نهرهاى کوهستانى با آبهاى سرد و شفاف خود از روى سنگها مى لغزند و به پائین جریان مى یابند. مقصد: یک خط ساحلى ناهموار و دست نخورده، جایى که امواج خود را به صخره هاى پوشیده از مه مى کوبند. کوهها از فاصله دور دیده مى شود؛ ارتفاعات بلند و باشکوه که از برف پوشیده شده اند. کاجها و سروها زمین حد فاصل را سبز پوش کرده اند. هرجا شهرى باشد به نظر جدید مى رسد. اینجا ساحل شمالى آمریکا در کنار اقیانوس آرام، یا آن طور که بیشتر معروف است اقیانوس آرام Pacific شمال غربى است ( نقشه۱۴ ۲۵ کیلو بایت)– خط ساحلى که از شمال کالیفرنیا از طریق ساحل کانادا تا جنوب آلاسکا ادامه دارد. یک عنصر مهم خصوصیت منطقه اى آن انزواى نسبى ساحل شمالى اقیانوس آرام از بقیه آمریکا است. کمتر از ۳ درصد جمعیت آمریکا اینجا زندگى مى کنند. قسمت هاى پرجمعیت تر منطقه، از همدیگر فاصله زیادى دارند و بین آنها را زمین هاى لم یزرع یا مناطق کوهستانى گرفته است. ساکنین این منطقه اغلب به این انزوا با دیده اى مثبت مى نگرند و آن را یک حائل جغرافیایى در برابر بقیه دنیا مى دانند. اگر چه از نظر اقتصادى این یک مانع محسوب مى شود. مخارج بالاى حمل و نقل روى محصولات اقیانوس آرام شمال غربى که به بازارهاى شرقى آمریکا حمل مى شود اثر گذاشته و باعث دلسردى تولید کنندگانى مى شود که مى خواهند در آنجا مستقر شوند.

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)


فصل پانزدهم - ساحل شمالى اقیانوس آرام

نهرهاى کوهستانى با آبهاى سرد و شفاف خود از روى سنگها مى لغزند و به پائین جریان مى یابند. مقصد: یک خط ساحلى ناهموار و دست نخورده، جایى که امواج خود را به صخره هاى پوشیده از مه مى کوبند. کوهها از فاصله دور دیده مى شود؛ ارتفاعات بلند و باشکوه که از برف پوشیده شده اند. کاجها و سروها زمین حد فاصل را سبز پوش کرده اند. هرجا شهرى باشد به نظر جدید مى رسد. اینجا ساحل شمالى آمریکا در کنار اقیانوس آرام، یا آن طور که بیشتر معروف است اقیانوس آرام Pacific شمال غربى است ( نقشه۱۴ ۲۵ کیلو بایت)– خط ساحلى که از شمال کالیفرنیا از طریق ساحل کانادا تا جنوب آلاسکا ادامه دارد.

یک عنصر مهم خصوصیت منطقه اى آن انزواى نسبى ساحل شمالى اقیانوس آرام از بقیه آمریکا است. کمتر از ۳ درصد جمعیت آمریکا اینجا زندگى مى کنند. قسمت هاى پرجمعیت تر منطقه، از همدیگر فاصله زیادى دارند و بین آنها را زمین هاى لم یزرع یا مناطق کوهستانى گرفته است. ساکنین این منطقه اغلب به این انزوا با دیده اى مثبت مى نگرند و آن را یک حائل جغرافیایى در برابر بقیه دنیا مى دانند. اگر چه از نظر اقتصادى این یک مانع محسوب مى شود. مخارج بالاى حمل و نقل روى محصولات اقیانوس آرام شمال غربى که به بازارهاى شرقى آمریکا حمل مى شود اثر گذاشته و باعث دلسردى تولید کنندگانى مى شود که مى خواهند در آنجا مستقر شوند.

محیط طبیعی

بالاترین حد متوسط بارندگى در ایالات متحده، در ساحل شمالى اقیانوس آرام است. حد متوسط هایى که بالاتر از ۱۹۰ سانتى متر هستند، موضوعى طبیعى است، و حد متوسطى دو برابر این مقدار متعلق به تپه هاى کوههاى المپیک در شمال غربى واشینگتن است. در زمستان پوشش ابر تقریبأ دائمى است.

