جغرافیه تبعیض، ظلم و ستم چیست؟

در علوم اجتماعی ظلم عبارت است از: غصب و نادیده گرفتن حقوق اجتماعی و اقتصادی افراد و اجبار آنان به اموری ناپسند که برایشان مطبوع و مطلوب نیست. امّا در اصطلاح قرآن، ظلم اختصاص به تجاوز فرد یا گروهی به حقوق فرد یا گروه دیگر ندارد، بلکه شامل ظلم فرد به نفس خود او نیز می شود و هر فسق و فجور و خارج شدن از مسیر درست انسانیّت را هم ظلم می گویند بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم درنشر آن است. امام علی(ع)

د ظلم او  تبعیض جغرافیه

 


مفهوم ظلم و ستم

بعضی از کتاب های لغت، ظلم را به معنی ستم، بیداد و ناقص کردن حقّ دانسته اند و در تعریف آن گفته اند: ظلم عبارت است از: گذاشتن یک شی ء در غیر محل و جای مناسب آن. بر این اساس، ظلم و ستم در مقابل عدل و داد قرار می گیرد؛ چون در تعریف عدل هم گفته شده است: عدل عبارت است از: قرار دادن هر چیز در جای خودش. در اصطلاح، ظلم عبارت است از اینکه: اشیاء، اعمال، صفات و عقاید از محل و جایگاه واقعی آن ها تغییر داده شوند.

 

در علوم اجتماعی نیز ظلم عبارت است از: غصب و نادیده گرفتن حقوق اجتماعی و اقتصادی افراد و اجبار آنان به اموری ناپسند که برایشان مطبوع و مطلوب نیست. امّا در اصطلاح قرآن، ظلم اختصاص به تجاوز فرد یا گروهی به حقوق فرد یا گروه دیگر ندارد، بلکه شامل ظلم فرد به نفس خود او نیز می شود و هر فسق و فجور و خارج شدن از مسیر درست انسانیّت را هم ظلم می گویند.

 

ستم، اساس فرومایگی ها

در علم اخلاق، ظلم را به دو قسم تقسیم می کنند: ظلم به معنی خاصّ آن که به معنی زیان رساندن به غیر و آزار دادن به او از طریق ضرب، شتم، قتل، تهمت، غیبت، تجاوز به مال و آبروی اشخاص است، و ظلم به معنی عام آن که تجاوز از خط اعتدال در هر چیز را شامل می شود. این نوع از ظلم، رذایل اخلاقی را نیز در برمی گیرد. اگر ملکه عدالت، در نتیجه مراقبت انسان بر اعمال، رفتار و افکار، در وجود او تثبیت شود، گفتار، کردار و اندیشه های انسان به صفت شایسته فضیلت متصف می گردند. امّا اگر در اثر عدم تهذیب نفس و تزکیه، زمامداری وجود آدمی به دست هوای نفس بیفتد، انسان از ملکه عدالت فاصله می گیرد و به انواع صفت های ناپسند و رذایل اخلاقی آلوده می شود. حضرت علی علیه السلام در اشاره به این حقیقت می فرمایند: ظلم و دور شدن از ملکه عدالت، ریشه تمام پستی ها و فرومایگی هاست.

 

ظلم بزرگترین گناه

در فرهنگ اسلامی، مسلمانان از ستم نمودن و ستمگری نهی بسیار شده اند. بدون تردید، این امر با توجّه به آثار بسیار سوئی است که ستم، در زندگی فردی و اجتماعی انسان پدید می آورد. در درجه اوّل، ستم و تجاوز، حقیقت انسانی و سلامت روحی و معنوی انسان را به خطر می اندازد و وی را از پیمودن مسیر درست تکامل و نیل به مراتب والای سعادت اخروی باز می دارد و علاوه بر آن، نظام زندگی اجتماعی را دچار هرج و مرج و انواع نابه سامانی ها می سازد؛ به گونه ای که در نتیجه عدول افراد از اصول انسانی، حقوق آنان توسط همدیگر پایمال می گردد و امنیت و آرامش که زمینه ساز تعالی آحاد جامعه است، از بین می رود و دست یابی به کمالات و فضیلت های اخلاقی مشکل می شود. حضرت علی علیه السلام در اشاره به آثار سوء ظلم می فرمایند: از ستم دوری کنید؛ زیرا که ستمگری، از بزرگترین جرائم و عظیم ترین گناهان است.

