قاره آسیا با مساحت 000/44000 کیلو متر مربع بزرگترین قاره کره زمین است است که 25% کل خشکى‏هاى زمین را دربر مى‏گیرد. این قاره از ناحیه شمال به اقیانوس منجمد شمالى، از مشرق به اقیانوس آرام و از جنوب به اقیانوس هند محدود مى‏شود. بحر احمر در جنوب غربى آن، این خشکى بزرگ را از افریقا جدا مى‏کند تنها راه ارتباطى بین این دو قاره، صحراى سینا بود که با حفر کانال سوئز در ان، راه خشکى این دو قاره قطع شد. تنگه برینگ این قاره را از آمریکاى شمالى جدا نموده و کوههاى اورال مرز غربى آسیا با قاره اروپاست. در قاره آسیا مى‏توان بلندترین قله (اورست) وسیع‏ترین فلاتها، جلگه‏ها، دشت‏ها و طولانى‏ترین و پر آب‏ترین رودها را مشاهده نمود.

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)

,


مسلمانان قاره آسیا

 

مقدمه‏اى درباره سیماى کلى این قاره

قاره آسیا با مساحت 000/44000 کیلو متر مربع بزرگترین قاره کره زمین است است که 25% کل خشکى‏هاى زمین را دربر مى‏گیرد. این قاره از ناحیه شمال به اقیانوس منجمد شمالى، از مشرق به اقیانوس آرام و از جنوب به اقیانوس هند محدود مى‏شود. بحر احمر در جنوب غربى آن، این خشکى بزرگ را از افریقا جدا مى‏کند تنها راه ارتباطى بین این دو قاره، صحراى سینا بود که با حفر کانال سوئز در ان، راه خشکى این دو قاره قطع شد. تنگه برینگ این قاره را از آمریکاى شمالى جدا نموده و کوههاى اورال مرز غربى آسیا با قاره اروپاست. در قاره آسیا مى‏توان بلندترین قله (اورست) وسیع‏ترین فلاتها، جلگه‏ها، دشت‏ها و طولانى‏ترین و پر آب‏ترین رودها را مشاهده نمود. دریاچه خزر به عنوان بزرگترین دریاچه دنیا ور دریاچه بایکال به عنوان عمیق‏ترین دریاچه جهان، در این قاره واقعهد. بدلیل شریاط گوناگون، انواع آب و هوا را مى‏توان در این سرزمین مشاهده نمود. انواع جنگل‏ها، و نیز صحارى، کویرها و بیابانها، نقاط پوشیده از یخ، سیماى دیگرى از قاره آسیا را ترسیم مى‏نمایند. از 5 میلیارد سکنه دنیا، 64% در این قاره سکونت دارند که از این لحاظ پرجمعیت‏ترین قاره به شمار مى‏رود. جمعیت این قاره غالبا در هواحى جنوب و جنوب شرقى آن زندگى مى‏کنند. مردم آسیا از دو نژاد زرد و سفید تشکیل شده‏اند و در صد نژاد سیاه در آن کم است. آسیا مهد سه دین بزرگ یعنى اسلام، مسیح و یهود است و خورشید تمدن از این قاره به نقاط دیگر تابیدن گرفته است.

وجود ذخائر عظیم و منابع غنى چون نفت و ذغال سنگ موجب نفوذ استعمار در این قاره از قرن بیستم گردید که این پدیده موجبات غارت این قاره را توسط ابرقدرتها فراهم ساخت و با وجود آنکه ذخائر این قاره موجب گردش چرخ صنایع کشورهاى غربى شد، خود در این زمینه توسعه نیافت و بجز چند کشور چون ژاپن و کره اساس اقتصاد کشورهاى این قاره بر کشاورزى و دامدارى استوار است.

 

مسلمانان قاره آسیا

قاره آسیا مرکز تابش نور توحید و کانون نشر اسلام است. نسیم طراوت بخش وحى دز آغاز بر این سرزمین وزید و فرهنگ و تمدن اسلامى در آن بنیان نهاده شد. بسیارى از آثار درخشنده مسلمین که جلوه‏هاى معنوى و مقدس دارند در این قاره واقعهد. قبله مسلمین، حرمین شریقین، اماکن مذهبى مراقد مطهر معصومین و اهلبیت و غالب جلوه‏هاى هنر اسلامى در این قاره واقعند. بستر جغرافیائى صحنه‏هاى ترایخى صدر اسلام و مرکز خلافت مسلمین در صدر اسلام در جنوب غربى این خشکى وسیع قرار گرفته است.

در سال 1966 میلادى ازن قاره، 450 میلیون نفر مسلمان داشته است که حدود 70% مسلمانان جهان را در تاریخ مذکور تشکیل مى‏داده است. این میزان در سال 1972 میلادى به 550 میلیون نفر بالغ گردید که 362 میلیون آن مربوط به کشورهاى مستقل اسلامى و 188 میلیون به اقلیت‏هاى مسلمان اختصاص داشته است. در حال حاضر قریب به 75% مسلمین جهان که به 800 میلیون نفر بالغ مى‏گردند در این قاره سکونت دارند که 65% در واحدهاى سیاسى مستقل و 35% در کشورهاى غیر مسلمان این قاره زندگى مى‏کنند.

در وضع فعلى 15 کشور مستقل در این قاره بین 50 تا 99% مسلمان دارند. وسیعترین این کشورها عربستان است که 2149690کیلومتر مربع وسعت دارد و در ناحیه استراتژیک خاور میانه قرار گرفته است مجموع مساحت این کشورها به یازده میلیون کیلومتر مربع بالغ مى‏گردد که 25% وسعت آسیا را تشکیل مى‏دهد.

کشورهاى واقع در آسیاى غربى و جنوبى در قرون اولیه به اسلام گرویدند اما سرزمینهاى آسیاى جنوب شرقى در قرون پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم اسلام را پذیرا گشتند.