ساحل شمالى اقیانوس آرام جایى است که توده هاى بزرگ هواى مرطوب باعث بارندگى فراوان مى شوند. هنگامى که این توده هاى هوا حرکت مى کنند، توسط بادهاى قوى به طرف جنوب و مشرق و به سواحل آمریکا در اقیانوس آرام رانده مى شود. یک سیستم فشار قوى که در تابستان خارج از ساحل کالیفرنیا و در زمستان خارج از شمال غربى مکزیک قرار دارد، از نفوذ بخش بسیار مهمى از این توده هاى هواى ساحلى به طرف جنوب جلوگیرى مى کند و باعث مى شود که بیشتر رطوبت آنها بر ساحل شمالى اقیانوس آرام نازل شود. نزولات زمستانى در همه جا بیشتر از سطح تابستان است، اما در حاشیه جنوبى منطقه تفاوت هاى فصلى مشخص تر است. در ساحل جنوب اورگون و شمال کالیفرنیا در طى ماههاى تابستانى ژوئیه و اوت کمتر از ۱۰ سانتى متر باران مى بارد و این تنها ۱۰ % بارانى است که بین دسامبر و فوریه در آنجا مى بارد.

اگر چه معمولأ در این منطقه باران زیادى نازل مى شود، قسمت هاى مهمى از آن نیمه خشک محسوب مى شوند. قسمت هایى از سرزمین هاى مرزى پاگت ساوند Puget Sound در واشینگتن سالانه تنها حدود ۶۰ سانتى متر باران دریافت مى کند. به ندرت اتفاق مى افتد که این باران ها تند و همراه با رعد و برق باشد؛ چیزى که بیشتر معمول است بارانى است ملایم، سبک و تقریبأ دائمى که مانند یک مه سنگین به نظر مى رسد. یکى از نتایج آن این است که اینجا اثرات آبرفتى که براى باران هاى سنگین بسیار طبیعى است کاهش مى یابد و پوشش گیاهى مى تواند حداکثر استفاده را از رطوبت موجود ببرد.

کوههاى منطقه دلیل اصلى بارندگى زیاد در طول ساحل و نیز تنوع آب و هوایى موجود در آن نزدیکى است. هنگامى که توده هاى هواى اقیانوس آرام از فراز زمین گذشته و به طرف شرق یا جنوب شرقى مى رود، با رشته کوههایى که شمال اقیانوس آرام را پوشانده اند برخورد کرده و به ناچار به طرف بالا تغییر جهت مى دهند. هنگامى که هوا به طرف بالا حرکت مى کند، سرد شده و قابلیت حمل رطوبت آن کاهش مى یابد و در نتیجه بارندگى اتفاق مى افتد.

در طول یک خط کمربندى که از جنوب مرکز اورگون تا جنوب شرقى بریتیش کلمبیا در کانادا امتداد دارد، پشت سلسله کوههاى ساحلى یک زمین آبشخور پست وجود دارد که شامل دره ویلامت Willamette در اورگون و سرزمین پست پاگت ساوند Puget Sound در واشینگتن است. وقتى هوایى که به طرف شرق مى رود در این سرزمین هاى پست فرود مى آید، گرم مى شود و توانایى حمل رطوبت آن افزایش مى یابد. بدان دلیل که رطوبت اضافى وارد هوا نشده، بارندگى کم است.

در شرق زمین هاى کم ارتفاع یک سلسله کوههاى دیگرى به نام کسکید Cascade قرار گرفته که جهت آن شمالى جنوبى است. کوه رینیر Rainier در واشینگتن ۴۳۹۰ متر ارتفاع دارد و بلندى بسیارى از قلل آن بین ۲۷۵۰ تا ۳۶۵۰ متر است. بارندگى زمستانى به صورت برف است و باعث شده که اینجا برفى ترین قسمت آمریکا باشد.

سرانجام، در گسترش شرقى ناحیه فراتر از کسکید در داخل واشینگتن، توده هاى هوا دوباره بالا مى روند و گرم مى شوند. رطوبت کمى که در هوا است حفظ مى شود، و بیشتر واشینگتن شرقى هر سال به طور متوسط کمتر از ۳۰ سانتى متر بارندگى دریافت مى کند.

جنوب و شمال این سیستم کوه – دره- کوه، رشته کوهها سربر مى آورند و دره هایى که آنها را جدا مى کنند ناپدید مى شوند. سنگین ترین مقدار بارندگى در یک باریکه واحد در طول ساحل شمالى، از جمله "پن هندل" آلاسکا که بیشتر اوقات هوا ابرى و بارانى است، متمرکز مى شود. متوسط بارندگى سالانه در طول ساحل آلاسکا و شمال و غرب پن هندل به شدت کاهش مى یابد؛ بیشتر نقاط رو به جنوب ساحلى در مرکز آلاسکا هر سال به طور متوسط ۱۰۰ تا ۲۰۰ سانتى متر بارندگى دارند.

علاوه بر آوردن باران، موقعیت ساحلى منطقه باعث مى شود که درجه حرارت معتدل باشد. تابستان ها هوا خنک است. در زمستان به نحو تعجب آورى گرم است. گرچه رطوبت به معناى آن است که هوا آن طورها هم که میزان الحراره نشان مى دهد دلچسب نیست.