 

ظلم نشانه بدبختی اخروی

خداوند مهربان به وسیله اولیاء و انبیا خود، یک سلسله ملاک ها و نشانه هایی را معرفی کرده است که به وسیله آن ها، می توان صراط مستقیم و یا انحراف از آن را تشخیص داد. درباره آلودگی به ستم از علی علیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمودند: برای ظالم سه نشانه است. به ما فوق خود با نافرمانی و به زیر دستش با قدرت نمایی ستم می کند و از ستمگران طرفداری و پشتیبانی می کند.

 

راه پرهیز از ستم

برای در امان ماندن از آلودگی به ظلم و ستم، در حقّ دیگران، راه کارهای زیادی ذکر شده است. از جمله این راه کارها، اندیشیدن در نتایج و دست آوردهای زیان بار اعمال و رفتارهای ظالمانه است. چون یکی از قوانین و سنت های حاکم بر نظام هستی این است که هر عملی، بازتابی را در پی دارد. اگر عمل نیک باشد، ثمره شیرین و اگر عمل ناشایست باشد، نتیجه ای تلخ به دنبال خواهد آورد. گذشته از آن، اقتضای عدالت خداوند آن است که هر کس را به سزای عملی که انجام می دهد، برساند. پس بدون تردید، فرد ستم پیشه از کیفر الهی و سزای عمل بد خویش در امان نخواهد ماند. حضرت علی علیه السلام در اشاره به این حقیقت می فرماید: در موقع ارتکاب به ستم، دادگری خداوند را که با تو خواهد داشت و در هنگام قدرتمندی، توانمندی و قدرت خدا را که بر تو دارد، یاد کن.

 

بیزاری علی علیه السلام ازبیداد

علی بن ابی طالب علیه السلام در مناسبت های مختلف، بیزاری خود را از ستم در حقّ بندگان خدا اعلام کرده اند. از جمله در دوران حکومتشان، خطاب به مردم کوفه، خطبه ای را ایراد کردند که در بخشی از آن خطبه فرمودند: سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روی خارهای سَعدان (که سخت گزنده و دارای تیغ تیز هستند) به سرم برم و یا غُلْ و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش تر از آن دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. چگونه بر کسی ستم کنم، برای خاطر نفس خودم که به سوی کهنگی و پوسیده شدن می رود و مدت زمان بسیار طولانی در خاک جای می گیرد.

 

...به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست، به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچه، ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد.

 

خدا در کمین ستمکاران

در قسمتی از نامه ای که حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر نوشته اند، به او تأکید می کنند که از هر گونه غرور و تکبر و خودپسندی و سرکشی پرهیز کرده، انصاف در حق مردم را رعایت کند. آن گاه تصریح می کند: اگر چنین نکنی، ستم روا داشته ای و هر کس که به بندگان خدا ستم کند، خداوند به جای بندگان با او دشمنی برمی خیزد و کسی که خدا با او دشمن شود، هرگز دلیل و توجیه او پذیرفته نخواهد شد. مگر اینکه چنین کسی از کرده خود پشیمان شده، به سوی خدا برگردد و توبه کند. و هیچ چیزی همانند در پیش گرفتن شیوه ستمگری موجب دگرگونی نعمت خدا نمی شود. ستم، کیفر را بسیار نزدیک می سازد. خداوند نفرین و دعای انسان های ستمدیده را زود می شنود و ستمکاران را به سزای اعمالشان می رساند. خداوند همواره در کمین ظالمان و ستم پیشه گان است.

 

انواع ستم

ظلم و ستم نیز همانند بسیاری از امور اقسامی دارد که پی آمدها و کیفر هر یک از آن ها متفاوت است حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در روایتی، ظلم را به سه قسم تقسیم می کنند و این گونه می فرمایند: آگاه باشید! ظلم و بیداد بر سه قسم است: یک گونه از ظلم هرگز بخشیده نمی شود. یک قسم از ظلم بدون مجازات نمی ماند. و قسم سوم از ظلم هم ظلمی است که قابل بخشش است. امّا ستمی که نابخشودنی است، آن عبارت از: شرک ورزیدن به خداست؛ چون خداوند متعال در قرآن می فرماید: «خداوند هرگز از شرک به خود در نمی گذرد». امّا ظلمی که بخشودنی است، ستمی است که بنده با ارتکاب بعضی گناهان کوچک، به خود روا می دارد. و سرانجام ظلمی که لاجرم بازخواست خواهد شد و بدون مجازات نخواهد ماند، ستمی است که بعضی از بندگان در حقّ بعضی دیگر مرتکب می شوند. بازخواست در این قسم از ظلم سخت است.

