طی سال 1955، آنتونی ایدن به نخست وزیری برگزیده شد. حضور قوای انگلستان در نیروهای اشغالگر کانال سوئز از سال 1956موجب بی اعتباری این کشور نزد سایر کشورها و ملل جهان گردید.طی سال1957، مک میلان به نخست وزیری رسید. طی سال 1964 نیز، هارولد ویلسون از حزب کارگر به نخست وزیری برگزیده شد.

در سال1970، پس از سالها مجادله، بریتانیای کبیر عضو بازار مشترک اروپا گردیده و ادوارد هیث به نخست وزیری رسید. طی سال 1974 نیز با استعفای هیث، ویلسون نخست وزیر شد، اما وی نیز در سال 1976 استعفا داده و جیمز کالاهان (از حزب کارگر) به نخست وزیری رسید.

طی سال1979، در انتخابات عمومی، محافظه کاران به رهبری مارگارت تاچر به پیروزی دست یافته و دولت خود را تشکیل دادند. ظرف چند سال اخیر، مشکلات فراوانی من جمله بیکاریف دامنگیر انگلستان بوده است. هم اکنون بیش از سه میلیون بیکار در انگلستان وجود داشته که مرتبا نیز بر این تعداد افزوده می شود. اعتصابات فراوانی نیز طی سالهای81-1980 رخ داد.

در سال1981، درگیریهای شدیدی میان شهروندان ایرلند شمالی و نظامیان انگلیسی بوقوع پیوست که منجر به صدها کشته و زخمی گردید.

اعتصابات غذا نیز از سوی مبارزین ایرلندی (از جمله بابی ساندز) در زندانهای انگلیسی بمنظور به رسمیت شناخته شدن حقوق آنان بعنوان زندانی سیاسی نیز صورت گرفت که سرانجام با وساطت کلیسا متوقف شده و طی آن چندین تن از اعتصابیون جان سپردند.

طی سال1981، همچنین اکثر شهرهای انگلستان صحنه تظاهرات رنگین پوستان و بیکاران بود.جامعه انگلستان، جامعه لائیک محسوب شده و آموزش های دینی مدارس آن بسیار کلی بوده و محدود به مسیحیت نمی گردد. سه شنبه قبل از 4 شنبه توبه در انگلستان به « روز کلوچه» معروف است. مردم در این روز بنا بر سنت قدیم کلوچه میپزند و در آن از کره و تخم مرغ که طی 40 روز از خوردن آن بر حذر شده بودند، استفاده می نمایند.«یکشنبه مادری» چهارمین یکشنبه دوره40روزه، دوران روزه داری انگلیسی هاست و روزی است که کلیه شهروندان به تدارک هدیه ای برای مادران خود مبادرت می نمایند. طی نخستین دوشنبه ماه می نیز جشن« روز می» برگزار می گردد.درشب5 دسامبر که به شب آتش بازی معروف است، مجسمه «فاوک» سوزانده می شود تا شکست او در به آتش کشیدن مجلس انگلستان طی4 نوامبر 1605 جشن گرفته شود. دومین یکشنبه ماه نوامبر نیز روز یاد بود سربازان انگلیسی است.دراین روز سپاه انگلستان با فروش کاغذهای قرمز رنگی، به جمع آوری اعانه برای سربازان مبادرت می نماید. در شب کریسمس ،مصادف با 25دسامبر، نیز جشن تولد مسیح برپا می گردد. در انگلستان اکثر ادارات، (و نه مغازه ها) در فاصله بین کریسمس تا سال جدید تعطیل می باشند. روز سال جدید (اول ژانویه) ، جمعه نیک (جمعه پیش از عید پاک)، دوشنبه پاک (دوشنبه پس از عیدپاک) در زمره ایامی محسوب می گردند که در انگلستان به «تعطیلات بانکی»معروفند، چرا که طی این سه روز صاحبان کلیه مشاغل وحتی بانکداران از فعالیت خود داری می نمایند. سایر تعطیلات بانکی شامل روز می، آخرین دوشنبه ماه می و آخرین دوشنبه آگوست، روز کریسمس و روز بوکس است. کارمندان کشور انگلستان نیز، از تعطیلات سالیانه 4 تا 5 هفته ای برخوردار می باشند. اکثریت شهروندان انگلیسی نیز به استفاده از مرخصی های کاری خود طی ماه های جولای یا آگوست مبادرت می نمایند. عده ای نیز جهت پرداختن به اسکی از این تعطیلات طی فصل زمستان بهره می گیرند.