حرکت فصلى توده هاى هوا بدان معنى است که اغلب اوقات بادهاى شدیدى در طول باریکه ساحلى مى وزد. در طول ماههاى زمستان غیر عادى نیست که در طول دوره هاى طوفانى تر بادهایى با سرعت بیش از ۱۲۵ کیلومتر بوزد. اگر چه کوههاى ساحلى نوعى حفاظ محسوب مى شود و بادها در تابستان معمولأ سرعت کمترى دارند، حتى در تابستان هم بادهاى تند مى توانند به شرق منطقه بوزند. وقتى چنین مى شود، خطر آتش سوزى تشدید مى گردد.

هنگامى که هوا صاف باشد، جاهاى معدودى وجود دارد که از آنجا نتوان قلل کوههاى مجاور را دید. کوه مک کینلى در شمالى ترین نقطه منطقه با ۶۲۰۰ متر ارتفاع بلند ترین نقطه آمریکاى شمالى است. قله هاى رشته کوههاى ساحلى در اورگون ادامه پیدا مى کنند و ارتفاع آنها حدود ۱۲۰۰ متر است. در واشینگتن چند رودخانه، که مهمترین آنها کلمبیا و چیهالیس هستند، آنها را قطع مى کنند. ارتفاع سلسله کوههاى ساحلى در واشینگتن به ندرت از ۳۰۰ متر فراتر مى رود.

کوههاى کلاماث در شمال کالیفرنیا و جنوب اورگون داراى یک توپوگرافى در هم آمیخته اند. در این سرزمین ها الگوى مشخص کمى وجود دارد. اینجا یک منطقه وحشى، خشن و خالى از سکنه است.

سرزمین هاى پست اورگون قسمتى از ساختارهاى آبشخورى است که هنگامى بوجود آمد که آن منطقه همزمان بالا آمدن ارتفاعات کسکید در شرق، به زیر آب فرو رفت. این آبخشور به طرف شمال امتداد دارد و به صورت تنگه هایى است که جزیره ونکوور کانادا را از بقیه بریتیش کلمبیا جدا مى کند، سپس از مجتمعى از جزایر گذشته که پن هندل آلاسکا را مى پوشاند و گذرگاه داخلى شمالى را تا جونیو فراهم مى سازد.

در مسافت دورترى در داخل، ارتفاعات کسکید از کوههاى کلاماث به طرف شمال و به داخل جنوب بریتیش کلمبیا امتداد مى یابد. قسمت جنوبى این ارتفاعات، به صوت یک فلات بلند و آبرفتى به نظر مى رسد که رشته قله هاى آتشفشانى آن را پوشانده است. بین کوه لاسن در کالیفرنیا (یکى از معدود کوههاى آتشفشانى در ایالات متحده که در زمان هاى بسیار دور فعال بوده) و کوه هود در اورگون، این قله ها در انزواى خود و بر فراز فلات هاى محیطشان شکوه بخصوصى دارند. کوههاى کسکید در شمال خشن تر و صعب العبور تر بوده و از قدیم مانعى براى حرکت مردم نقاط پست پاگت ساند به طرف مشرق بوده اند. اینجا آتشفشان هاى خاموش، که مهمترین آنها کوه رینیر است جزو بلند ترین ارتفاعات و مشخص ترین قلل محسوب مى شود.

در پشت باریکه آلاسکا و کوههاى حجیم و پوشیده از یخ سنت الیاس، کوهها در جنوب آلاسکا از هم جدا مى شوند. منطقه ساحلى خصوصأ در مسیر شرق به غرب از ارتفاع کوههاى کوگاش و کیناى کاسته مى شود. کوههاى داخلى، که آلاسکا رینج نامیده مى شوند، مرتفع تر و دامنه دار تر مى باشند. یک منطقه وسیع کم ارتفاع بر سر کوک اینلت در دهانه جنوبى شکافى که تا آلاسکا رینج ادامه دارد واقع شده. در آنجا انکورج که به سهولت مى توان گفت بزرگترین شهر آلاسکا است (با جمعیت تخمین زده شده ۲۲۶،۰۰۰ در سال ۱۹۹۳) در کنار بندرگاه بسیار خوب خود که رابطه آسان با مرکز را فراهم مى سازد واقع شده است.

