جغرافیه سیاسی افغانستان

طول اعظمی افغانستان از نقطه شرقی الی نقطه غربی یعنی از دره یولی الی ذوالفقار 1200 کیلو متر وعرض آن از نقطه شمالی الی نقطه جنوبی که از خم آب الی کوه های چگالی را در بر می گیرد به 912 کیلو متر بالغ می گردد. کشور جمهوری افغانستان از طرف شمال متصل است به جمهوریت های تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان اتحاد جماهیر شوروی  از طرف غرب به کشور ایران از طرف شرق وجنوب به پشتو نستان و بلوچستان از طرف شمال شرق به ولایت سکیا نک چین محدود می گردد بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)

جغرافیه سیاسی افغانستان


کشور جمهوری اسلامی افغانستان در نصف کره شمالی تقریبا بر اعظم آسیا موقعیت دارد و از لحاظ عرض و طول جغرافیایی این مملکت بین 29 درجه 22 دقیقه و 53 ثانیه و 38 درجه 29 دقیقه و 27 ثانیه عرض البلد شمالی و 60 درجه 28 دقیقه و 41 ثانیه و 74 درجه 51 دقیقه و 47 ثانیه طول البلد شرقی واقع است.

مساحت این کشور را قرار نشرات ملل متحد 647497 کیلو متر مربع و یا 153000 میل مربع وقرار راپور 1975 ملل متحد 675500 کیلو متر مربع وبا 250000 میل مربع .

و قرار احصائیه اداره مرکز احصائیه که مساحت ولایات 27 گانه را ارائه نموده اند مساحت مجموعی افغانستان را 256/640 کیلو متر مربع نشان داده اند .

قرار همین منبع احصائیه نقوس افغانستان در سال 1355 به 17250000 نفر تخمین گردیده است که بدین ترتیب تمرکز نقوس در هر کیلو متر مربع به 7/27 نفر بالغ می گردد.

بزرگترین ولایات افغانستان از لحاظ وسعت هیلمند با داشتن 62336 کیلو متر مربع درجه یک فراه با داشتن 59146 کیلو متر مربع درجه دوم کندهار با داشتن 49368 کیلو متر مربع درجه سوم نیمروز با داشتن 41724 کیلو متر مربع  درجه چهارم بدخشان با داشتن 40886 کیلو متر مربع درجه پنجم بوده و خوردترین ولایت افغانستان از لحاظ مساحت ولایت لوگربوده و 4409 کیلو متر مربع مساحت دارد .

ولایات افغانستان که از لحاظ نفوس به ترتبیب حایز اهمیت بوده و در راس جدول قرار دارند عبارت اند از ولایت کابل 1462000 ولایت پروان 1152000 ولایت ننگرهار 1151000 ولایت غزنی 1010000 و ولایت پکتیا 9080001  تمرکز نفوس در ولایات افغانستان از 210 نفر تا 2 نفر در هر کیلو متر مربع می رسد که اولی آن ولایت کابل و آخرین آن ولایت نیمروز قرار دارد.

طول اعظمی افغانستان از نقطه شرقی الی نقطه غربی یعنی از دره یولی الی ذوالفقار 1200 کیلو متر وعرض آن از نقطه شمالی الی نقطه جنوبی که از خم آب الی کوه های چگالی را در بر می گیرد به 912 کیلو متر بالغ می گردد.

کشور جمهوری افغانستان از طرف شمال متصل است به جمهوریت های تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان اتحاد جماهیر شوروی  از طرف غرب به کشور ایران از طرف شرق وجنوب به پشتو نستان و بلوچستان از طرف شمال شرق به ولایت سکیا نک چین محدود می گردد.

 

سر حدات افغانستان:

خط پامیر:

خط سر حدی ایکه از دره پولی الی جهیل ویکتوریا (زورکول) امتداد یافته و در سال 1895 تثبیت گردید به نام خط سر حدی پامیر یاد می گردد.

خط امیر شیر علیخان:

خط سر حدی شمال افغانستان که از جهیل ویکتوریا( زور کول) دریای آمو تا خم آب می رسد به نام خط سر حدی امیر شیر علی خان مسمی است. این خط سر حدی 1800 کیلو متر طول داشته ، در سال 1873 توسط نمایندگان روسیه، انگلستان وافغانستان به صورت یک کمیسیون مشترک تثبیت گردید.