 

تقاص از ستمگر در دنیا

گذشته از آن که هر ستمگری در روز واپسین به سزای عمل خود خواهد رسید، مشیّت خداوند آن است که تقاص هر مظلومی در دنیا نیز از ظالم گرفته شود و به تناسب ستمی که روا داشته است، قصاص گردد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این باره می فرمایند: خدای تعالی می فرماید: به عزّت و جلالم سوگند که از ظلم و ستم هر ستمگری نخواهم گذشت، هر چند آن ظلم، زدن مشتی یا کشیدن دستی از طرف کسی به کسی دیگر باشد. خداوند تقاص بندگان را در دنیا از یکدیگر می گیرد تا جایی که هیچ کس به گردن دیگری حقّ و مظلمه ای نداشته باشد. پس از آن که خداوند تقاص مظلومان را از ستمگران گرفت، آن گاه ایشان را برای حساب رسی [در قیامت] می فرستد.

 

عقوبت زود هنگام بعضی گناهان

گناهان از نظر نوع و مقدار کیفر با یکدیگر فرق می کنند. همچنین ممکن است کیفر گناهی بسیار زود دامنگیر فرد گناهکار گردد، در یک مورد، وقتی از حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام سؤال کردند: کیفر کدام یک از گناهان زودتر به گناهکار می رسد؟ آن حضرت در پاسخ، سه گناه را ذکر نمودند و فرمودند: نخست آنکه کسی به فردی که یاور و کمک کاری جز خدا ندارد، ستم روا کند. دوّم اینکه کسی در گذاردن حقّ نعمت های الهی کوتاهی نماید و آنچنان که شایسته است، از آن ها قدر دانی ننماید. سوم اینکه کسی دست تعدی و ستم به سوی فقیر و نادار دراز کند و حقّی از حقوق یا مالی از اموال او را به ستم از او باز ستاند. عقوبت و کیفر چنین گناهانی، زودتر از سایر گناهان و ستم ها دامن فردی را که به آن ها مرتکب می شود، می گیرد و او را متحمل خسارت و زیان عمل خود می سازد.

 

اثر اخروی ستم

ظلم از گناهانی است که علاوه بر آثار سوء دنیوی، در روز واپسین، کارهای نیک و پاداش اعمال صالح انسان را از بین برده، او را به آتش دوزخ وارد می سازد. حضرت علی علیه السلام در توصیف وقایع روز محشر و آثار اخروی ستمگری می فرمایند: چه بسا، در روز قیامت، بنده ای خرسند از کارهای نیک و پسندیده اش وارد محشر خواهد شد، امّا ناگهان فردی می آید و عرض می کند: پروردگارا! این مرد به من ستم کرده است، او را به سزای عملش برسان. آن گاه از مجموعه اعمال نیک و حسنات او به مقدار ستمی که به آن فرد کرده است، برداشته می شود و بر کارهای نیک آن ستمدید افزوده می شود. به همین ترتیب، همه افرادی که در حقّ آن ها ستم کرده بود، می آیند و حق خود را از این فرد مطالبه می کنند تا جایی که حتی یک حسنه و کار نیک برای او باقی نمی ماند. از آن پس، اگر افراد دیگری نیز از او شکایت کنند و حقی را درخواست نمایند، از گناهان آنان کاسته و بر گناهان فرد ستمگر افزوده می شود تا آن که در نهایت، فرد ستم پیشه و ظالم وارد آتش دوزخ می گردد.

 

مشکل رها شدن از عقوبت ستم

توبه از جمله الطاف خداوند متعال بر بندگان است تا اگر در نتیجه غفلت یا پیروی از هواهای نفسانی، به معصیت و نافرمانی از دستورات الهی دچار شدند، از عواقب سخت آن ها، به وسیله اظهار ندامت و توبه رهایی پیدا کنند. گرچه این در رحمت الهی، همواره برای بندگان باز است، با این همه، آلوده شدن به ستم و ستمگری از گناهانی است که تدارک و جبران آن بسیار دشوار است. چون ستم و بیداد، علاوه بر آنکه توفیق توبه را از انسان سلب می کند، از گناهانی است که انسان را زود دچار عواقب شوم خود می سازد. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: چه دور است که ستمگر از عذاب دردناک خدا و خشم بزرگ او نجات پیدا کند.