جونیو Juneau پایتخت آلاسکا در زمین هاى پست ساحلى پن هندل واقع شده. تنها راه هاى ارتباطى این شهر با بقیه کشور فقط از طریق دریا و هوا مى باشد. حداکثر مسافتى که مى توان به وسیله اتومبیل از شهر دور شد در حدود ۱۵ کیلومتر است. این منطقه به عنوان پایتخت در زمانى که ثروت آلاسکا در جنگل هاى پن هندل و محل صید ماهى هاى آزاد بود و همینطور زمانى که دسترسى به معادن طلاى یوکان Yukon از طریق اسکاگوى Skagway در حال بررسى بود، منطقى به نظر مى رسید. همانطور که اقتصاد کشور تغییر کرد و منابع دیگر از اهمیت بیشترى برخوردار شدند، پن هندل اهمیت خود را از دست داد. فربنکسFairbanks (با جمعیت تخمین زده شده ۳۲،۳۰۰ نفر در سال ۱۹۸۹)، در مرکز آلاسکا و انکورج، که از طریق قسمت جنوبى کشور قابل دسترسى است، از نظر رشد جمعیت از جونیو پیشى گرفته است؛ در سال ۱۹۸۹ جمعیت پایتخت کمتر از ۲۹ هزار نفر بود.

از نظر تنوع گیاهى در کوههاى کلامث Klamath درختان ماموت باشکوهى وجود دارد. داگلاس فرDouglas fir (گیاه همیشه بهار بلندى که در غرب قاره آمریکا مى روید)، گیاه شوکران و سرو قرمز در واشینگتن اورگون و صنوبر سیتکا Sitka در شبهه جزیره آلاسکا یافت مى شود. این سرزمین فقط یک جنگل نیست، بلکه فضایى است مملو از درختان زیباى سر به فلک کشیده.

به جز زمین هاى پست خشکتر، جایى که پوشش گیاهى معمولى دره ویلامت علفهاى فلاتى است و پوشش سرزمین شرق کسکید مخلوطى از علف و بته هاى صحرائى است، و بجز توندراى بالاى خط درختان، همه شمال غربى اقیانوس آرام از جنگل پوشیده است و یا قبلا چنین بوده. رطوبت بسیار زیاد هوا و زمستان هاى معتدل عامل مهمى در رشد درختان است. براى مدتى طولانى محصولات جنگلى نقطه اتکاى اقتصاد منطقه بود. حتى در حال حاضر که جنوب غربى ایالات متحده چوب مورد نیاز براى تهیه کاغذ را تولید مى کند، هیچ قسمتى از کشور بیش از ساحل شمالى اقیانوس آرام چوب تولید نمى کند.

الگوى اشتغال انسانی

به جز مناطق قطبى، هیچ قسمت ساحلى را اروپائیان قبل از کشف ساحل شمالى اقیانوس آرام، کشف نکردند. وایتس برینگ Vitus Bering در سال ۱۷۴۰ ساحل آلاسکا را متعلق به روسیه اعلام کرد ولى اولین بار در سال ۱۷۷۷ کاپیتان جیمز کوک James Cook ساحل آلاسکا را از اورگون تا جنوب شرقى آلاسکا از طریق دریا پیمود. در زمانى که کاشفان مریودر لوئیس Meriwether Lewisو ویلیام کلارک William Clark در سال ۱۸۰۵از طریق کسکید به دهانه رودخانه کلمبیا رسیدند. فیلادلفیا و نیویورک که هر کدام ۷۵،۰۰۰ نفر سکنه داشتند بر سر عنوان بزرگترین شهر کشور بودن رقابت داشتند. در اواسط دهه ۱۸۴۰، زمانى که ساکنان جدید آمریکا مسافرت به اورگون تریل در دره ویلامت را آغاز کردند، جمعیت نیویورک به سرعت به ۵۰۰،۰۰۰ نفر نزدیک مى شد.

جمعیت بومى منطقه قبل از آنکه مهاجران اروپائى وارد شوند نسبتأ زیاد بود. طبیعت معتدل ذخیره غذایى زیادى را در تمام طول سال تأمین مى کرد. آهوى کوهى، انواع تمشک، ریشه گیاهان، صدف خوراکى و مخصوصأ ماهى آزاد نمایانگر ذخیره غذائى بى حد و حصرى بود. آمریکائیان در نوار ساحلى متمرکز شدند. آنها به گروههاى قومى زیادى تقسیم مى شدند که هر کدام منطقه خود که معمولأ دره ساحلى کوچکى بود را داشتند. آنها خانه هاى بزرگ و چشم گیرى از چوب سرو قرمز ساخته و با بلم هاى ساخته شده از همان نوع چوب که داخل آن را خالى کرده بودند در دریا قایق رانى مى کردند.

سرخپوستان با ورود اروپائیان در بیشتر طول این ساحل رو به کاهش گذاشتند. بدلیل اینکه انزواى بیش از حد آنها امکان مخالفت دسته جمعى را غیر ممکن مى ساخت هر یک از قبیله هاى کوچک بدون سروصدا تسلیم شده و تأثیر ناچیزى در مهاجرت اروپائیان گذاشتند. در حال حاضر تعداد کمى از سرخپوستان در جنوب باقى مانده اند. در منطقه شمالى جمعیت سرخپوستان یکى از گروههاى قومى بزرگ در پن هندل آلاسکا باقى مانده است.