خط ریجوی:

خط سر حدی شمال غربی که از خم آب الی دره ذوالفقار به شکل یک خم قوس امتداد یافته به نام خط ریجوی یاد شده و در سال 1884 تثبیت گردید.

خط فخری:

خط سر حدی افغانستان که از دره ذوالفقار تا کوه سیاه امتداد می یابد در سال 1935 تثبیت شده و به نام خط فخری مسمی است .

خط مکمهن:

در سال 1902 خط سر حدی جنوب غربی افغانستان که از کوه سیاه تا کوه ملک سیاه امتداد می یابد تثبیت شده و به نام خط مکمهن یا مکمهان یاد می گردد 90 میل طول.

خط دیورند:

خط سر حدی شرقی و جنوبی افغانستان که از کوه ملک سیاه تا جنوب شرق کوتل

واخجیر امتداد می یابد در سال 1893 به طور یک جا نبه تثبیت گردید.

خط شمال شرقی:

این خط سر حدی که از دره یولی الی کوتل کلیک (جنوب شرق کوتل واخجیر) امتداد دارد به نام مرز  شمال شرقی یاد شده که در سال 1964 به صورت فنی با نصب پیلرها علامه گذاری و تثبیت گردید.

سر حدات فعلی افغانستان که روی نقشه های امروزی ترسیم شده است کمتر از یک قرن از تثبیت آن ها نمی گذرد. در تثبیت سر حدات نقش مستقیم همسایه ها ازطرف غرب ایران از طرف شمال روسیه تزاری واز طرف جنوب و شرق هند با حکمیت ممالک مقتدر مانند انگلستان و روسیه تزاری دخیل بود . این دخالت ها که روی اغراض صورت می گرفت در تثبیت سر حدات پرابلم های سیاسی را بین دو دولت همسایه به وجود آورد.

با در نظر داشت موضوعات سیاسی در نیمه دوم قرن نوزده ، افغانستان به تدریج به شکل وچوکات سیاسی که فعلا در نقشه سیاسی آسیای مرکزی مشاهده می شود مبدل گشت.

 

تشکیلات اداری افغانستان:

مساحت فعلی کشور بنا بر وسعت و با در نظر داشت یک سلسله اصلا حات در شئون مختلف حیات اجتماعی واقتصادی مردم افغانستان از جانب ساز مان های دولتی در بخش نظامی اداری کشور جهت تنظیم بهتر امور عامه و دولتی و رفع مشکلات از نظر بعد مساله برای حل وفصل موضوعات مختلف و نیز در قسمت تطبیق پلان های نافع اجتماعی، اقتصادی و غیره اصلاحات، حکومت های مختلف لازم دید تا طبق همین مامول افغانستان را به نقاط مختلف اداری تقسیم کنند تا جایی که از تاریخ بر می آید تشکیلات اداری افغانستان به صورت تنظیم یافته تر ابتدا در زمان امیر عبد الرحمن خان صورت گرفت و بعدا نظر به نیاز دولت تغیرات مهم در آن رونما گردید تا این که امروز به شکل دقیق تری این تقسیمات اداری عملی گردید. در این جا به صورت اختصار تقسیمات اداری افغانستان از زمان امیر عبدالرحمن تا امروز شرح می گردد.

تقسیمات اداری افغانستان از زمان امیر عبدالرحمن خان به شش ولایت ذیل چنین بوده است.

 

1-             ولایت ترکستان افغانی

2-             ولایت بدخشان توام با واخان

3-             ولایت هرات

4-             ولایت قندهار

5-             ولایت فراه

6-             ولایت کابل

کابل به حیث پایتخت و سایر ولایات توسط نایپ الحکومه که از طرف خود امیر انتخاب می گردید اداره می شدند. ولایات به نوبه خود به نواحی خورد و بزرگ تقسیم می گردند.

در زمان اعلیحضرت امان الله خان تعدیلات در تقسیمات ملکیه افغانستان به عمل آمد.

چنان چه در نظام نامه تقسیمات ملکیه افغانستان سال 1302 چنین شرح گردیده است.

افغانستان در سال 1299 به پنج ولایت و چهار حکومت اعلی به ترتیب ذیل تقسیم شده بود.