 

ستمگر و مهلت خدا

علی بن ابی طالب علیه السلام پس از جنگ نهروان، ضمن نکوهش سستی و کوتاهی لشکریان خود، در نبرد با معاویه، این حقیقت را مورد تأکید قرار می دهد که ستمگر در نهایت به کیفر عمل ظالمانه خود خواهد رسید و اگر مدّت زمانی به او مهلت داده شود، نباید فریب آن را بخورد؛ چرا که به تعبیر قرآن کریم، این مهلت دادن، برای اتمام حجّت است تا عذر و بهانه ای برای او باقی نماند و یا این کار به خاطر آن است که او در نتیجه عمل زشتی که انجام می دهد، بیشتر خود را گرفتار سازد تا به عذاب سخت تر دچار شود. حضرت علی علیه السلام دراین باره می فرمایند: اگر خداوند ستمگر را چند روز مهلت دهد، از بازخواست و عذاب او غفلت نمی کند و او بر سر راه در کمین گاه ستمگران است. هر زمان که مصلحت باشد، او را به سزای ستم و بیدادی که در حق دیگری انجام می دهد، خواهد رساند.

 

ظالم ترینِ مردم

در فرهنگ اسلامی، هر گونه ستم در حقّ دیگران مردود است. هدف همه انبیای الهی آن است که اساس ظلم و بیداد از جامعه ریشه کن شود و هیچ کس حقّی از حقوق هم نوعان خود را پایمال نکند. با این همه، در نتیجه عدول افراد از صراط مستقیم، کم و بیش در همه جا و همه زمان ها، ستم و بیداد به چشم می خورد.

 

از آنجا که اعمال نیک و بد با توجّه به آثاری که در پی دارند، به کوچک و بزرگ تقسیم می شوند، انواع ستم ها نیز از نظر نتایجی که در بر دارند، با یکدیگر متفاوتند و در نتیجه، افراد ستمگر نیز با هم متفاوتند. حضرت علی علیه السلام در روایتی، در باره ستمکارترین افراد می فرمایند: ستمکارترین مردم کسی است که روش های ظلم و بیداد را پایه گذاری کرده و سنت های عدالت را محو و نابود سازد.

 

ستم نشان بی ایمانی به معاد

انسان معتقد به روز واپسین، هرگز حاضر به ستم بر دیگران نمی شود؛ چرا که او یقین دارد که هیچ عملی نیست که درباره آن در روز قیامت از انسان سؤال نشود. بر این اساس، انسان با ایمان، اعمال و رفتار خود را به گونه ای اصلاح می کند که در روز قیامت، دچار عواقب بدِ کارهای خود نگردد. امّا افراد ظاهر بین و غیر معتقد به روز معاد، به منظور دست یابی به منافع زودگذر دنیوی و برخورداری از زرق و برق دنیا، از هیچ گونه حقّ کُشی و پایمال کردن حقوق دیگران خودداری نمی کنند؛ چرا که آنان اعتقادی به روز واپسین ندارند و حیات انسان را منحصر در این چند سال زندگی در دنیا می دانند و مرگ را فنا و نیستی انسان محسوب می کنند. حضرت علی علیه السلام با توجّه به این حقیقت می فرمایند: کسی که از ستم روا داشتن به بندگان خدا روی گردان و دلتنگ نشود، به روز قیامت ایمان ندارد.

 

ستم، دشمنی با خداست

در جهان بینی اسلامی، انسان از مقام و منزلت والایی برخوردار است. او در ردیف سایر پدیده ها به حساب نمی آید، بلکه او اشرف مخلوقات و خلیفه خدا در روی زمین است. او حقّ ندارد عزّت نفس و کرامت انسانی خویش را نادیده گرفت، به کارهایی دست بزند که با منزلت والای خلیفه الهی او هم خوانی ندارد. حضرت علی علیه السلام در وصیّت به امام حسن علیه السلام می فرمایند: وجود خودت را از هر گونه کار پست و بی ارزش بزرگ و برتر بدار. چون چیزی را نمی یابی که با آن برابری کند. بر همین اساس، هیچ کس حقّ ندارد حقّ و یا آبروی مؤمنی را پایمال کند؛ چرا که با این کار در حقیقت به خدا جفا نموده است. حضرت علی علیه السلام با توجّه به جایگاه والای انسان می فرماید: کسی که به بندگان خدا ستم کند، در حقیقت با خدای سبحان به عناد و دشمنی برخاسته است.