در این بخش، کشورها و نواحى مسلمان نشین این قاره را مورد بررسى قرار مى‏دهیم و براى سهولت کار قاره مزبور را به پنج قسمت تقسیم کرده و به مشخصات جغرافیائى نقاط مسلمان‏نشین مى‏پردازیم:

الف - آسیاى جنوب غربى (خاور میانه);

ب - آسیاى جنوبى;

ج - آسیاى جنوب شرقى;

د - آسیاى شرقى;

ه - آسیاى مرکزى;

 

الف - آسیاى جنوب غربى (خاور میانه)

آسیاى جنوب غربى، بخش مرکزى جهان اسلام است و از نقطه نظر تاریخى و مسائل سیاسى و سوق الجیشى اهمیت ویژه‏اى دارد. این ناحیه به لحاظ آب و هوایى از تابستانهاى بسیار گرم و خشک و زمستانهاى نسبتا کوتاه، برخوردار است. نواحى شمالى این منطقه را رشته کوههایى فرا گرفته که بخش‏هاى زیادى از ترکیه، ایران و افغانستان را در بر مى‏گیرد. در بخش شرقى این برجستگى‏ها، زمین‏هاى هموارى دیده مى‏شود که با رسوبات دجله و فرات پدید آمده و خاک حاصلخیزى دارند. در جنوب رودهاى دجله و فراب که به خلیج فارس مى‏ریزند، غیر از زمینهاى پست بین النهرین، شبه جزیره عربستان قرار دارد که از نظر وسعت، بزرگترین شبه جزیره جهان است و با وجود هم مرز بودن با دریا از سه طرف، سرزمین خشک و صحرایى است. در اطراف دریاى خزر، دریاى سیاه، دریاى مدیترانه، دریاى سرخ و خلیج فارس زمین‏هاى حاصلخیزى قابل مشاهده است.

در اینجا 6 نژاد گوناگون در کنار هم زندگى مى‏کنند. با سه زبان اصلى عربى، فارسى و ترکى در قسمتهاى مختلف این منطقه تکلم مى‏شود. این بخش از آسیا منشا پیدایش سه دین بزرگ اسلام، مسیح و یهود بوده و فرهنگ در این سرزمین بر اساس معتقدات و معارف اسلامى بنیاد گزارده شده و زبان قرآن که عربى است در ان گسترش زیادى داشته که در فرهنگ‏هاى دیگر تاثیر قابل ملاحظه‏اى گذاشته است.

وجود مکه قبله‏گاه مسلمین، فلسطین (الهام بخش سه دین بزرگ) به این منطقه اهمیت ویژه‏اى توام با هاله‏اى از قداست بخشیده است. با وقوع انقلاب اسلامى ایران در 22 بهمن 1357ش، آسیاى جنوب غربى دچار تحولى عظیم گشت که شرق و غرب را در نگرانى شدید و بهت و حیرت فرو برد. پیروزى این انقلاب شکوهمند الهى به رهبرى حضرت امام خمینى (ره) و با ایثار و فداکارى امت مسلمان ایران اهمیت تجارى و سوق الجیشى این ناحیه را تحت الشعاع قرار داده و استکبار را از گسترش این نهضت به وحشت انداخته است.

آسیاى جنوب غربى و شمال شرقى افریقا را بنام خاور میانه (1) مى‏شناسند. اولین بار در سال 1902 میلادى افسرى آمریکایى، طى مقاله‏اى از این اصطلاح استفاده کرد و در سال 1948م سازمان ملل متحد آن را پذیرفت. (2)

تمرکز جمعیت به دلیل شرایط اقلیمى و موقع جغرافیائى در این بخش از آسیا یکسان نیست و اغلب مردم در مناطق ساحلى مرطوب و زمینهاى حاصلخیز تمرکز یافته‏اند. سه کشور ترکیه، ایران و افغانستان 75% سکنه این منطقه را تشکیل مى‏دهند.قریب به 40% مردمان ایننواحى در کانونهاى شهرى به سر مى‏برند، از عربستان که بگذریم، تجانس جمعیت در کشورهاى دیگر اینمنطقه کمتر دیده مى‏شود و اغلب کشروها اقلیت‏هاى متفاوتى دارند.

قرار گرفتن این ناحیه در میان سه قاره اروپا، آسیا و افریقا و نیز وجود دریاها، رودها و تنگه‏هاى استراتژیک و بهره‏مندى آن از ذخائر عظیم نفت، موجب آن شده تا ابرقدرتها و کشورهاى بزرگ صنعتى براى دسترسى و سلطه بر آن، با یکدیگر در رقابت‏سختى باشند و کشمکش‏ها و بحرانهاى زیادى را در آن پدید آورند. موضع‏گیرى دول این منطقه در مقابل دول غربى و تکیه بر ناسیونالیسم، بسیارى از روابط و پیوندهاى این منطقه را به تحلیل برده و یگانگى‏هاى فرهنگى را ضعیف نموده و با وجود آنکه، آئین مشترک و قبله واحدى دارند در حالت نزاع و ستیز با یکدیگر به سر مى‏برند، این رفتارها که توام با تفرقه و تشتت است‏سبب آن گشته که با تؤطئه عوامل استکبار بین کشورهاى مسلمان سرزمین مذکور تضادهاى سیاسى، فرهنگى و اجتماعى پدید آورده به نحوى که با وجود دسترسى به منابع عظیم و سلط بر نواحى سوق الجیشى و مهمتر از آن، بهره‏مندى از اخوت عقیدتى و بنیانهاى مذهبى عمیق، نتوانند در مناسبات جهانى به نحو تعیین کننده‏اى ابراز وجود کنند و از حل معضلى چون غصب سرزمین فلسطین توسط گروهى صهیونیست غاصب، عاجز باشند. جبهه گیرى‏هاى سیاسى این کشورها در موقعیت‏هاى گوناگون، نیز آنها را وادار به تشکیل سازمانها و نهادهاى سیاسى و یا پیوستن به تشکیلات سیاسى غربى نموده است. این سازمانها در حل مشکلات کشورهاى مزبور و نیز رفع مسائل و بحرانهاى منطقه از خود توانائى آنچنانى نداشته و شکاف بین دول اسلامى را شدت بخشیده است.