1-             ولایت کابل

2-             ولایت قندهار

3-             ولایت هرات

4-             ولایت ترکستان

5-             ولایت قطغن و بدخشان

1-             حکومت اعلی سمت مشرقی

2-             حکومت اعلی سمت جنوبی

3-             حکومت اعلی فراه

4-             حکومت اعلی میمنه

ولایات تحت اداره نایب الحکومه ها و حکومات اعلی توسط حاکم اعلی و نایب الحکومه کابل که به نام والی گفته می شد اداره می شدند.

ولایات و حکومت های اعلی به نوبه خود به تقسیمات اداری کوچک مانند حکومت های کلان وحکومتی ها و علاقه داری منفسم می گردیدند و از لحاظ اداره حکومات کلان، حکومتی ها را و حکومتی ها علاقه داری ها را تحت اداره داشتند.

علاقه داری هایی که از جمله واحدهای کوچک اداری محسوب می شدند از قریه های متعدد متشکل بودند.

 امور اداری علاقه توسط علاقه دار و امور اداری قریه ها توسط یک یا دو نفر قریه دار اجرا می گردید. حکومتی ها به سه درجه انقسام یافته بودند: اول، دوم و سوم وعلاقه داری ها به درجه اول و دوم تقسیم می شدند.

در زمان محمد نادر خان در تقسیمات ملکیه ولایات افغانستان نیز تغیرات به شرح ذیل به عمل آمد .

1-             ولایت کابل

2-              ولایت قندهار

3-             ولایت هرات

4-             ولایت مزار شریف

5-             ولایت قطغن و بدخشان

1-             حکومت اعلی سمت مشرقی

2-             حکومت اعلی سمت جنوبی

3-             حکومت اعلی فراه و چخانسور

4-             حکومت اعلی میمنه و حکومت مستقل ارگو ن

 آمر ولایت کابل به نام والی و سایر ولایات به عنوان نایب الحکو مه و حکومت های اعلی به نام حاکم اعلی خطاب می شدند و در عین زمان مانند سابق این  تقسیمات اداری به تقسیمات اداری کوچک تر یعنی دوازده حکومت کلان و 120 حکومت ثالثه و 163  علاقه داری تقسیم می گردید .

به تعقیب یک سلسله اصلاحات که در امور مختلفه افغانستان از جانب سازمان دولتی روی دست گرفته شد در سال 1343 تشکیلات اداری جدید تدوین و تشکیلات سابقه ملغی قرار داده شد. در ابتدا یعنی در سال 1343 افغانستان به 29 ولایت و یک سال بعد از آن به 28 ولایت تقسیم گردید. اما از زمان نظام خجسته جمهوری یعنی سال 1352 به  این طرف افغانستان به 27 ولایت تقسیم گردیده است که به این اساس در افغانستان به صورت فعلی 325 واحد اداری وجود دارد که شامل 27 ولایت 5 لوی ولسوالی 175 ولسوالی و 118 علاقه داری می باشند.

جدول زیر 27 ولایت افغانستان را با مراکز اداری آن ها و تعداد لوی ولسوالی  و علاقه داری نشان می دهد

ولایات منحیث یک واحد اداری بزرگ بنا بر اصطلاح جغرافیه یک حوزه رسمی را تشکیل داده که از همین حوزه رسمی روابط بین واحد های خورد تر جهت انسجام امور اداری و غیره تنظیم می شود.

نظام اداری ولایات به درجه های یک دو و سه  تصنیف شده وهم چنان ولسوالی ها به درجه های یک- دو سه و چهار تقسیم بندی گردیده اند که درجه بندی تا اندازه زیاد

بر اساس تعداد نفوس و ساحه جغرافیایی و لسوالی ها صورت گرفته است وهم اداره قبیله های کوچی بر علاقه داری ها و ولسوالی ها و لوی ولسوالی ها مربوط می باشد.

 

واحد های اداری افغانستان چهار نوع تقسیم شده اند.

-             مرکز ولایت:

مرکز ولایت شهر عمده ولایت (شاروالی) با یک تعداد قریه های جوار آن احتوا می کند معهذا ساحه بعضی از مراکز ولایات مانند کابل، کندهار، هرات، مزار شریف، جلال آباد و میمنه در واقع محدود به حدود شاروالی شهر می باشد وضمنا مراکز ولایت مقام اداری ولایت است که فعالیت های تمام واحد های کوچک اداری، لوی ولسوالی، ولسوالی و علاقه داری از آن جا نظارت می شود .