ملاحظات جغرافیایی

کشور انگلستان با 046/244 کیلومتر مربع وسعت معادل600 /93 مایل مربع (هفتاد و چهارمین کشور جهان) در نیمکره شمالی، در غرب قاره اروپا، در شرق اقیانوس اطلس شمالی، در کنار دریای مانش از سمت جنوب، دریای شمال از مشرق و دریای ایرلند در مغرب، واقع شده و متشکل از دو قسمت اصلی است که نصف النهار مبداء از جنوب شرقی آن (ناحیه گرینویچ در حومه لندن) می گذرد. قسمتی از انگلستان (در ایرلند شمالی) با جمهوری ایرلند(ایرلند جنوبی) مرز مشترک دارد. سرزمین بریتانیا از مساحتی معادل کشور نیوزیلند و نیمی از خاک کشور فرانسه برخوردار میباشد. این سرزمین از چشم اندازهای مختلفی برخوردار بوده و سهم عمده اراضی آن ، به جز مناطق شمالی و جنوب غربی، نسبتا مسطح و کم ارتفاع است و این درحالی است که بیشتر قسمتهای ولز و اسکاتلند از سرزمینهای کوهستانی متشکل می گردد. به طور کلی می توان گفت که کشور انگلستان به ناحیه ای کوهستانی در شمال و غرب و ناحیه ای پست در شرق قابل تقسیم است که دهانه رودخانه اگز (اگزتر) درجنوب غربی و رودخانه تیس (تی ساید) درشمال شرقی، تا حدودی مرز بین این مناطق را مشخص می نماید. آب و هوای بریتانیا ، اگر چه بسیار متغیر بوده و در تمام مواقع سال بارانی است، معمولا ملایم و معتدل است. آب و هوای غرب کشور مرطوب و ملایم تر از شرق کشور است، درحالیکه شمال غربی مرطوبترین ناحیه کشور است. اسکاتلند و شمال کشور نیز از زمستان های سختی برخوردار بوده و از بارش برف زمستانی فراوانی برخوردار می باشند. جنوب شرقی کشور نیز از بهترین و گرمترین آب و هوا برخوردارمی باشد و این درحالیست که حتی دراین قسمتها نیز امکان بروز زمستانهای طولانی، سرد و پربارش وجود دارد.متوسط درجه حرارت درماه ژانویه4درجه سانتیگراد (معادلF 39 )و طی ماه ژوئیه18درجه سانتیگراد(معادلF64)می باشد. اگرچه ممکن است در تابستان درجه حرارت در جنوب شرقی بر26درجه سانتیگراد (F 79)بالغ گردد. این کشور را می توان از لحاظ طبیعی به سه ناحیه به ترتیب ذیل تقسیم نمود:

ناحیه اسکاتلند در شمال

قسمت اعظم ارتفاعات کشور در آن واقع گردیده و ناحیه ای سرسبز و پوشیده از چمنزار است که قسمت عمده جنگل های کشور را در برگرفته است. رودهای زیادی در آن جریان دارند که از آن جمله می توان به رودهای دی، کلیاد و توئید اشاره نمود. آب و هوای انگلستان معتدل کوهستانی و اقیانوسی است. بلندترین نقطه آن قله بن نویس با 1343 متر ارتفاع است.

از جمله جزایر مهم کشور می توان از جزایر شتلند، اورکنی و هبرید (داخلی و خارجی) و جزیره های کوچکتر آیلی، لوئیس، مال، رم و ارن نام برد.

ناحیه آلستر(ایرلند شمالی)

ناحیه آلستر، قسمتی از شمال جزیره ایرلند است، که ناحیه ای نسبتا کم ارتفاع می باشد، اما از نقاطی با ارتفاع زیاد برخوردار بوده و جنگل های آن عمدتا در همین نواحی واقع شده اند.

رودهای بن، رو و بلاک واتر از جمله مهم ترین رودها، و مگی و راتلی نیز از جمله مهمترین جزایر آن محسوب می گردد. آب و هوای ناحیه مذکور، معتدل و مرطوب است.

سایر نقاط (انگلند و ویلز)

مناطق انگلند و ویلز، قسمت جنوبی جزیره اصلی را شامل می گردند. نواحی وسیعی از آن را جلگه ها، مراتع و نواحی پست پوشانده اند. نواحی مرتفع آن عمدتا در شمال و غرب واقع شده اند. از جمله مهمترین رودهای مهم آن می توان به تیمز (تایمز)، اوز، ایون، مرزی، هامبر، تاین، ترنت و سورن اشاره نمود. از جمله جزیره های مهم آن نیز می نوان از جزایرهالی، انگلسی، وایت و شپی نام برد. بلندترین نقطه این منطقه، قله سنودن با580/1متر ارتفاع می باشد.

بطور کلی آب و هوای مناطق فوق، بعلت تأثیرپذیری از جریان گلف استریم که تا کناره های غربی و جنوبی آن را فرا می گیرد، معتدل و همراه با بارندگی های فراوان همراه می باشد.

از جمله مهمترین بنادر مهم انگلستان نیز می توان به بندر لندن در مصب رود تیمز، گلاسگو درکنار رود کلاید، لیورپول و بلفست در ساحل دریای ایرلند، کاردیف در تنگه بریستول و ساوت همپتن در ساحل دریای مانش اشاره نمود.