تعداد واحدهاى سیاسى این بخش از قاره آسیا به 15 واحد بالغ مى‏گردد که در مجموع 7 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارند.

این کشورها با 000/000/200 سکنه 16% مسلمین جهان را تشکیل مى‏دهند. ذیلا به بررسى اجمالى واحدهاى جغرافیایى آن خواهیم پرداخت:

 

عربستان

قبل از ظهور اسلام و در عصر جاهلیت، مردمانى در شبه جزیره عربستان سکونت داشتند که به طور کلى عرب نامیده مى‏شدند و به دو دسته اعراب قحطانى و اعراب عدنانى تقسیم مى‏شدند. این دو، از نظر تاریخى، ریشه مشترک دارند ولى عدنانیان در سلسله نسبت‏خود به حضرت ابراهیم (ع) مى‏رسند این طایفه در نجد و حجاز بودند اما عربهاى قحطانى به یمن رفتند. این افراد تابع حک.متى نبودند و اساس ملیت آنان قبیله بود و اعضاى هر قبیله از شیخ قبیله اطاعت مى‏کردند. عصبیت جاهلى و ناسیونالیزم قبیله‏اى افراد را به جان هم مى‏انداخت و گاهى بر سر مسائل جزئى، جنگى چون نبرد بسوس 40 سال طور مى‏کشید. خونریزى، قساوت، غارت و تجاوز از برنامه‏هاى این قبایل بود. گرچه صحرانشینى و بیابانگردى پیشه عربها بود اما زندگى شهرى به شکلى ضعیف در یمن، عدن، حضرت موت، حجاز، یثرب و طائف دیده مى‏شد. به لحاظ عقاید مذهبى، گروه کوچکى بدون آنکه آداب و رسوم خاصى داشته باشند به خداى یکتا و آئین ابراهیم (ع) که دین حنیف نامیده مى‏شد، معتقد بودند.

یهودیان که 13 قرن قبل از میلاد پس از خرابى اورشلیم به حجاز مهاجرت نموده بودند به رواج آئین خود در عربستان پرداخته و گروهى را پیرو خود ساختند. ایران و روم براى نفوذ به این شبهه جزیره با هم در رقابت بودند و تحت تاثیر تبلیغات رومیان مسیحى، طوایفى ربیعه و غسان، مسیحى شده و برخى هم با تاثیر پذیرى از آئین ایران آن روز، به دوگانه پرستى روى آورده بودند. شخصى بنام «عمرو بن لحى‏» هم بت‏پرست را در این شبهه جزیره بوجود آورده بود. (3) آشفتگى و بحرانى که بر این ناحیه سایه افکنده بود، مردمان محروم و ستمدیده را در تیرگى خاصى قرار داده بود که طلوع نورو فروغ امیدى را خواستار و در انتظار آن بودند که دستى از غیب برون آید و آنان را از این مرداب و گرداب ننگین نجات دهد که ناگهان با بعثت پیامبر اسلام (ص) شب سیاه ظلمانى و تاریکى جهل و عناد به پایان رید و فجر صادق اسلام، انسانها را امیدوار نمود. ظهور آئین مذکور در این سرزمین، موجب آن شد تا عده‏اى از مشرکان و بت‏پرستان به هیاهو و جنجال و تبلیغات منفى پرداخته و تنگناهایى براى پیامبر اسلام(ص) و یاران با وفایش بوجود آورند و در صدد آن بودند تا این نور الهى را خاموش کنند غافل از آنکه اراده خداوند بر ان تعلق گرفته بود که بشریت با رهبرى و ارشاد رسول معظمش به سوى معنویت، عقیده و ایمان باز گردد. و خود را از خطر سقوط و نابودى نجات دهند و به دلیل انطباق این آئین با گرایش‏هاى فطرى و حمایت از ناحیه عقل و منطق، همه جانبه بودن، جهانى و جاودانى آن و بخاطر خلاء اعتقادى - سیاسى که در آن عصر، جهان گرفته بود، با استوارى و پایدارى پیامبر و یاران فداکارش نه تنها در جزیرة العرب که در سرزمین‏هاى دیگر انتشار یافت و مورد پذیرش جویندگان حقیقت قرار گرفت و جنبش و تحول معنوى که در پرتو وحى بوجود آمد،تمدنى عظیم و با شکوه را بنا نهاد که قرنها بشریت را از فیض وجود آن بهره‏مند بود.

کشور عربستان متجاوز از 75% شبه جزیره عربستان را دربر گرفته است. در بخش شرقى آن خلیج فارس و در غرب آن دریاى سرخ واقع است. صحراى نجد بخش اعظم آن را تشکیل مى‏دهد که بخش جنوبى آن را ربع الخالى مى‏گویند که با 000/500 کیلومتر مربع پهناورترین بیابان خشک و خالى جهان است. مناطقى که در امتداد سواحل خلیج فارس واقع مى‏باشد به احساء معروف است نواحى کناره دریاى سرخ که از بندر عقبه در شمال تا یمن در جنوب ادامه دارد شامل حجاز و عسیر مى‏باشد.

جمعیت عربستان به 000/13600 نفر بالغ مى‏گردد که نیمى از آنها در شهرها، عده‏اى در روستاها و گروهى به صورت قبیله‏اى در صحاریى زندگى مى‏کنند. این کشور در حال حاضر 4000 قبیله دارد.