روس ها جزو اولین اروپائیانى بودند که آبادى هاى دائمى را در نوار ساحلى به وجود آوردند. آنها در اواخر قرن هجدهم به انگیزه جستجو براى منابع غنى که به سادگى قابل دسترس باشند، به این منطقه وارد شدند. این منبع غنى خز بود و روسها مراکز بازرگانى و هیئت هایى را تشکل دادند که در جنوب غربى آلاسکا واقع شده بودند و تا شمال و جنوب کالیفرنیا امتداد مى یافتند. این پایگاهها هرگز از نظر مواد غذایى خود کفا نشدند و هزینه نگهدارى این محل هاى پراکنده و در از هم معمولأ بیش از درآمد حاصله از فروش خز بود. بعد از اینکه روسها چندین بار سعى کردند که این مستعمره را به ایالات متحده بفروشند، سرانجام در سال ۱۸۶۷ بر قیمت نهایى ۷/۲ میلیون دلار توافق شد.

در اوائل قرن نوزدهم کمپانى هادسون بیHudson’s Bay تجارت خز خود را به حوزه رودخانه کلمبیا منتقل کرد. تا اواخر دهه ۱۸۳۰ زمانى که میسیونر هاى آمریکایى و مهاجران، مسافرت طولانى خود را از میسورى از طریق اورگون تریل آغاز کردند، این کمپانى وزنه تعیین کننده اى در تمام شمال غربى اقیانوس آرام به شمار مى آمد. بیشتر مهاجران جدید آمریکایى به دره ویلامت رفتند و با سرعت از نظر جمعیت از ساکنین معدود بریتانیایى تمام شمال غربى پیشى گرفتند.

خطوط راه آهن یکى از مهمترین دلایل رشد نهایى اورگون و واشینگتن بود در سال ۱۸۸۳ عملیات احداث خط راه آهن اقیانوس آرام شمالى Northern Pacific Railroad در سیاتل Seattle به اتمام رسید و یک دهه بعد به وسیله کمپانى گریت نورثرن Great Northern دنبال شد. این موضوع به وابستگى شدید منطقه به محموله هاى دریایى که از طرف دهانه جنوبى آمریکا به قسمت شرقى ایالات متحده و بازارهاى اروپایى ارسال مى شد پایان داد.

امروزه این سرزمین وسیع همانند قسمت هاى دیگر ایالات متحده داراى ساکنین شهرنشین است. سیاتل و واشینگتن و همچنین پورتلند و اورگون داراى مناطق شهرى با جمعیت بیش از یک میلیون نفر مى باشد.

سیاتل از زمان توسعه در اواخر قرن نوزدهم به بعد بزرگترین شهر در ساحل شمالى اقیانوس آرام بوده است. سیاتل که به عنوان یک مرکز چوب برى پایه ریزى شد، در زمانى که به خطوط راه آهن بین قاره اى متصل شد منطقه را تحت نفوذ خود درآورد. این شهر مرکز ساختن هواپیماهاى شرکت بوئینگ از دهه۱۹۲۰ بوده و همینطور بزرگترین "شهر کمپانى جهان" نامیده مى شود. ۳۵۰۰ تولید کننده دیگر این شهر به کار تولید فراورده هاى سیمان، ظروف سرامیک، وسایل ماهى گیرى، آرد، محصولات فلزى، پارچه و محصولات غذایى مشغول مى باشند.

هسته شهرى سیاتل باریکه اى است که با پوگت ساوندPuget Sound در قسمت غربى و دریاچه واشینگتن در قسمت شرقى هم مرز است. این منطقه با منظره کوهستان و آب که به ساکنان تپه هاى زیاد عرضه مى کند و همینطور مناطق شهرى با خیابان هاى پردرخت بسیار زیبا است.

پرتلند از نظر بسیارى شهر جدیدى بشمار مى آید ولى با استاندارهاى منطقه خود یک شهر قدیمى محسوب مى شود. اقتصاد این شهر به نسبت سیاتل از تنوع بیشترى برخوردار است و ارتباط آن با مناطق داخلى به خاطر وجود جاده هاى زمین هاى پست که از طرف دره رودخانه کلمبیا به طرف شرق به وجود آمده، نزدیک تر است. براى مثال پرتلند یک مرکز اصلى حمل و نقل غله از قسمت شرقى واشینگتن به شمار مى رود و همینطور الوار و آماده سازى مواد غذایى یکى از پایه هاى اصلى فعالیت هاى اقتصادى کارخانجات این منطقه محسوب مى شود. پرتلند در حدود ۱۶۰ کیلومتر از ساحل امتداد یافته، علیرغم این موضوع سیاتل به خاطر اینکه قسمت پائینى رودخانه کلمبیا قابل کشتیرانى است به عنوان یک بندر دریایى با دیگر بنادر رقابت مى کند.