2-             لوی ولسوالی :

لوی ولسوالی ها نیز مانند مراکز ولایات دارای یک مرکز اداری و بعضی قراء ماحول آن می باشد که مستقیما زیر اداره این مرکز قرار دارند . لوی ولسوالی ها مانند مراکز  ولایات از نقطه نظر سلسله مراتب اداری واحد های کوچک اداری خویش را نظارت می کنند. تعداد لوی ولسوالی ها به 5 بالغ می گردند که عبارتند از:   لوی ولسوالی کاپیسا (محمود راقی) مربوط ولایت پروان- لوی ولسوالی کتواز (زرغون شهر) مربوط ولایت غزنی- لوی ولسوالی شینوار( غنی خیل) مربوط ولایت ننگرهار لوی ولسوالی ارگون ولوی ولسوالی خوست مربوط ولایت پکتیا. لوی ولسوالی فعلا به شکل عملا وجود ندارد.

3-            ولسوالی ها:

ولسوالی ها اساس تقسیمات واحد های اداری افغانستان محسوب می شوند. هر ولسوالی دارای یک مرکز اداری و قریه های اطراف آن می باشد. ولسوال که در راس یک ولسوالی قرار دارد نزد والی و یا لوی ولسوال مر بوط مسئولیت دارد.

نظر به تشکیلات فعلی در حدود 175 ولسوالی در سر تا سر مملکت وجود دارند.

4-            علاقه داری:

علاقه داری ها نیز شامل یک مرکز اداری وقراء مربوط می باشد. علاقه دار در برابر ولسوال، لوی ولسوال و یا والی مربوط خویش مسئولیت دارد. فعلا 118 علاقه داری در سر تا سر کشو روجود دارند .

در هر ولایت رئیس اداره محلی، والی ها می باشد که طبق مقررات مقرر می گردد. در هر ولایت باقی نماینده های قوه اجرا ئیه از وزارت های مختلف تحت اثر والی که نماینده بزرگ قوه اجرا ئیه می باشد اجرای وظیفه می کنند. والی ها نزد وزارت داخله در اجرای امور ایشان مسئولیت دارند. اراضی علاقه دار ی ها ، ولسوالی ها ولوی ولسوالی ها به قریه و دهات منفسم بوده و درهرده یک نفر ملک انتخاب می گردید که فعلا علاقه داری از بین رفته است.

 

 

اسم ولایت

مساحت به کیلو متر مربع

مرکز ولایت

مساحت به کیلو متر مربع

تعداد لوی ولسوالی

تعداد ولسوالی

تعداد علاقداری

ولایت کابل

4720

کابل

120

000

8

4

ولایت پروان

11367

چاریکار

189

1

8

8

0ولایت وردک میدان

9699

میدان شهر

351

000

4

4

ولایت لوگر

4409

پل علم

1056

000

3

2

ولایت غزنی

32797

غزنی

328

1

10

12

ولایت پکتیا

17772

گردیز

630

2

11

21

ولایت ننگرهار

1048

جلال آباد

20

1

10

10

ولایت لغمان

6733

مسترلام

534

000

4

1

ولایت بدخشان

40886

فیض‌آباد

3104

000

5

7

ولایت تخار

11320

تالقان

1493

000

6

5

ولایت بغلان

17168

بغلان صنعتی

1598

000

5

4

ولایت کندز

2927

کندز

201

000

6

1

ولایت سمنگان

16639

ایبک

3137

000

5

2

ولایت بلخ

11282

مزار شریف

48

000

5

3

ولایت جوزجان

26227

شبرغان

3700

000

3

6

ولایت فاریاب

21326

میمنه

31

000

7

5

ولایت بادغیس

21678

قلغه نو

3770

000

5

1

ولایت هرات

38799

هرات

44

000

7

1

ولایت فراه

59146

فراه

3535

000

4

2

ولایت نیمروز

41724

زرنج

1041

000

11

1

ولایت هیلمند

62336

لشکر گاه

2022

000

8

4

ولایت کندهار

49368

کندهار

39

000

3

4

ولایت زابل

17071

قلات

1669

000

8

2

ولایت ارزگان

28929

ترینکوت

1617

000

11

000

ولایت غور

38757

چغچران

11764

000

5

1

ولایت بامیان

17547

بامیان

1178

000

8

2

ولایت کنر

1578

اسعد  اباد

480

000

7

4

 