ملاحظات سیاسی

نوع حکومت کشور انگلستان، پادشاهی مشروطه است. ثبات سیاسی کشور انگلستان فوق العاده بوده و یکی از با ثبات ترین سیاستهای جهان به شمار می آید. قوه مقننه از دو مجلس قانون گذاری(مجلس عوام) با 635 عضو (برای مدت 5 سال) و (مجلس اعیان) با 1000 عضو تشکیل یافته است.قانون اساسی موجود انگلستان، قسمتی از قوانین تصویبی مجلس، قسمتی از قوانین عرفی جاری و معمول، و قسمتی از حقوق سنتی تشکیل یافته است. مواد قانون اساسی هیچگاه بصورت مدون درنیامده و در مواقع لزوم می توانند بر طبق شرایط روز از طریق تصویب پارلمان و یا آرای عمومی تغییر پذیرند. مجلس لردها عالیترین مرجع رسیدگی در کشور است و نمایندگانش شامل نمایندگان موروثی، اشراف و نجیب زادگان، قضات عالی مادام العمر، 2 اسقف و 24 نفر از کشیشان عالی می باشد. این مجلس دارای قدرت به تعویق انداختن تصویب قوانین می باشد ولی نمی تواند از تصویب نهائی آنها جلوگیری کند. مجلس عوام واضع قوانین و تصویب کننده نهائی آنها می باشد.کشورانگلستان از اتحاد اسکاتلند، انگلند، ویلز و ایرلند شمالی تشکیل یافته که واحدهای فوق در امور داخلی خویش، استقلال و خودمختاری نسبی دارند و هر یک به عنوان کشور مستقل محسوب می گردند. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، انگلند از 39 ولایت (کاونتی)، 6 متروپولیتن کاونتی و «لندن بزرگتر» تشکیل گردیده است. فعالیت احزاب در انگلستان تا حدودی آزاد است. از جمله احزاب مهم آن می توان به احزاب محافظه کار، کارگر، آزادیخواه، دموکرات لیبرال(آزادیخواه)، و حزب ملی اسکاتلند اشاره نمود. طی سال 1945، کشور انگلستان به عضویت سازمان ملل در آمده و علاوه بر آن در سازمان های پیمان آتلانتیک شمالی( ناتو)،سازمان پیمان مرکزی(سنتو)،اتحادیه اروپای غربی(وئو)، شورای اروپا، جامعه اروپا، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (اواسی دی)،برنامه کلمبو-بانک توسعه آسیا(آدب)، شورای همکاریهای گمرکی(سی سی دی)،کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای اروپا(اسه)، کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای آمریکای لاتین(اکلا)،سیستم پولی اروپا(امس)، ملل مشترک المنافع، سازمان خواروبار ملل متحد(فائو)،گات، آژانس بین المللی انرژی اتمی(یااآ)، بانک جهانی،سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری(ایکائو)، انجمن بین المللی توسعه سازمان ملل متحد(آیدا)،بنگاه مالی بین المللی(ایفک)،سازمان بین المللی کار(ایلو)،سازمان مشورتی دریایی بین دول(ایمکو)،صندوق بین المللی پول(ایمف)،اتحادیه بین المللی مخابرات(ایتو)، سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد(یونسکو)، اتحادیه جهانی پست(یوپو)، سازمان جهانی هواشناسی(ومو)،سازمان جهانی بهداشت(وهو)و بانک عمران آمریکا (ایدب) نیز عضویت دارد. طی سال1533، مقارن با حکومت هنری هشتم، انگلستان از به رسمیت شناختن کلیساهای کاتولیک خودداری نموده و از کلیسایAnglican به عنوان کلیسای رسمی کشور یاد نمود. با این وجود، پادشاه رئیس کشور بوده و کلیساها از هیچ گونه قدرت سیاسی برخوردار نمی باشند. درکشور انگلستان، قانون اساسی مدونی وجود نداشته و قوانین اجتماعی در نتیجه تصمیم گیری های پارلمان ملی وضع می گردند. نخستین قوانین پارلمانی کشورطی جنگ سال49-1642 با قدرت اجرایی چارلز اول به تصویب رسید.درآن اثنا، اولیورکرومول تحت عنوان ویکتوریا به انگلستان حکومت می نمود. اما پس از مرگ وی، سلطنت قدرت خود را بازیافت.از آن پس، ملکه الیزابت دوم در راس حکومت قرار دارد و این درحالیست که مأمورین منتخب دولتی به اداره کشور مبادرت می نمایند.خانه ملت مهمترین بخش قانونگذاری کشور، از659 عضو برخوردار می باشد.درکشور انگلستان، حزبی که بیشترین کرسی مجلس را به خود اختصاص دهد، عهده دار رهبری کشور گردیده و رهبر آن حزب نیز به سمت نخست وزیری نائل می آید. نخست وزیر نیز به کمک کابینه خود به تشکیل نیروی اجرایی کشور مبادرت می نماید. سن رای درکشور انگلستان 18 سالگی است و انتخابات حداقل هر 5 سال یکبار برگزار می گردد. این درحالیست که درعمل انتخابات درفواصل زمانی کمتر از5 سال نیز برگزارمی گردد، چراکه نخست وزیر به تعیین زمان انتخابات مبادرت می نماید. نهاد ارشد پارلمان کشور،“ house of lords” است، که از بیش از 1200 عضو برخوردار می باشد. گفتنی است که بالغ بر دو سوم این افراد، به کسب قدرت به صورت مورثی نائل می آیند. 1200 عضو مذکور، از حق رای دهی برخلاف قوه مقننه نیز برخوردار می باشند و این درحالیست که حق بلوکه کردن آن را ندارند. در ماه می1999، “house of lords” با پیشنهاد ایجاد تغییر ساختار خود موافقت نمود. ازمیان752نماینده،92 نفر رای بر ادامه کار مسئولیت خود (که به صورت موروثی آن را بدست آورده بودند) دادند. تغییرات اجتماعی اساسی کشور و تحولات زیادی در نحوه پوشیدن لباس، دید سیاسی مردم و...، پس از دهه 1960 بوقوع پیوست. در اواخر دهه مذکور، قوانین طلاق و سقط جنین قانونی شده و حقوق مساوی زنان و مردان در برابر بر عهده گرفتن مسئولیت های برابر مطرح گردید. دهه1970، با پریشانی زیادی در ایرلند شمالی همراه بود. طی دهه1960، پیروان کاتولیک بر این باور بودند که تبعیضات اجتماعی پیروان پروتستان، به افزایش خشونت منجر می گردد. گفتنی است که بروز این چنین درگیری هایی،خود به دخالت ارتش انگلستان در سال 1969 منجر گردید. طی دهه 70، ارتش جمهوری ایرلندIRA، مصرانه بر اتحاد ایرلند و ایرلند شمالی تاکید داشت. طی سال1973،کشور انگلستان به جمع کشورهای عضو اتحادیه اروپا پیوست. طی سالهای1974- 1979، حزب کارگر در راس قدرت قرار داشت.سرانجام، طی سال1979، محافظه کاران به رهبری مارگارت تاچر موفق به کسب قدرت شده و تاچر، به عنوان نخستین نخست وزیر زن تاریخ اروپا معرفی شد. در ژوئن سال1982، هنگامی که انگلستان موفق به محاصره جزایر فالکند شد، تاچر به کسب مجدد محبوبیت خود دست یافت. در انتخابات سال1990، تاچر مجددا کاندیدای این مقام شد، اما رهبر حزب محافظه کار، جان ماژور، او را کنار زده و به عنوان نخست وزیر برگزیده شد. درانتخابات عمومی سال1992، محافظه کاران پیروزی یافته و روز به روز از محبوبیت دولت ماژور کاسته می شد. تا اینکه نهایتا، طی سال 1997 ، حزب کارگر، پس از 18 سال به کنار زدن حزب محافظه کار نائل آمده و قدرت را به دست گرفت. تونی بلر نخست وزیر جدید انگلستان جوانترین فرد انگلیسی است که پس از قرن19میلادی به این سمت منصوب گردید. بلر، در ابتدای فعالیت خود، قدرت بیشتری به بانک انگلستان واگذار نمود.وی همچنین به احداث پارلمان جدید در اسکاتلند مبادرت نمود.