اقتصاد منطقه

از بسیارى جهات ساختار اقتصادى ساحل شمالى اقیانوس آرام تحت تأثیر شدید تولید مواد خام و جدا ماندن از بازارهاى اصلى در مناطق دیگر کشور شکل گرفته است. این منطقه همیشه تولیداتى با تقاضاى زیاد داشته است که به طور مشخص الوار و مواد غذایى مى باشد. اگر چه مخارج جابجایى تولیدات باعث مى شود که تولید کنندگان نتوانند محصولات خود را به قیمت منطقى به بازار ارائه کنند. در نتیجه قسمتهایى از بازار به منابع دیگر عرضه کننده محصولاتى که به آنها نزدیک تر بوده و مخارج جابجایى کالا براى آنها کمتر باشد روى مى آوردند و در نتیجه اکثر تولیدات کشاورزى ساحل شمالى اقیانوس آرام براى بازارهاى محلى تولید مى شوند نه براى صادرات.

منطقه وسیع دره ویلامت در اورگون بزرگترین منطقه کشاورزى نزدیک به منطقه ساحلى محسوب مى شود. زمین این منطقه براى بیش از یک قرن شخم زده شده و زمینهاى کشاورزى آن حاصلخیز شناخته شده اند. قسمت وسیعى از زمین هاى کشاورزى از گیاهان خشک پوشیده شده و تعداد زیادى از کشاورزان هنوز از روش آتش زدن زمین هاى خود در پائیز استفاده مى کنند و به همین دلیل براى هفته هاى متمادى قسمتهاى بزرگى از این دره از لایه اى از دود پوشیده مى شود.

لبنیات نیز که اکثرأ براى مصرف همان منطقه تولید مى شود، بیشترین اهمیت را براى کشاورزى دره ویلامت دارد. توت فرنگى شاید یکى از مهمترین محصول ویژه منطقه است. گیاهان دیگرى نیز از قبیل رازانه چمن براى تخم گیرى آلبالو و نعنا نیز در آب و هواى این دره مى رویند. حتى تولید انگور براى حمایت از صنعت شراب سازى منطقه در سالهاى اخیر گسترش یافته است.

زمینهاى پست پاگت ساوند Puget Sound در واشینگتون از جمله محلهاى مهم تولید لبنیات به شمار مى آید. در اینجا نیز محصولات تخصصى که مهمترین آن نخود فرنگى است کشت مى شوند. این محصول سریعأ منجمد شده و به بازارهاى سراسر آمریکا فرستاده مى شود. این محصول سردسیرى خود را مشخصأ با آب و هواى منطقه وفق داده است.

منطقه واقع در شرق کسکید در واشینگتون معرف نوع کشاورزى متفاوتى است. بیشتر این منطقه کم آب است و علف و گیاهان صحرایى جاى طبیعت اشرافى همیشه بهار منطقه ساحلى و کوهستانها را گرفته اند. اگر چه این منطقه فلات کلمبیا Colombia Plateau نامیده شده این منطقه به میزان خیلى کمى خصوصیت مسطح بودن را که از نام "فلات" انتظار میرود دارا است. بیشتر این منطقه از تپه تشکیل شده است. جاى دیگر در مرکز واشینگتون منظره طبیعى بوسیله دره خشکى که یک طرف آن عمیق است قطع شده که آنرا جویبار مى نامند. این منطقه به حق بنه نام "کانالهاى جویبارى" نامیده شده، بدلیل اینکه آتشفشانى از سطح زمین به شکل مذاب از سطح زمین سر برآورده اند و آنجا پوشیده شده از لایه عمیقى از مواد مذاب آتشفشانى که به وسیله سیل هاى ناشى از ذوب شدن یخ ها در دوران چهارم زمین شناسى سائیده شده اند.

قسمتى از فلات کلمبیا که هم مرز با واشینگتوناورگون است و در طول بیشتر قسمت شرقى واشینگتون به طرز قابل توجهى داراى مناطق کشاورزى است که بدون تردید این قسمت مهمترین قسمت شرقى در شمال غربى اقیانوس آرام محسوب مى شود.