جغرافیای سیاسی افغانستان

 

 

1.     سرحدات شمالی:


افغانستان با جمهوریهای تاجکستان، ازبکستان و ترکمستان قریب 2000 کیلومتر مرز مشترک دارد فعالیت های سیاسی دولتین بریتانیا و روسیه در قرن 19 نقش مهم در تعین این خط مرزی داشت. چه در آن زمان دولت بریتانیا نمیخواست امپراطوری پهناورش درنیمه قاره هند با دولت روسیه هم سرحد گردد. بنابرآن پیوسته میکوشید دولت های همجوار روسیه آن عصر را به نحوی از انحناء تحت نفود و قدرت سیاسی خود داشته باشد روی این منظور همواره در مسایل داخلی و سیاست های خارجی این دولت ها مستقیماً مداخله میکرد چنانچه دخالت مداوم آنرا در حین تعین وتثبیت همه خطوط مرزی کشورافغانستان ، موجودیت دایمی نماینده آن به اثبات میرساند از قبیل خط ریجوی، مکمهان، دیورند، پامیروشیرعلی خان. تعین خط سرحدی افغانستان وروسیه درچند مرحله صورت گرفته است.

الف:» درزمان شیرعلی خان:


ازقرن هفدهم به بعد دولت روسیه امپراطوری وسیع راتشکیل داد ولی با وجود وسعت خاکش از هر جانب با خشکه محاط بوده و دسترسی به

آبهای گرم نداشت، لذا روسها آرزوداشتند از طریق افغانستان خود را به نیم قاره هند که منابع سرشار طبیعی و آبهای گرم داشت برساند و بر آن تسلط و دسترسی پیدا نمایند.

دولت انگلیس پیش آمد روسها را جانب سرحدات افغانی خطر و تهدید بزرگ برای حفظ منافع خود درهند میدید، لذا میکوشید که به وسایل ممکنه جلو این پیشرفت رابگیرد، چنانچه درین مدت سلطنت دوم شیرعلی خان پیش آمد روسها به سمت خان نیشین های آسیای مرکزی و سرحدات شمالی افغانستان باعث اندیشه و نگرانی امیرشیرعلی خان و انگلیس گردید. دولت انگلیس که درتعین خط سرحدی بین دولتین افغانستان و روسیه مفاد خود را مضمر میدید مداخله کرده یک نفر نماینده خود را بنام " سن پطزبورگ S. Pets burg" فرستاد تا راجع به سرحد حقیقی شمال افغانستان با اولیای امور حکومت روسیه مذاکره کند، این مذاکره از سال (1869- 1873) طول کشید. بلاخره درسال اخیر الذکر دولت روسیه آماده گی خود را برای تعین خط سرحدی ابراز کرد و بر اثر آن نمایندگان روسیه ، انگلیس و افغانستان بصورت یک کمیسیون مشترک این خط سرحدی را که از دریاچه ویکتوریا تا خم آب امتداد دارد تعین و تثیبت کردند. طول عمومی آن سرحد طبیعی (آمو) که به 1800 کیلومتر میرسید بنام خط شیرعلی شیرعلی خان معروف است.

ب: درزمان امیر عبدالرحمن خان:


دراین دوره تعین دوخط سرحدی بین افغانستان و دولت روسیه صورت گرفت.

1.     خط ریجوی (Ridgeway)


2.
درسال 1884 روسها به منطقه پنجده حمله آوردند قوای افغانی به مقابله پرداخت ولی نتیجه جنگ به نفع روسها تمام شد.


دولت بریتانیا که مطابق قرارداد باید با دولت افغانستان درین تعرض کمک میکرد به وعده خود وفا نکرد و محض حاضر شده میانجیگری نماید و درنتیجه با اشتراک نماینده انگلیس خط سرحدی بین دولتین افغانستان و روسیه از دره ذوالقفار الی خم آب تعین و تثیبت گردید و روسها منطقه پنجده را از افغانستان صاحب شدند.


چون ریجوی ریاست نمایندگی انگلیس را به عهده داشت بنابرآن این خط درسال 1885 به اسم او معروف گردید.