شیوه حکومت این کشور پادشاهى است و با دول غربى و به ویژه امریکا روابط گسترده اقتصادى سیاسى دارد و با کشورهاى ژاپن، آلمان، فرانسه، برخى دول مسلمان و کشورهاى افریقائى، مناسبات تجارى - سیاسى دارد. از گذشته بدلیل واقع شدن قبله مسلمین در اینکشور همه ساله مسلمانان جهان براى فریضه عبادى - سیاسى حج به این ناحیه مى‏آیند تا در ایام ذیحجه و طى مراسمى داده اما در گذشته عربستان در جهان سیاست و اقتصاد جائى نداشت، با افزایش بهاى نفت از سال 1970م و کشف ذخائر جدید نفت، عربستان ازاعتبارى ویژه براى دول صنعتى برخوردار شده که شامل 25% ذخائر دنیا و بیش از 35% کل اوپک به حساب مى‏آید. عربستان بخش عظیمى از درآمد نفت را صرف خرید تجهیزات جنگى مى‏کند. در سال 1980م بودجه دفاعى آن 18 میلیارد دلار بوده که از این نظر در جهان اول بوده است. (4) قریب به 2 میلیون کارگر و متخصص خارجى از کشورهاى گوناگون در این کشور به کار اشتغال دارند و کارهاى کلیدى و مدیریت‏ها در دست مهاجرین غربى است.

مرکز حکومت عربستان، شهر ریاض و از شهرهاى مهم آن مکه و مدینه است.

شهر مکه در سمت غربى شبه جزیره عربستان و در جنوب مدینه بین دو رشته کوه محصور گردیده است. با ساختن خانه کعبه در این نقطه توسط حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل و پیدایش چشمه زمزم شالوده شهر مکه ریخته شد. در شمال شرقى مکه جبل النور قرار گرفته که غار حراء در آن واقع است. همان جایگاه مقدسى که محل راز و نیاز پیامبر اسلام(ص) بود و در آن بر آن سرور وحى نازل شد. کوههاى عرفات و منى در شرق مکه هستند در مکه،اماکن مقدسى وجود دارد که مهمترین و با عظمت‏ترین آن مسجدالحرام است که خود شامل کعبه معظمه، مقام ابراهیم، حجرالاسود و ... است. صفا و مروه که جایگاه بلندى است بر کوه ابوقبیس و میان صفا و کوه ابوقبیس و مسجدالحرام قرار دارد.

مسجد منى و مسجد مزدلفه از آثار مذهبى مکه مى‏باشد. (5) مدینه در 500 کیلومترى شمال مکه و در زمین هموارى بین دو کوه قرار گرفته، آب و هواى گرم و خشکى دارد این شهر در عصر جاهلیت‏یثرب نام داشت که با ورود پیامبر اکرم(ص) بدان، مدینة النبى نام گرفت.

کوه احد در شمال مدینه قرار دارد. کوههاى طى در مشرق و کوه عیر در جنوب آن واقع است. (6) از آثار مقدس و مذهبى آن مسجد النبى، آرامگاه رسول گرامى اسلام(ص) را مى‏توان برشمرد، مسجد قبا نیز در جنوب غربى مدینه قرار دارد. مسجد ذوقبلتین که از مساجد ساده اما معروف مدینه است در وادى عقیق قرار دارد در آن دو قبله یکى به جهت بیت القدس و دیگرى به سوى کعبه به چشم مى‏خورد. در همین مسجد بود که با پیام وحى به رسول خدا قبله از بیت المقدس به سوى خانه کعبه تغییر نمود. (7) از زیارتگاههاى مدینه، قبرستان بقیع و گورستان احد قابل ذکر است. بقیع در طرف شرقى مدینه واقع است و آرامگاه مطهر حضرت فاطمه‏زهرا(س) صدیقه کبرى دخت گرامى حضرت محمد(ص) مدفن فاطمه بنت است مادر اولین امام شیعیان حضرت على(ع) و تربت 4 ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت‏یعنى: امام حسن مجتبى(ع)، امام سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) و مدفن جمعى از اصحاب حضرت محمد(ص) و على(ع) و عده‏اى از عرفا، زهاد و علماء در این قبرستان قرار دارد.

 

فلسطین

کشور فلسطین، سرزمین کم وسعتى است که در ناحیه خاور میانه و در شرق مدیترانه قرار دارد. این سرزمین همچون پلى سه قاره آسیا، افریقا و اروپا را به هم متصل مى‏کند و قلب جهان عرب و حلقه اتصال شرق و غرب مى‏باشد و الهام بخش سه دین بزرگ دنیا است. چنین موقع مهم و خصوصیات ویژه، این کشور را به صورت یکى ازم ناطق استراتژیک جهان درآورده است اما اشغال آن توسط صهیونیست‏ها و با حمایت ابرقدرتها و نیز آواره شدن چندین میلیون فلسطینى موجب آن گشته تا قلب‏هاى مسلمین جهان محزون و متاثر گردد.

3500 سال قبل از میلاد اقوام سامى از قلب عربستان به سوى مصر، عراق، سوریه، لبنان، و فلسطین کوچ نمودند که 25 قرن ق.م، یکى از این اقوام که به کنعانیان معروف بودند فلسطین را به عنوان محل سکونت‏خود برگزیدند. 20 فرن ق.م اولین دولت تحت عنوان کنعانیه در کشور مزبور تاسیس شد.

در سال 1225 ق م، قوم بنى اسرائیل به رهبرى حضرت موسى(ع) در فلسطین کونت‏یافتند. حدود هزار سال ق.م، اقوامى بنام «فلسطین‏» که از جزایر دریاى اژه آمده بودند به این ناحیه راه یافته و جاى کنعانیان را گرفتند بنى اسرائیل به سرکردگى داوود نبى و بعد از او به رهبرى سلیمان پیامبر در حدود ده قرن ق م دولت عبرانى را در این کشور بوجود آورده که رقیب دولت اقوام فیلسطین بود.