منطقه روستایى و تپه اى شرقى – مرکزى واشینگتون که پلوسPalouse نامیده مى شود هر ساله بین ۳۵ تا ۶۵ سانتى متر بارندگى دارد که تقریبأ بیش از بارندگى در قسمتهاى داخلى دیگر است. گندم مهمترین محصول منطقه است که در بهار و پائیز انواع مختلف آن کاشته مى شود. گندم معمولأ یک سال در میان بر روى هر زمینى کاشته مى شود. در سالهاى وسطى زمین شخم زده مى شود ولى چیزى در آن کاشته نمى شود. این نحوه کشت باعث جلو گیرى از تبخیر آب زمین شده و باعث مى شود که رطوبت خاک افزایش یابد. گندم زارهاى بزرگ پلوس به میزان خیلى زیادى مکانیزه بوده و از تولید بالایى برخوردارند. بیشتر محصولات این منطقه از طریق پورتلند به آسیا صادر مى شود.

در طول دهه هاى اخیر آبیارى نقش اساسى را در کشاورزى این منطقه بازى کرده است. دو منطقه اصلى آبیارى شونده به وجود آمده اند. آب جویبار هایى که از کسکید به طرف شرق جارى هستند براى آبیارى دره هاى نسبتأ باریک استفاده مى شود. نتیجه تبدیل این منطقه به یکى از معروف ترین مناطق کشت سیب شده است.

بر رودخانه کلمبیا در گرند کولى Grand Coulee در شمال غربى اسپوکین Spokane سدى به هدف اصلى تولید برق احداث شده است. این سد همینطور مقادیر زیادى آب براى آبیارى جنوب مرکزى واشینگتون در دسترسى قرار مى دهد. بعد از اینکه در اواخر دهه ۱۹۵۰ این آبها در دسترس قرار گرفت، زمینهاى زیر کشت در منطقه به نحو قابل توجهى افزایش یافت. محصولات کشاورزى اصلى این منطقه را چغندر قند، سیب زمینى، یونجه و لوبیا خشک تشکیل مى دهند.

واشینگتون، کالیفرنیا و اورگون مجموعأ بیش از نیمى از تمام درختان الوارى را که در ایالات متحده بریده مى شوند تأمین مى کنند. از این نظر واشینگتون (با مناطق دوردست جنوب ایالت جورجیا) در تولید خمیر کاغذ از بقیه پیشى گرفته است. اگر چه جنگلدارى اولین صنعت اصلى در سواحل شمالى اقیانوس آرام محسوب مى شد، منابع جنگلى آن، تا قبل از قرن بیستم جنبه ملى پیدا نکرد. زمانى که وسایل پیشرفته حمل و نقل و همینطور صدمات ناشى از بریدن بى رویه درختان جنگل در بسیارى از جنگهاى غرب دست به دست هم دادند، راه را براى بقیه منابع الوار منطقه باز کردند.

با اینکه هر قسمت، آمیخته اى از درختان مخصوص خود را دارند، به جرئت مى توان گفت که صنوبر هاى داگلاس (که از نظر پایه ساختمانى براى خانه ها و براى کف آنها، درها و تخته هاى چند لایه بسیار مهم است) درخت اصلى چوب برى این منطقه است. براى مثال در شمال کالیفرنیا، درختان بزرگ ردوود Redwood اهمیت محلى خود را حفظ کرده اند؛ درخت هاى سرو سرخ غربى هم از ناحیه اورگون به طرف شمال به طور گسترده اى قطع مى شوند.

اندازه بزرگ بسیارى از درختان بعلاوه فاصله آنها تا مرکز تجارت باعث تشویق و گسترش بهره بردارى هاى عظیم از صنعت قطع درختان مى شود. یکى از شرکت هاى اصلى تخته و الوار در ایالات متحده، براى مثال، مالک ۶۹۰،۰۰۰ هکتار زمین در واشینگتن است و این امر آن شرکت را بزرگترین مالک خصوصى زمین در ایالت مى سازد. بخش مهمى از واشینگتون و بیشتر زمین هاى اورگون و شمال کالیفرنیا به دولت تعلق دارد. قطع درختان بوسیله شرکتهاى خصوصى در زمین هاى دولتى نقش مهمى در تولیدات کلى بازى مى کند. بازاریابى مؤثر باعث شده است تولیدات تخته و الوار منطقه وارد تمام بخش هاى بازار تجارت کشور شود.

بارندگى فراوان و جغرافیاى ناهموار ساحل شمالى اقیانوس آرام نیروى پتانسیل بى همتایى را در ایالات متحده براى تولید نیروى برق آبى فراهم مى کند. ۴۰ درصد نیروى پتانسیل کشور فقط در اورگون و واشینگتون قرار دارد. مخصوصأ رودخانه کلمبیا با جریان آبى بیشتر از رودخانه میسى سى پى و دهانه ۳۰۰ مترى در طول ۱،۲۰۰ کیلومترى خود که در مرز کانادا با آمریکا به دریا وارد مى شود، جذابیت زیادى براى تولید کنندگان انرژى دارد.