2.     خط پامیر:


دوخط سابق الذکر تمام سرحدات شمال افغانستان را با روسیه به خوبی واضح نمی ساخت و درگوشه شمال شرق خط سرحدی به خوبی مشخص نبود از آنرو روسها پیوسته آرزو داشتند ازین وضع استفاده کرده و جانب خاک افغانی پیش قدمی نماید. پیشروی روسها به سمت جنوب منجربه برخورد قوای افغانی و روس گردید در نتیجه انگلیس ها باردیگر مداخله کرده و به امیرعبدالرحمن خان مشوره دادند که:" ........... جناب ممدوح تمام علاقه جات که طرف شمالی این حصه رودآکسس (آمو Ox us) که در قبضه خود دارند تخلیه نمایند، برین فهمیدگی و دانستگی صریح که تمام علاقه جات که طرف جنوب این حصه آکسس می باشد والان در قبضه و تصرف جناب ممدوح نیستند جناب محتشم الیه را درعوض داده و تسلیم نموده شوند...".
امیرعبدالرحمن خان با این امر تن درداد و خط سرحدی از جهیل ویکتوریا الی دره یولی تعین گردید (1895) وبر اثر آن افغانستان ولایات شمالی شغنان وروشان را از دست داد.


اهمیت تعین این خط سرحدی درآن بود که هند بریتانوی را از روسیه تزاری مجزا میکرد و منطقه حایل (Buffer State) را تشکیل میداد.

3. سرحد شرقی وجنوبی:


افغانستان از زمان مجاورت خود با دولت هندبریتانوی پیوسته به خسارات هنگفت مواجه شده است چه افغانستان نه تنها اراضی جزو متصرفات امپراطوری احمدشاه کبیر را از دست داده است بلکه قسمتی از خاک اصلی اش یعنی مناطق شرقی و جنوبی آنطرف مرز نیز از تصرف اش بیرون شده است سرزمین افغانستان با موقعیت ستراتیژیکی کوهستانی آن که معبر مهم بین آسیای مرکزی و میدانهای حاصلخیز گنگا را تشکیل میداد با شروع استعمار دو قدرت بزرگ روسیه تزاری و بریتانیا این موقعیت ستراتیژیکی بیشتر کسب اهمیت نمود زمانی که روسها خان نشینهای آسیای مرکزی یعنی خیوا بخارا و سمرقند را تابع خود ساختند و به دریای آمو سرحد شمالی افغانستان رسیدند و جلو پیشرفت خود این دریا را تعین کردند در مقابل آن برتانیه ایالت بهار (Birhar) اوده (Ode) و ایالت راجپوت (Rajpout) را بلعیده و پنجاب را از سکها اشغال کردند و بعد از دریای اندوس عبور کرده خود را به دره خیبر (دروازه شرق افغانستان) رسانیدند و سرحد پیشرفت خود را در قلمرو افغانستان شرقی و جنوبی یعنی منطقه صوبه سرحد تعیین کردند. و درین باره معاهده را با امیر افغانستان امضا کردند که باسم معاهده دیورند یاد شده است (1893) امیر عبدالرحمن خان بنابر یک سلسله عوامل این معاهده را پذیرفت اما امضا معاهده دیورند از طرف عبدالرحمن خان معنی آنرا نداشت که خط دیورند بحیث سرحد بین المللی شناخته شود بلکه تعین این خط که از کوتل کلیک ( درجنوب شرق کوتل و اخجیر) الی کوه ملک سیاه در سرحد ایران امتداد دارد علامه و نشانه بود که محض منطقه نفوذ برتانیه و افغانستان را نشان میداد و دولت برتانیه در همان زمان مفاد و علاقه خاص افغانها را در شرق خط دیورند تشخیص کرد.


مگر با بیرون رفتن پای استعمار از نیم قاره هندوتاسیس دولت جدید التشکیل پاکستان موضوع مردم سرحد لاینحل مانده و شکل بغرنج را بخود گرفت چه پاکستان


((
منطقه پشتونستان)) را جز خاک خود میداند در حالیکه این ادعای پاکستان دور از دانش و مال اندیشی بوده و دولتهای افغانی حتی در اثنائیکه برتانیه در اوج قدرت استعماری خود در هند بود علایق و نقاط نظر خود را با مردم سرحد به نحوی از انحناء نشان داده اند.