 

راه خودداری از ستم

یکی از آفت های بزرگ برخورداری از قدرت و توانمندی، فراهم شدن زمینه ظلم به دیگران است. اگر انسان به موازات دست یابی به قدرت و امکانات از تقوا و تهذیب نفس برخوردار نباشد، چه بسا به خاطر دست یابی به زرق و برق بیشتر دنیا، مرتکب ظلم در حقّ دیگران شود. در مجموعه رهنمودهای اولیاء الهی، به برخی عوامل باز دارنده از ستم تصریح شده است که از طریق آن ها می توان از آلوده شدن به ستم جلوگیری نمود. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام در این باره می فرمایند: هر گاه قدرتْ تو را به ستم کردن در حقّ مردم فرا خواند، به یاد بیاور که خداوند سبحان به کیفر دادن بر تو تواناست، و به علاوه گرچه هر ستم و بیدادی را که تو به مردم روا می داری، در ظاهر سپری می شود، امّا گناه و کیفر آن برای تو باقی می ماند و بالاخره روزی باید عواقب آن را تحّمل کنی.

پدیدآورنده: میرصادق سیدنژاد

ستمکشی و ستمگری  واقعیت همه زمانه بوده و است، از ستمکشی و ستمگری اقتصادی گرفته تا  اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و آیینی. آیا این واقعیت تلخ و پلید میتواند پایانی داشته باشد؟ بسیار به اطمینان گفت که آری. اما فقط به یک شرط و آن اینکه ستم کش نخواهد که بار ستمگر را بر دوش کشد و ستمکش به آن مرحلۀ از عقل و درک برسد که بتواند ترفند های ستمگر را تشخیص بدهد و درمقابل تقاضا ها و خواهشات ستمگر جرأت نه گفتن را پیدا نماید. این همان چیزی است که مربوط می شود به رشد و تکامل شعور ستمکش درجامعه.

 

   در طول تاریخ  وقتی دقت به عمل آید، ملاحظه می گردد  که ستمگر، نه به قوم و ملیت باور دارد، نه به دین و مذهب  و نه به زبان و وطن. برای ستمگر همۀ اینها وسیله ایست در جهت ستمگری. عکس این، در نزد ستمکش  قوم و ملیت و دین و زبان وسیله نیست بلکه اصل است. ستمکش وطندار است، خاکِ وطن هستی ، شرف و ناموس او را تشکیل می دهد و با تمام گونه گونی  های آن که  مشمول اقوام ، زبانها ، ادیان و مذاهب می باشد آن را زیبا و دوست داشتنی و غنامند می داند.

 

از آنجایی که مقولات و مفاهیم قوم قبیله و ملیت و دین و زبان در نزد ستمکش وسیله نیست، بلکه هستی انکار ناپذیر زندگی اجتماعی  او را در طول تاریخ تشکیل می داده و می دهد، این داشته ها را  مقدس و غیر قابل تعرض می شمارد. چیزیکه در نزد ستمگر معنی ندارد و اگر دارد نیز جز وسیله ستمگر به حساب نمی آید.

 

ستمگران و اهریمن اندیشان سعی کرده که با ایجاد بدی  باور های شریفانه ستمکش را که معکوساً متناسب به نفع ستمگران است مورد استفاده قرار بدهد. نکته مهم درطول تاریخ بشری فقط درهمینجا نهفته است. یعنی درباور راستین مردم ستمکش  به تقدس زبان و سنت های پاک و قومداری ها برپایۀ  یک دایرۀ واحد رنگارنگ در سرزمین واحد. اندیشۀ تعویض ناپذیری و غیر قابل تعرض شمردن مفاهیم و مقولات یاد شده از سوی اکثریت جامعه که ستم می کشند  سبب گردیده که ستمگران جامعه چنانکه گفته شد برای ستمگری های خود، این مفاهیم و سنت های مقدس در نزد جامعه را مورد تعرض و تعویض قرار بدهند. شگفتی این تعرض و تعویض از سوی ستمگر در آن است که ستمگر خود تعرض نمی کند، بلکه معترض جعلی خلق می کند و اعتراض مردم را علیۀ معترض جعلی که در واقعیت رقیب اواست بر می انگیزاند. و بدینگونه ازغفلت و باور های پاک مردم ستمکش سود می برد و  ستم کش را وارد میدان نبرد منافع خویش  می سازد . بدین معنی که ستم کش  را وسیلۀ بر آورده کردن خواست های خویش می گرداند. در این فتنه ، ستمگر خود به خود در رهبری قرار می گیرد و ستمکشان جامعه به دنبال او راه می افتند و از خود لشکرستمگران را تشکیل می دهند.

 

  بدین گونه ستمگر به بهانۀ دفاع از باور های  مردم ، بر مردم و جامعه تعرض می کند و از این تعرض و پرخاش  بهره می گیرد. یعنی ستم بر جامعه روا میدارد.

 

جغرافیای ستم