سد گرند کولى Grand Coulee که در سال ۱۹۳۳ ساختن آن شروع شد و هنوز هم بزرگترین سد منطقه است، اولین سدى بود که بر روى رود کلمبیا ساخته شد. تقریبأ ۱۰ سد دیگر بعد از ساختمان این سد در پائین رود بوجود آمدند. بریتیش کلمبیا و ایالات متحده براى ساختن سه سد دیگر در کانادا که آب را در زمان شدید بودن جریان آن ذخیره مى کند و بعد در زمان جریان خفیف آب آن را براى تضمین تولید انرژى به طور مدام، آزاد مى کند، موافقت کرده اند.

این تحولات، برق را به نرخ ارزان دردسترس شهروندان قسمت شمال ساحل دریاى اقیانوس آرام قرار داده است. در نتیجه برق ارزان، تولید کنندگانى که از برق زیادى براى تولیدات خود استفاده مى کنند را به خود جذب کرده است که مهمترین آنها صنعت تولید و تصفیه آلومینیوم است.

جنگل دارى و ماهیگیرى زمانى امور مهم و اساسى در اقتصاد منطقه بوده اند. تعداد فراوان کشتى هاى شکار نهنگ، در اواخر قرن هجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم مجذوب آبهاى سرد شمال اقیانوس آرام شدند. شکار بیش از حد، تعداد نهنگ هاى منطقه را بسیار تقلیل داده است.

ماهى آزاد، قبل از مهاجرت اروپائیان، بخش مهمى از مواد غذایى قبایل ساحلى بود و هنوز بیشتر از ماهیان دیگر در سراسر منطقه صید مى شود. ماهى هاى آزاد در اقیانوس در سمت مخالف جریان آب حرکت مى کنند تا بتوانند در آب شیرین تخم ریزى کنند. سالها پیش، تخم هاى آنها رودها را پر مى کرد و صید آنها براى مردم در لب دریا بسیار آسان بود.

در ۵ دهه گذشته، مقدار صید ماهى آزاد بسیار تقلیل یافته است و امروزه نیمى از مقدار سابق است. بیشتر ماهیهاى آزاد از آبهاى آلاسکا صید مى شوند. زمانى که سدهاى ساخته شده مانع جریان آب شدند، دسترسى به بسیارى از محل هاى مناسب قدیمى براى تخم ریزى را مسدود کردند بخصوص در قسمت فوقانى کلمبیا و انشعابات آن، حوضچه هاى تخم ریزى ماهى بوجود آمده است – یک سرى از مراحل تدریجى حمل آب که به ماهیان اجازه مى دهد که از یک سطح به سطح دیگر بپرند و بدین وسیله یک گذرگاه فرعى از کنار سد براى آنها بوجود مى آورد. این گذرگاه ها در اطراف بعضى از سدهاى کوچک ساخته شده اند، اما این کار براى سدهاى بزرگتر عملى نیست. در نتیجه، سراسر رود اسنیک Snake و انشعابات آن، بعلاوه تمام شاخه هاى کلمبیا در بالاى گرند کولى به روى ماهى هاى آزاد بسته اند.

آلاسکا – یک جزیره سیاسی

واضح است که ساحل جنوبى آلاسکا قسمتى از ساحل شمالى اقیانوس آرام است. اما این بخش مى بایست تا حدى از بخش هاى دیگر متمایز شود. هیچ خط راه آهن آلاسکا را به قسمت هاى پرجمعیت تر قاره متصل نمى کند و فقط یک شاهراه طولانى، که بخشى از آن آسفالت نشده است، ساحل جنوبى آلاسکا را از طریق داخل خاک کانادا به بقیه مناطق ایالات متحده متصل مى کند. جمعیت نوار باریکه قسمت جنوب شرقى آلاسکا، به خاطر کوههاى ساحلى، در این ساحل باریک، که عرض آن از چند صد متر بیشتر نیست، متمرکز شده اند. این بخش منطقه، براى ارتباط با بقیه قسمت هاى جهان به سیستم حمل و نقل هوایى و دریایى محتاج است، که این موضوع باعث بوجود آمدن هر چه بیشتر احساس جدایى، که یک امر معمولى در این منطقه است و همینطور احساس دورى بیشتر از فعالیتهاى بقیه کشور و قسمتهاى بالا که در نتیجه کمبود و هزینه سنگین رفت و آمد بوجود آمده است، مى شود.

بسیارى از مردم بر این باورند که اقتصاد آلاسکا بیشتر بر روى استخراج معادن، قطع کردن درختان براى تولید تخته و الوار و ماهیگیرى استوار شده است. در اصل، دولت فدرال، مخصوصأ وزارت دفاع، کارفرماى اصلى در ایالت است. حتى توسعه عظیم صنعت نفت خام در قسمت سراشیبى شمال ایالت فقط تا حدى این گرایش را تغییر داده ولى از بین نبرده است.

 ادامه دارد...