فلسطین در سال 772ق م به تصرف آشور و به سال 539 ق م توسط کوروش اشغال شد. در اواسط نیمه دوم قرن چهارم ق.م اسکندر آن را تصاحب نمود.

در سال 395 میلادى فلسطین به عنوان مستعمره روم غربى اداره مى‏شد و از اواسط قرن هفتم تا شانزدهم فرمانروایان عرب بر آن استیلا داشتند.

در سال 1517م جزئى از خاک امپراطورى عثمانى بود که به مدت 4 قرن آن را در اختیار خود داشتند و تا سال 1917م بر آن حکومت مى‏کردند. (8)

در سال 1897م اولین کنگره صهیونیزم در شهر بال سوئیس به سرپرستى هرتزل برگزار شد و هدف خود ار این گونه مشخص نمود:

«هدف صهیونیسم عبارت است از ایجاد یک وطن قومى براى ملت‏یهود در سرزمین فلسطین‏».

در نوامبر 1917م، بریتانیا اعلامیه مشهور بالفور را مبنى بر تاسیس وطن قومى براى لت‏یهود در فلسطین صادر کرد. جنگ جهانى اول پایان نیافته بود که یهودیان وعده تشکیل کشور یهود را از بریتانیا دریافت نمودند و انگلیس با مشارکت‏شریف حسین حکمران قت‏حجاز، دولت عثمانى را از فلسطین بیرون راند و مهاجرت یهودیان به این سرزمین آغاز شد و دولت انگلستان به قیمومیت‏خود در این کشور پایان داد. (9) اعراب در خلال قیامها و انقلابهائى، مخالفت‏خود را با وعده بالفور اعلام نمودندکه این حرکات زمینه ساز انقلاب بزرگ سال 1936م و 1939م بود که برجسته‏ترین رهبرش شیخ عزالدین قسام است. و بالاخره سازمان ملل متحد قطعنامه شماره 181 را مبنى بر تقسیم فلسطین به دو کشور یهودى و عربى در تاریخ نوامبر 1947م صادر نمود و در سال 1948م سازمان جهانى صهیونیزم برپائى اسرائیل را اعلام داشت. در سال 1948م سکنه یهودى فلسطین اشغالى به 33% کل جمعیت فلسطین رسید که 67/5% اراضى فلسطین را اشغال نموده بودند.

گرچه ارتش دول عربى وارد جنگ با متجاوزین اسرائیلى شد ولى پس از رسوائى‏ها و خیانت‏ها به آتش بس‏ها و موافقت‏هایى تن داده و عقب نشینى نمود و رژیم غاصب به سال 1856م به کانال سوئز حمله کرد. در 28 مه 1964م کنگره عمومى فلسطین در شهر قدس با اعلام تاسیس: سازمان آزادى بخش فلسطین (ساف) پیمان ملى فلسطین را تصویب کرد و سپتامبر همین سال ارتش آزادى بخش فلسطین براى مبارزه با غاصبین بوجود آمد.

در ژوئن 1967م، اسرائیل به سه کشور مصر، سوریه و اردن حمله نمود و کرانه غربى رود اردن، نوار غزه، صحراى سینا و بلندى‏هاى جولان را متصرف شد. این حرکت موجب آواره شدن تعداد زیادى از مردمان فلسطین به سو کشورهاى عربى و خاورمیانه گردید. و بدین گونه متجاوزین که بعد از سال 1948م 78% سرزمین مزبور را تصرف کرده بودند با ضمیمه کردن نواحى متصرف شده، علاوه بر سرزمین فلسطین به نقاط حساس دول مجاور هم دست‏یافتند. (10)

یکى از اسف‏بارترین آثار شوم غصب فلسطین، حادثه ناگوار اوراگى بیش از سه میلیون نفر از مسلمانان مظلومى است که هستى خود را از دست داده و در نواحى مختلف خاورمیانه و حتى سراسر جهان پراکنده‏اند. پناهندگانى که در سوریه، مصر، اردن و لبنان سکونت دارند در شرایط دشوارى زندگى مى‏کنند و نیز به عنوان مثال در جریان یورش اسرائیل به اردوگاههاى صبرا و شتیلا 4000 نفر که اغلب زن و کودک بودند به شهادت رسیدند گاهى هدایایى زیبا و فریبنده به کودکان فلسطینى هم توسط اسرائیل داده مى‏شود اما این هدایا چیزى جز بمب‏هاى رنگارنگ خوشه‏اى نیستند و به محض آنکه کودکان بر این گوى‏ها دست مى‏گذارند، در آغوش آنها منفجر شده و امیدشان را به یاس مبدل مى‏سازد و چه بسا کودکانى با این هدایا! دست و پاى خود را از دسا داده و یا قطعه قطعه مى‏شوند. (11) آن دو میلیون نفرى هم که در سرزمین‏هاى اشغال شده به سر مى‏برند که بگین آنان را «سرخ پوستان ما» نامیده بود وضع رقت بارى داشته و از هیچ گونه حقوق اجتماعى و سیاسى برخوردار نیستند و هر لحظه مورد تهاجم، شکنجه و ایذا قرار مى‏گیرند، خانه و اراضى ایشان نیز مصادره و گاهى محصولاتشان را با مواد شیمیائى نابود مى‏کنند. فاجعه کشتار خونین دیر یاسین در آوریل 1948 که بگین جزئیات آن را در کتاب خود توضیح داده و بدان اعتراف نموده، از جمله حوادث ناگوارى است که براى ملت محروم فلسطین رخداده است. (12)

فلسطین به لحاظ جغرافیائى در حال حاضر شامل دو منطقه است:

منطقه شمالى که بخش بالاى آن را ادامه تپه‏هاى جنوب لبنان مى‏پوشاند که زمینهاى بلندى بنام «جلیلى‏» (13) را بوجود مى‏آورد. قسمت جنوبى که شامل جلگه مرتفع بیابانى است و به بیابان نقب (14) موسوم است که نیمى از سرزمین فلسطین را دربر مى‏گیرد. آب و هواى فلسطین در تابستانها گرم و در زمستانها معتدل و بارانى است به غیر از چند رود کوچکى که به دریاى مدیترانه مى‏ریزد رود مهمى در این سرزمین جریان ندارد.