ملاحظات اقتصادی

از جمله مهم ترین صنایع کشور می توان به آهن و پولاد، وسایل مهندسی، کشاورزی، ساختمانی، راهسازی، ماشین و هواپیما سازی، منسوجات، شیمیایی و تولیدات غذایی و نظامی اشاره نمود.غلات، چغندر قند، سیب زمینی، میوه و سبزیجات نیز از جمله مهم ترین محصولات کشاورزی کشور به شمار می آید. سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر 12/0 هکتار می باشد. تولید سالانه گوشت گاو 06/1 میلیون تن، گوشت خوک862 هزارتن، گوشت گوسفند243هزار تن و صید ماهی 980 هزار تن می باشد. تولید سالانه نیروی الکتریسیته نیز معادل 38/283 میلیارد کیلووات ساعت است. نخستین نیروگاه برق اتمی در جهان برای اولین بار در انگلستان آغاز بکار نمود و در حال حاضر، قسمتی از برق این کشور توسط این نیروگاه ها تأمین می گردد. طی سال های اخیر، نفت و گاز طبیعی به مقادیر فراوان در دریای شمال کشف گردیده و قسمت عمده احتیاجات سوختی این کشور را تأمین می نماید. ذخایر شناخته شده نفت بالغ بر 19 میلیارد بشکه می باشد.

معادن ذغال سنگ نیز فراوان بوده، آهن، سرب، مس و روی، قلع، بوکسیت، نمک، گچ، سیلیس و آهک نیز از جمله مهم ترین معادن کشور به شمار می آید.