چنانچه امیر عبدالرحمن خان در قرن 19 و امیر حبیب الله در آغاز قرن 20 همواره به مردم قبایل کمک و همدردی میکردند و در زمان اعلیحضرت امان الله خان حینیکه معاهده (1920) با بریتانیا امضا میشد موضوع پشتونهای سرحد در آن مذاکره شد و به تعقیب آن محمد نادرخان

در خطابه لویه جرگه خود علاقه دولت افغانستان را باین مردم ابراز داشت. در 1947 حینیکه دولت بریتانیا از نیم قاره هند خارج میشد مطالبه افغانستان از شکل ملایم خود برآمده و تقاضا ها شکل جدی را بخود گرفت ویک معضله نوین در صفحه سیاسی کشورما افزود گردیده حل این معضله سیاسی براساس عدالت اجتماعی و حقوق بشری که از آرزو و مرام مردمان دوطرف مقصد و آرمان مردم دولت جمهوری اسلامی افغانستان را نیز تشکیل داده است چنانچه پیشتیبانی مردم و دولت جمهوری اسلامی افغانستان درین زمینه در اعلامیه ها و مجامع بین المللی شاهد این مدعا است.

4. سرحدغربی:


در غرب کشور دوخط مرزی سرحد مملکتین افغانستان و ایران را تشکیل میدهد.


الف» خط مکمهان: درتعین وتثیبت این خط مرزی افغانستان مدت زیادی میان دولتین افغانستان وفارس مناقشه روی داده است. شاهان وقت دولتین افغانستان وفارس کوشیده اند این مسئله متنازع فیه را طوریکه لازم است حل و فصل نمایند. درزمان امیر شیرعلی خان وقتیکه مملکیت به خانه جنگیهای داخلی مصروف بود دولت همان وقت فارس از موقع استفاده کرده به سیستان با ولایت نیمروز پیشقدمی کرد.


درفرصتیکه شاه موصوف بار دوم به سلطنت رسید وشورشهای داخلی را فروشناند متوجه مسئله سیستان گردید و قریب بود جنگ خونین بین فارس و دولت افغانستان مشتعل گردد مگر دولت انگلیس که همیشه در کمین نفاق اندازی بود به اصطلاح جهت اصلاح میانجیگری حاضر گردید و درسال 1872 هئیتی بریاست سرفریدایک گولدسمیت (S.F. Goldsmith) مامور انجام این کارشد. این شخص بحیث خفاش کهنه کارنقش دوراندازی و نفاق را که بارها انگلیسها بازی کرده بودند باردیگر بخوبی بازی کرد و سیستان را به دوحصه تقسیم نمود.


این تقسیم به خساره دولت افغانی تمام شد و درنتیجه باعث تیرگی مناسبات امیرشیرعلی خان و دولت انگلیس گردید انگلیسها برای اینکه امیر موصوف را از خود خوش سازند فیصله گولدسمیت را سهو وانمود ساخته مبلغ (16) لک کلدار خساره به امیر موصوف قایل گردیدند.


امیر موصوف این مبلغ را نپذیرفت و مسئله به همان حال باقی ماند تا اینکه بار دیگر درزمان امیر حبیب الله این مناقشه با دولت فارس آغاز یافت دراین وقت انگلیسها دو باره امادگی خود را جهت حل و فصل مناقشه سرحدی دولتین افغانستان و فارس ابراز داشتند انگلیسها کلنل مکمهان (Col. Mochmahan) را در 1920 که دراین کارورزیده بود به حکمیت مسئله انتخاب نمودند این شخص خط سرحدی را که بنام خودش معروف است ازکوه ملک سیاه تا کوه سیاه که (90) میل طول دارد تعین نمود با آنهم تقسیمات مذکور نیز قضیه سیستان را به خوبی حل کرده  نتوانست .

ب» خط فخری:


یک حصه زیاد خط مرزی افغانستان و ایران تا سال 1934 به خوبی مشخص و تعین نگردیده بود. دولتین افغانستان وفارس برای حل این موضوع سرحدی دست به یک سلسله کارهای دیپلوماسی زدند نتجه آن شد که هردودولت از حکومت ترکیه خواستار حل این موضوع گردیدند.


حکومت ترکیه این پیشنهاد را قبول و جنرال فخرالدین التا ئی را بحیث حاکم انتخاب کرد. جنرال موصوف به محل مورد منارعه حاضرشده و بعد

ادامه دارد.....