اکثریت جمعیت 5/6 میلیونى فلسطینى را مسلمانان تشکیل مى‏دهند که اغلب از نژاد سامى بوده و به عربى صحبت مى‏کنند. مرکز فلسطین، بیت المقدس است که از نظر اسلام، مسیحیت و یهود مکانى مقدس مى‏باشد این شهر که به قدس و اورشلیم هم مشهور است در 55 کیلومترى غرب رود اردن و 80 کیلومترى شرق مدیترانه بر روى ارتفاعات متوسط قرار گرفته از قدیمى‏ترین شهرهاى مذهبى جهان به شمار مى‏رود. بیت المقدس شامل دو بخش قدیم و جدید مى‏باشد، قسمت قدیمى تماما داخل قلعه و حصار محکمى است که آخرین بار در زمان عثمانیان بازسازى شد. در جنوب شرقى بخش قدیم محوطه مستطیلى استکه مسجد اقصى، مسجد صخره قبة الصخره در آن قرار گرفته و مجموعا حرم شریف نام دارد و مساحت آن به 15% مساحت بیت المقدس قدیم بالغ مى‏گردد. دروازه شرقى این حرم که دروازه طلایى نام دارد (در دیوار شرقى قرار گرفته) حرم را با کو زیتون یا کوه طور ربط مى‏دهد. دروازه جنوبى رو به شهرهاى بیت اللحم و الخلیل است، مسجد الاقصى چون در دامنه کوه ساخته شده شامل دو طبقه‏اى است که شیب آن در طبقه اول تمام شده و طبقه دوم صاف است. سقف طبقه زیرین بر روى 88 ستون مربعى سنگى در 15 ردیف قرار دارد، طول مسجد 18/5 متر و عرض آن 5/54 متر است. (15) پیامبر اسلام - ص - پس از آنکه به قدرت خداوند از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سیر داده شدند از این مسجد سفر آسمانى (معراج) خود را آغاز نمودند. در بخش غربى حرم دیوار ندبه واقع شده که مکان مقدس یهودیان است و در پاى آن زانو زده و به تفکر فرو مى‏روند. (16) سطح سر ستونها و حاشیه محراب آیاتى از قرآن کریم با بهترین خط نسخ عربى و کوفى که گاهى از طلاى ناب و برجسته هستند دیده مى‏شود. (17)

از وضع اقتصادى مردم فلسطین که حدود 60% آنان در خارج از وطن خود زندگى مى‏کنند به دلیل پراکندگى در سایر کشورها، آمارهاى دقیقى در دست نمى‏باشد با این حال بر خلاف مصائب زیاد و آواردگى و بى خانمانى بین کودکان و نوجوانان فلسطینى عشق وافرى به فراگیرى دانش‏هاى مورد نیاز جامعه وجود دارد به لحاظ فرهنگى در سایه تلاش و کوشش خود در زمینه‏هاى کوناگون علمى، تخصص‏هاى عالى داشته و به مدارج عالى علمى و شغلى دست‏یافته‏اند و متخصصان آنان در بخش صنایع کشورهاى عربى به ویژه پالایشگاهها و مراکز پتروشیمى مشغول بکارند و برخى در سطح معاونت وزارت در کشورهاى خاورمیانه ارتقاء یافته‏اند.

 

جمهورى عراق

کشور عراق با 438317 کیلومتر مربع در منطقه خاورمیانه و غرب ایران، در ناحیه هلال خصیب (18) واقع است. سرزمین نسبتا کم ارتفاعى است که ناهمواریهاى آن غالبا در شمال و شمال غربى واقعند و جلگه‏ها، بخش عظیمى از وسعت آن را در بر گرفته است. بیابانها و صحارى تحت عنوان بادیة الشام سرتاسر غرب و جنوب غربى آن را مى‏پوشاند. دجله و فرات شریان حیاتى این کشور را تشکیل مى‏دهد. این دو رود که از کوههاى جنوب شرقى ترکیه سرچشمه مى‏گیرند به صورت شمالى - جنوبى وارد عراق شده و پس از پیوستن سه رود زاب بزرگ، زاب کوچک و دیاله به دجله، این دو رود در محلى به نام قرنه بهم پیوسته و شط العرب را تشکیل مى‏دهند و با پیوستن کارون به شط العرب در مرز مشترک عراق و ایران اروندرود بوجود آمده که به خلیج فارس مى‏ریزد. آب و هواى عراق در نقاط شمال، کوهستانى در نواحى مرکز گرم و مرطوب و در غرب گرم و خشک است.