نیروی کار کشور بالغ بر100000/26 نفر است که 33% آن در صنایع و 3% در بخش کشاورزی مشغول به فعالیت می باشند. واحد پول کشور، پوند یا لیره انگلیس معادل100 پنس یا پنی، برابر با 19/2 دلار است. تولید ناخالص ملی، 93/277 میلیارد دلار و درآمد سرانه 972،4 دلار می باشد که 32% آن از صنایع و 3% از کشاورزی، 12% از معدن داری، 9% از حمل و نقل و ارتباطات و 42% از تجارت و خدمات حاصل می گردد. هزینه های آموزش و پرورش کشور بر2/6% تولید ناخالص ملی بالغ می گردد. نرخ سالانه رشد تولید ناخالص ملی حدود6 /1% است.

از جمله عمده ترین محصولات وارداتی انگلستان می توان به تولیدات نفتی، فلزات، گوشت، خشکبار، قالی و میوه جات اشاره نمود که اکثرا از کشورهای آمریکا (10% )، آلمان غربی (8% )، هلند (8% ) و فرانسه (8% ) وارد می گردد. میزان صادرات این کشور، 92 میلیارد دلار است که عمدتا بر ماشین آلات، تولیدات مهندسی، جنگ افزار، مواد شیمیایی، وسایل برقی، اتومبیل، پارچه و کنسرو مشتمل می گرددکه اکثرا به کشورهای آمریکا (9% )و فرانسه و آلمان غربی و هلند (هر یک 6% ) صادر می گردد. سرانه تولید ناخالص داخلی کشورانگلستان(GDP) بر21/410 دلار آمریکا بالغ می گردد.اقتصاد بریتانیا در میان کشورهای جهان در رده چهارم قرار دارد. این کشور در حالی به استقبال قرن بیست و یکم رفت که با رشد اقتصادی فزاینده و سطح بیکاری نسبتا ناچیز روبرو گردید. روند سریع صنعتی شدن انگلستان طی قرن19میلادی، سبب گردید که این کشور به یکی از قدرتمندترین کشورهای صنعتی جهان مبدل گردد. این درحالیست که آثار ناشی از جنگ جهانی دوم، همواره اقتصاد این کشور را تحت الشعاع قرار می داد.پس از جنگ جهانی دوم، در سال 1995، اکثریت بخشهای اقتصاد کشور ملی شد. این موضوع به نوبه خود، سبب گردید که طی 5 دهه، کشور انگلستان با رکورد قابل توجه اقتصادی در میان سایرکشورهای اروپایی مواجه گردد. با به روی کارآمدن مارگارت تاچر طی سال1979، صنایع کشور پیشرفت نموده و بسیاری از صنایع به بخش خصوصی واگذار گردید. در نتیجه درکارخانجات رقابت افزایش یافت.درحال حاضر، بخش های خدماتی کشور از اهمیت بیشتری نسبت به بخش صنعتی برخوردار گردیده و شهر لندن به یکی از مهمترین مراکز اقتصادی دنیا مبدل گردیده است. منابع طبیعی این کشورنیز بر نفت، ذغال سنگ و گاز طبیعی مشتمل می گردد. خدمات بهداشتی و درمانی ملی انگلستان موسوم به (NHS)در سطح بسیار خوبی ارائه گردیده و هزینه نسخه ، دارو و معالجات دهان و دندان برای کودکان و جمعی از بیماران من جمله زنان باردار رایگان می باشد. علاوه برNHS، مراکز درمانی خصوصی نیز در انگلستان فعالیت دارند. درحال حاضر، شهروندان انگلیسی با پرداخت مبالغی به شرکتهای بیمه خصوصی خود، بیمه درمانی می گردند تا از معطلی های طولانی مدت جهت برخورداری از امکانات دولتی رهایی یابند. نظارت بر ارز، در این کشور وجود ندارد. تعداد بسیاری بانک بزرگ در بریتانیا فعالیت داشته و در اکثر شهرها نیز از یک یا چند شعبه برخوردار می باشند. اگر چه طی سال های اخیر به واسطه ادغام و بهینه سازی بانک ها، از تعداد شعبه ها کاسته شده است.

در اکثر بانک ها و بانک های رهنی (نظیر بانک های پس انداز) می توان امور بانکی با استفاده از تلفن و اینترنت امکان پذیر است. طی سال های اخیر، خیلی از بانک ها به سبک جدید تاسیس شده است که در سوپر مارکت ها یا مغازه ها ، حساب های بانکی و خدمات نوینی ارائه می نمایند. در این حالت، افراد مقیم و غیرمقیم از توانایی افتتاح حساب بانکی برخوردار می باشند.

هزینه زندگی در بریتانیا بالاست، به ویژه هزینه غذا و کالاهای مصرفی سبب گردیده است که این کشور در زمره یکی از پرهزینه ترین کشورهای جهان محسوب گردد. هر چند، بین جنوب انگلستان که ثروتمند و پرهزینه است و شمال آن، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی که کم هزینه تر و ارزانتر است، اختلاف زیادی وجود دارد. عوارض و مالیات اتومبیل، بنزین، مشروبات الکلی و تنباکو بالاست. با این وجود میزان حقوق افراد نیز، خصوصا در جنوب انگلستان، نسبتا بالاست.