سرزمین فعلى عراق که در گذشته به نام بین النهرین نامیده مى‏شد از قدیمى‏ترین مراکز تمدن آسیا بوده است. سامى‏ها در حدود 35 قرن ق.م به آنجا مهاجرت نمودند.سومرى‏ها در شمال، مملکت آشور را بنیان نهادند. در قرن سوم ق.م، عراق تحتسلطه سلسله ایرانى اشکانى در آمد و پس از آن ساسانیانبدان مسلط شدند، در سال سیزده هجرى قمرى مطابق با 634 میلادى با شکست‏ساسانیان از اعراب مسلمان، عراق نیز جزو قلمرو حکومت اسلامى شد. حضرت على(ع) در قرن اول هجرى مقر حکومت‏خود را در کوفه قرار داد. در سال 61 هجرى حادثه کربلا یعنى شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا توسط یزید بن معاویه به وقوع پیوست که یکى از مهمترین و برجسته ترین حماسه‏هاى اسلامى در جریان مذکور یعنى قیام سید الشهداء و یاران با وفایش قابل مشاهده است. و تمامى نهضت‏هاى اسلامى از این قیام شورانگیز الهام مى‏گیرند. در زمان عباسیان بغداد محل خلافت عباسیان گردید. در سال 656 هجرى قمرى مطابق با 1258 م مغلوها عراق را تصرف نمودند و تا 1411میلادى عراق جزو قلمرو آنان بود و در این زمان سلسله آق - قویونلو آن را تصاحب کردند. با برچیده شدن این سلسله توسط دولت صفوى، عراق بخشى از ایران شد. در سال 1535 میلادى قواى عثمانى با منهزم نمودن قواى ایرانیان، عراق را به تصرف خود در آورده و تا جنگ جهانى اول که مقارن با شکست دولت عثمانى است، عراق در اختیار آنان بود. (19)

با شروع جنگ اول، بریتانیا به بهانه جلوگیرى از نفوذ آلمان و رهایى عراق از سلطه عثمانى به این کشور حمله ور شد و قلعه فاو را در دهانه شط العرب، تصرف نمود و سرپرسى کاکاس از سیاستمداران کهنه کار انگلیس حکمران عراق شد. بر طبق مقررات «سان رمو» در 25 آوریل 1920 م عراق و فلسطین تحت قیمومیت انگلیس درآمد. آیة الله میرزا محمد تقى شیرازى از مخالفین سر سخت قیمومیت انگلیس بر عراق بود و براى مقابله با این حرکت، فتوایى مبنى بر عدم پذیرش سلطه بیگانگان را داد. علماى شیعه فتواى جهاد داده و خود در جبهه‏هاى نبرد حاضر شدند. در 4 شوال 13338 قمرى (ژوئن 1920 م) هزاران نفر از شیعیان، در صحن حضرت سید الشهداء(ع) اجتماع کرده و آیت الله شیخ محمد خالصى‏زاده براى آنان خطابه‏اى شورانگیز ایراد نمود که این حرکت رعبى در انگلیس افکند و سبب آن شد تا فردى به نام ماژربولى کربلا را محاصره کند. (20)

سرویلسون نماینده سیاسى انگلیس در عراق در مورد اشغال عراق مى‏گوید:

«کلید کل مناطق استراتژیک، در بغداد است و ما با اشغال عراق توانستیم خنجرى در جهان اسلام بزنیم و بدین طریق از تجمع مسلمین بر علیه خودمان در خاورمیانه جلوگیرى کنیم...! » (21)

اما با رهبرى روحانیت و آیات عظام، قیام 1920 م عراق به وقوع پیوست که موفقیت‏هایى بدست آورد و حکومت انگلیس مجبور به رسمیت‏شناختن استقلال عراق گردید.

از علل اصلى تحریک مردم براى این قیام این بود که آیت الله کاشانى مدام به مرکز قبایل و عشایر رفت و آمد مى‏کرد و آنها را در پیوستن به صفوف انقلاب تحریص و تشویق مى‏نمود اما کانون این حرکت ضد استعمارى از منطقه فرات سفلى یعنى شهرهاى مقدسه شروع و در مدت کوتاهى به سمت‏شمال و جنوب سرایت‏یافت و تا به آنجا پیش رفت که مرکز نظامى انگلیس را در تهدید جدى قرار داد. عشایر مقیم رمیثه و نیز عشایر سماوه در ایننبردها شرکتى فعال داشتند و اولین برخورد مسلحانه خونین بین عراقى‏ها و نظامیان بریتانیا در رمیثه (در منطقه دیوانیه) اتفاق افتاد. (22)

در مارس 1920 م انگلیس طبق نقشه‏اى سلطنت عراق را به ملک فیصل واگذار کرد. در اکتبر 1932 میلادى عراق رسما استقلال خود را بدست آورد. در ژوئیه 1958 با کودتایى عبد الکریم قاسم نظام سلطنتى را بر انداخت و در کشور اعلام جمهورى نمود. به سال 1968 م، با کودتاى حزب بعث، رئیس جمهور وقت‏یعنى عبد الرحمان عارف بر کنار و احمد حسن البکر توسط شورایى به نام شوراى انقلاب قدرت را در دست گرفت و اختناق و سرکوب شدید در کشور ایجاد کرد.

حزب بعث که توسط میشل عفلق و صلاح الدین بیطار و عده‏اى دیگر به وجود آمده بود براى به انحراف کشیدن مبارزات مسلمانان کشورهاى عربى پدید آمد و جوهر اصلى آن تکیه بر ناسیونالیسم است، و حسن البکر در عراق، سیاست‏هاى این حزب را که ساخته استعمار انگلیس بود تعقیب مى‏نمود.

در سال 1979 م به دنبال پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى ایران، حسن البکر تحت فشار معاونش صدام حسین، استعفا داد و صدام به قدرت رسید.

در سپتامبر 1980 م مقارن با 31 شهریور 1359، عراق به دنبال چند بار تجاوز پراکنده و تحریکاتى بر علیه ایران با بمباران نمودن مراکز نظامى و اقتصادى ایران، رسما جنگى را بر علیه ایران تحمیل نمود که تا سال 1988 م طول کشید. رزم بى‏امام و ایثارگرى مجاهدان اسلام در جبهه‏هاى جنگ که پشتوانه معنوى و الهى داشت و نیز رهبرى روشنگرانه حضرت امام خمینى(قدس سره) سبب آن شد که رژیم عراق به درماندگى و استیصال افتاده و اذعان کند که خواهان صلح است. ایران نیز با پذیرش قطعنانه 598 سازمان ملل نقشه‏هاى منافقانه صدام را نقش بر آب نمود و توطئه‏هاى استکبار را بى‏اثر ساخت.