بر اساس ارقام منتشره از سوی دفتر ملی آمار انگلستان ، تولید ناخالص داخلی این کشور، ظرف3 ماهه آخر سال2001، نسبت به3ماهه پیش از آن، 2/0 درصد افزایش داشته است.

طبق آمار بدست آمده طی سال2001، کشور انگلستان از رشد اقتصادی معادل 2/4 درصدی برخوردار می باشد که نسبت به رشد اقتصادی3 درصدی سال2000 از رشد اندکی برخوردار بوده است و این در حالیست که کارشناسان، متفق القول بر این باورند که رشد اقتصادی انگلستان طی سال2001، بالاترین رشد اقتصادی در میان کشورهای گروه هفت بوده است. علیرغم افزایش نرخ بیکاری و اخراج گسترده کارکنان از شرکت ها، اقتصاد دانا ن انگلیسی معقتدند که طی سال2002، نیز، انگلستان قهرمان رشد اقتصادی در میان کشورهای گروه هفت بوده است.

از سوی دیگر، رده بندی این کشورها از لحاظ نرخ رشد اقتصادی طی سال2002 با سال2001 تفاوت چندانی نداشته و به ترتیب بر کشورهای انگلستان، فرانسه، ایتالیا، ایالات متحده آمریکا، کانادا، آلمان و ژاپن مشتمل می گردد.پویایی رشد اقتصادی کشور انگلستان بیش از هر چیز مدیون بخش خدمات است که موتور محرکه اقتصاد این کشور محسوب می گردد و این در حالیست که سایر بخش ها همچنان درحالت رکود به سر می برند. به نوشته اکونومیست، نرخ بهره وری کارگران انگلیسی در میان کشورهای گروه هفت از همه کمتر است. از سوی دیگر کشور انگلستان از لحاظ برخورداری از کودکان بی خانمان و بی بضاعت درصدر سایر کشورهای اروپایی قرار دارد. به طورکلی می توان گفت که 25 درصد جوانان زیر رده سنی18 سال این کشور در زمره خانواده های کم درآمد و بی بضاعت می باشند.

نظام مالیاتی

مالیات بر درآمد

پادشاهی انگلستان در زمره کشورهایی است که از پایین ترین نرخ مالیات بر در آمد برخوردار می باشد. سه نرخ مالیات بردرآمد وجود دارد. نرخ تخفیفی10درصدی برای درآمدهای کمتر از1500پوند، نرخ پایه23درصدی برای درآمدهای1501پوند تا 28هزار پوند و نرخ40درصدی برای درآمدهای بالای 28 هزار پوند در نظر گرفته شده است.افراد صاحب مشاغل آزاد نیز ملزم به پرداخت مالیات بردرآمد خود در2 قسط سالیانه می باشند.

مالیات بر سود سرمایه(CGT)

به کلیه سرمایه های که از سود بالغ بر7100 پوند برخوردار باشند،CGT تعلق می گیرد.

در صورتیکه حاصل جمع درآمد و سود کمتر از میزان معینی باشد ، به سودهای خالص بالاتر از7100پوند،20 درصد مالیات تعلق می گیرد و اگر چنانچه جمع این مبالغ از این میزان بیشتر شود، نرخ مالیات40 درصدی خواهد بود.ساکنان بومی از پرداختCGT معاف می باشند.

مالیات بر اموال و دارایی ها در کشور انگلستان وجود ندارد.

مالیات برارث و هدیه

درصورتیکه مبلغ ارثیه بالای231 هزار پوند باشد و به فرد دیگری جز همسر متوفی و یا موسسات خیریه برسد ، مشمول مالیات40 درصدی ارثیه می گردد. گفتنی است که تا مبلغ3هزار پوند در سال را می توان بدون مالیات هدیه نمود.

مالیات بر ارزش افزوده / خرید / فروش

به جز سوخت داخلی که نرخ استاندارد مالیات بر ارزش افزوده آن 8 درصد است، نرخ استاندارد مالیات بر ارزش افزوده برای کلیه کالاها و خدمات بر5/17 درصد بالغ می گردد. اغلب غذاها ( بجز غذای موسسات پذیرایی )، ساختمان های جدید ، کفش و لباس کودکان، کتب و روزنامه ها ازمالیات فوق معاف می باشند.

مالیات بر املاک

در بریتانیا ، مالیات بر املاک وضع نگردیده و به عوض آن مالیات شورای شهر پرداخت می گردد.گفتنی است که مالیات مذکور بر حسب ارزش ملک ، تعداد فرزندان و منطقه ملک مورد نظر، محاسبه می گردد. نرخ سالیانه مالیات مذکور از400 پوند در نواحی روستایی تا 900 پوند در شهرهای بزرگ متفاوت می باشد.گفتنی است که این مالیات به صورت اقساط نیز قابل پرداخت است.