عراق در مرداد ماه سال 1369 ش (1991 م) با زمینه‏سازى آمریکا به کویت‏حمله برد و این کشور را به تصرف خود در آورد و طى جنگ 43 روزه‏اى که بین عراق و نیروهاى چند ملیتى صورت گرفت، از کویت‏خارج شد اما بسیارى از مراکز اقتصادى این کشور را ویران و تعداد زیادى از غیر نظامیان را در این جریان هلاک نمود.

عراق در حال حاضر به شدت در آشفتگى و بحران سیاسى و انزواى بین المللى به سر مى‏برد و اقتصادش به دلیل انواع تحریم‏ها سخت متزلزل است و اکنون رژیمش با گروههاى معارض زیر روبروست: «مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق‏»، «سازمان الدعوه‏»، «کردها که به صورت دو گروه جداگانه هستند حزب دموکراتیک کردستان به رهبرى مسعود بارزانى، اتحادیه میهنى کردستان به رهبرى جلال طالبانى که این دو در سال 1991 م به منظور یک کومت‏خودمختار با هم متحد شدند یادآورى مى‏شود که عراق از 5/16 میلیون نفر سکنه خود 5/3 میلیون کرد دارد»، «حزب امت جدید به رهبرى سعد صالح جبر (که زیاد حامى ندارند)» «حزب کمونیست‏» عراق - که قدرتى ندارد، «حزب ناسیونالیست‏هاى مستقل‏» که توسط سرلشکر حسن النقیب رهبرى مى‏شود و سوریه آن را حمایت مى‏کند. (23)

70% مردم عراق شیعه هستند و این کشور از مراکز عمده تشیع به شمار مى‏رود. استانهاى کربلا، دیوانیه، حله، منتفک، عماره و کوت عراق کاملا شیعه‏اند. در استانهاى دیالى، بغداد و بصره اکثریت با شیعه است در نقاط دیگر نیز شیعیان پراکنده‏اند. (24)

کوفه، کربلا، نجف، سامرا و کاظمین از شهرهاى مذهبى شیعه بوده و بارگاه مقدس حضرت على (ع)، حضرت امام حسین(ع)، امام موسى کاظم(ع)، امام محمد تقى(ع) امام هادى(ع)، و امام حسن عسکرى(ع) و نیز مرقد پاک تعدادى از یاوران و اصحاب خاص اهلبیت عصمت و طهارت در کشور عراق وجود دارد.

مرکز عراق شهر قدیمى بغداد است و تنها بندر آن بصره مى‏باشد. گرچه این کشور به طورى سنتى، اقتصادى کشاورزى دارد اما به صنعت نفت وابسته بوده و عضو اوپک مى‏باشد، بعد از نفت دومین محصول صادراتى عراق خرماست، و 75% خرماى جهان را تولید مى‏کند. صنایع عراق عمدتا بعد از نفت، سیمان است و اصولا رشد صنایع در مرحله اولیه است و کارخانه‏ها در اطراف بغداد استقرار دارند.

 

پى‏نوشتها

Middel East 2- خاور میانه جلد اول کلیات جغرافیائى - دکتر محمد تقى رضویان تهران دانشگاه شهید 1- بهشتى 1358.

3- تاریخ عرب، فیلیپ حتى، ابوالقاسم پاینده و نیز تاریخ سیاسى اسلام - دکتر حسن ابراهیم حسن ترجمه پاینده جلد اول صفحات 13 تا 15.

4- اوپک و ...، دکتر امیر باقر مدنى ص 79.

5- حرمین شریفین - دکتر حسین قره چانلو - تهران امیر کبیر 1362 شمسى.

6- تقویم البلدان - ابى الفداء.

7- مرآة الحرمین و نیز فلسفه و اسرار حج.

8- گیتا شناسى کشورها ص 223.

9- مسئله فلسطین - راشد الغنوشى ترجمه سید هادى خسروشاهى - تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى - 1370.

10- اسرائیل و فلسطین، على اکبر هاشمى رفسنجانى و نیز مسئله فلسطین تالیف حسین الهى.

11- آسمان گریست - تونى کلیفتون - ترجمه کاظم چایچیان تهران امیر کبیر 1364 ص 60 و 61.

12- اقلیت‏هاى مسلمان در جهان (مجموعه مقالات) ترجمه ایرج کرمانى ص 250.

Galilee 13-

Negeb 14-

15- تاریخ آلبر ماله.

16- اورشلیم پایتخت‏سه مذهب، مقالات لوموند ترجمه سید خلیل خلیلیان ص 65 تا 67.

17- بیت المقدس - ترجمه و تالیف مرتضى اسعدى.

18- هلال خصیب به ناحیه مرتفع و حاصلخیز هلالى شکل بین خلیج فارس و سواحل فلسطین اطلاق مى‏گردد.

19- تنها بین سالهاى (1638 - 1625م) عراق در تصرف ایران بود.

20- نگاهى به تاریخ انقلاب اسلامى 1920م عراق دکتر محمد صادقى.

21- تاریخ سیاسى عراق ص 25.

22- نهضت‏شیعیان در انقلاب اسلامى عراق - عبدالله فهد نفیسى ترجمه چایچیان ص 121.

23- عراق نگاهى از درون اطلاعات، ش 19704.

24- جغرافیاى تاریخى و انسانى شیعه در جهان اسلام - رسول جعفریان ص 58.

 

 

,