مسکن

قیمت مسکن در بریتانیا بر حسب مناطق مختلف کشور، بسیار متنوع است. اما به طور کلی می توان گفت که قیمت متوسط یک خانه سه خوابه بین50 تا 58 هزار پوند متغیر است.

لندن و جنوب شرقی کشور، گران ترین مناطق کشور محسوب می گردند.طی سالهای اخیر قیمت ها به طور دائم سیر صعودی داشته است. ملکی که در جنوب شرقی بالغ بر200 هزار پوند ارزش گذاری می گردد، درشمال انگلستان ویا اسکاتلند ( به جز ادینبورو) به نصف این قیمت خرید و فروش می گردد.هزینه های جانبی خرید ملک در بریتانیا در زمره ارزان ترینها درجهان بوده و بر3 تا 5 درصد قیمت خرید ملک بالغ می گردد. در بریتانیا به واسطه مهلت بازپرداخت طولانی( 25 تا 30 سال با اقساط نسبتا کم) به راحتی می توان وام مسکن اخذ نمود. در این کشور اعطای وام مسکن تا 95 درصد از قیمت خرید ملک رایج بوده و برای افرادی که برای نخستین بار قصد خرید ملک داشته و یا افرادی که وام خود را به شرکت دیگری انتقال می دهند ، تخفیف درنظر گرفته می شود. به نحوی که نرخ بهره تخصیصی تا چند سال ، به میزان 2 درصد کمتر از استاندارد بالغ می گردد. دسترسی به وام مسکن و طولانی بودن مهلت بازپرداخت آن بدین معنی است که معمولا خرید خانه ارزان تر از اجاره آن می باشد.محدودیت مالکیت خارجی در کشور انگلستان وجود ندارد.

اشتغال

مجوز اشتغال

در بریتانیا چندین گروه نیاز به مجوز اشتغال ندارند که از آن جمله می توان به اتباع کشورهای اتحادیه اروپا ، اتباع کشورهای مشترک المنافع بریتانیا که یکی از والدینشان متولد بریتانیا باشد و یا افراد رده های سنی 17 تا 27 سال که جهت احراز موقعیت شغلی در ایام تعطیلات ( حداکثر برای مدت2سال ) به این کشور مهاجرت می نمایند، اشاره نمود.سایر افراد، پیش از ورود به بریتانیا ، ملزم به مشاوره با کنسولگری یا سفارتخانه بریتانیا مستقر در کشور متبوع خود،می باشند.

شرایط اشتغال

شرایط کاری در بریتانیا مناسب بوده و کارکنان این کشور نسبت به سایر کشورهای اتحادیه اروپا، از طولانی ترین میانگین ساعت کاری(40 ساعت درهفته)برخوردار می باشند. اکثریت کارکنان از تعطیلات سالیانه چهار هفته ای با کارمزد مازاد برحقوق برخوردار می باشند.درشهرهای بزرگ، به ویژه لندن، فرصت های شغلی کوتاه مدت فراوانی وجود دارد.

اشتغال موقت

طبق آمار بدست آمده طی سال2001، بالغ بر 2/1 میلیون نفر از شهروندان انگلیسی به شغل دوم مبادرت داشته اند.از جمله مهمترین صنایع مورد توجه در شغل دوم می توان برمشاغل آموزشی و پرورشی، بهداشتی، مشاغل اجتماعی، هتل داری و رستوران داری اشاره نمود. در این اثنا، همچنین، بالغ بر7/1میلیون نفر (معادل7% کارکنان) نیز به مشاغل موقت اشتغال داشته اند. به طور کلی میتوان گفت که مشاغل موقت در انگلستان کمتر از سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. به طور کلی، افزایش اخیر نرخ اشتغال درمشاغل دائم بوده و تعداد افراد برخوردار از شغل دوم طی بهار2001، بر480 هزار نفر (معادل28% ) و تعداد افراد برخوردار از مشاغل موقت بر522 نفر (معادل30% ) بالغ می گردد.

اشتغال زنان

از جمله روندهای اصلی درازمدت در بازار کار کشور انگلستان می توان بر رشد تعداد زنان شاغل اشاره نمود که موارد ذیل از آن جمله می باشد:

- افزایش تعداد زنان شاغل به6 /12 میلیون نفر تا سال2001( افزایش1میلیون نفری یا 5/9% ظرف10 سال)

- اشتغال به کار70% زنان رده سنی اشتغال

- اشتغال به کار65 % زنان دارای فرزند

- افزایش تعداد مشاغل دائم زنان بر347 هزار فرصت شغلی ( معادل6% ) تا بهار سال2001

از جمله اصلی ترین دلایل مشارکت بیشتر زنان در بازار کار، می توان به افزایش نرخ متارکه زنان کمتر از 30 سال اشاره نمود.

نرخ تقاضای مشاغل

طی سالهای اخیر، نرخ تقاضا جهت دستیابی به مشاغل مدیریتی مشهود بوده است و این درحالیست که مشاغل بازرگانی حرفه ای، مشاغل ابتدایی و اپراتوری دستگاه ها با کاهش چشمگیری مواجه بوده است.از جمله مشاغلی که متحمل تغییراتی گردیده اند نیز میتوان به مشاغل مرتبط با اطلاع رسانی و فناوری ارتباطات(ICT)و مشاغل خدماتی اشاره نمود.طی سالهای1996تا2000، اشتغال درحرفه های مربوط به(ICT) درانگلستان و ولز از رشدچشمگیری برخوردار بوده است.

دراین اثنا، همچنین نرخ اشتغال به کارتکنسین هایIT ،138% و تکنسین های حمایت ازکاربرانIT،70% افزایش داشته است.

حداقل دستمزد

مطابق قانون ملی مصوب 1998، حداقل دستمزد قانونی افراد از اول اکتبر2001 به شرح ذیل می باشد:

-1/4پوند در ساعت برای افراد رده های سنی22 سال و بالاتر

- 5/3 پوند در ساعت برای افراد رده های سنی21ـ 18 سال

بنا برتوافق دولت، از اول اکتبر سال2002، مقادیرفوق به ترتیب تا 2/4 پوند و6 /3پوند افزایش یافته است.تقریباً کلیه کارگران رده های سنی18 سال و بالاتر، تحت پوشش قانون حداقل دستمزد قرار داشته و هیچ استثنایی برای کارگران مصدوم، کارگران آژانس، کارگران نیمه وقت، کارگران خارجی یا کارگران شاغل در مشاغل کوچک وجود ندارد. از جمله افرادی که قانون حداقل دستمزد در خصوص آنها، مصداق نمی یابد میتوان به کارگران خود اشتغال، افراد زیر رده سنی 18 سال، زندانیان، کارگران داوطلب، اعضای نیروهای مسلح، اعضای خانواده کارفرما و کارگرانی که در خانه کارفرمای خود به سر برده و همانند اعضای خانواده با آنها رفتار می گردد، اشاره نمود.کارآموزان و دانش آموزان سال اول آموزش نیز از قانون فوق مستثنی می باشند.

تامین اجتماعی

در بریتانیا پرداخت حق تامین اجتماعی ( بیمه ملی ) برای کلیه کارکنان اجباری است.عضویت از طریق کسردرصدی از حقوق افراد تامین شده و مقدار آن بسته به گروه های مختلف اجتماعی متغیر می باشد. حق عضویت فوق بر حداقل 4/8 درصد برای دستمزدهای هفتگی معادل66 پوند بالغ می گردد.گفتنی است که به دستمزدهای کمتراز این مقدار حق عضویت تعلق نمی گیرد. به واسطه طرح تامین اجتماعی، مزایای فراوانی من جمله مراقبت های درمانی، حق عائله مندی، کمک هزینه های بیماری و بیکاری و حقوق بازنشستگی به افراد عضو تعلق می گیرد.

بیکاری

نرخ بیکاری در کشور انگلستان مشابه اغلب کشورهای گروهG7 و اندکی کمتر از میانگین اتحادیه اروپاست. طبق آمار بدست آمده طی بهار2001، 5/1 میلیون نفر از نعمت شغل محروم بودند که به نسبت بهار 2000، 5/12% کاهش داشته است. طبق تعریف بیکاری سازمان بین المللی کار(ILO)، نرخ بیکاری افراد طی بهار2001، در پایین ترین میزان خود قرار داشته است.

از جمله نواحی برخوردار از کمترین نرخ بیکاری درکشور می توان به جنوب شرقی و شرق انگلستان اشاره نمود.کاهشهای عمده ای نیز در نرخ بیکاری درازمدت اتفاق افتاده است.طبق آمار بدست آمده طی بهار 2001، بالغ بر37900 نفر به مدت یک سال یا بیشتر بیکار بوده اند. این مقادیر نشاندهنده کاهش6/15% و 5/13% به نسبت بهار سال 2000 می باشد. بیکاری جوانان نیز به همین منوال است.طبق آمار بدست آمده طی بهار 2001، بالغ بر380 هزار جوان رده های سنی18 تا 24 سال بیکار بوده اند که 3/7% کمتر از بهار2000 بوده است. علاوه بر این نسبت افرادی که به مدت یک سال یا بیشتر (9/17%) و2سال یا بیشتر (7/35%) بیکار بوده اند، کاهش چشمگیری داشته است. طبق آمارسال2001، تعداد مطالبه کنندگان مزایای مربوط به بیکاری بر963100 نفر (2/3% کل نیروی کار ) بالغ می گردد که برای نخستین بار از سال1975 به کمتر از 1میلیون نفر بالغ گردیده است. طبق آمار بدست آمده طی بهار سال2001 ، تعداد خانوارهای بیکار، بر1/3 میلیون نفر بالغ می گردد که6 هزار نفرکمتر از بهار2000 و 384 هزار نفر کمتر از نرخ خانوارهای بیکار در سال 1995می باشد. به عبارت کلی تر می توان گفت که نرخ بیکاری9/18درصدی بهار1996 بر16/3% طی 2001 کاهش یافته است.