قلمرو جغرافیایی نوروز:
نوروز آیینی است کهن و ماندگار با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان ایرانی از غرب چین تا آناتولی‌، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بین‌النهرین در غرب و از سین کیانگ و آسیای مرکزی در شمال شرق تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ در شمال و آسیای صغیر در شمال غربی را شامل می‌شود که دورتا دور ایران زمین را به عنوان خاستگاه تمدن ایرانی در بر     می گیرد بقیه در ادامه مطلب...

 زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی          از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی‌
زکات علم در نشر ان است. امام علی(ع)
نوروز

قلمرو جغرافیایی نوروز

قلمرو جغرافیایی حوزه نوروز در ناحیه کم آب کره زمین واقع شده است‌. در اینجا آب ارزش بسیار دارد و حیات انسان و طیعت مستقیما بدان وابسته است و با یکدیگر پیوند عمیق دارند. در کتیبه بیستون آمده است که اهورمزادا این سرزمین را از خشکسالی در امان نگاهدارد. این قلمرو گستره سرزمین میترائیسم و مهر پرستی بود و تمام عناصر آن را اکنون نیز می توان بازشناخت. دین مبین و انسان ساز اسلام نیز ارزش زیادی به آب قائل است و بهشت وعده داده شده خداوند یکتا در قران کریم جایی است که نهرهای فراوان در آن جاری است و باران نعمت الهی که به امر خداوند بر زمین می بارد و به اذن پروردگار دانه را در خاک می رویاند و تازه شدن طبیعت در هر سال بعد از زمستان سخت، نشانه و نمادی از رویش و حیاتی دوباره برای انسان و برپایی قیامت است.

نوروز در ادبیات و هنر

در آثار تمام شاعران و هنرمندان و نقاشان آب عنصر اساسی است‌. همین طور در کنار آب رستنی و گیاهان به ویژه «باغ» عنصری نمادین است‌. به همین سبب در آئین نوروزی در سفره هفت سین سبزی یا گندم سبز شده عنصر اساسی و نمادی از حیات دوباره طبیعت است و تنگ آب و ماهی نشانی از زندگی است‌. سمنو که یکی از عناصر اصلی سفره هفت سین است‌، از آرد جوانه گندم تهیه می‌شود همان گندمی که با خوردن آن آدم از بهشت رانده شد و در زمین مستقر و سرآغاز حیات بشر در زمین شد. سمنو سرشار از ویتامین «ئی» است که اکسیدانی قوی و بی اثر کننده رادیکالهای آزاد در بدن است‌. سمنو علاوه بر آن دارای انواع ویتامینهای «بی» است که مصرف آن ضمن تأمین کالری برای حفظ جوانی‌، سلامتی و رفع افسردگی بسیار مفید بوده و ضد پیری است‌. بنا بر آنچه گفته شد در این حوزه گندم و در نهایت نان دارای ارزش مادی و معنوی بسیار است‌. تکه نان را کسی زیر پا نمی‌گذارد. نان کسی را نمی‌بُر�'ند و به گرسنه نان می‌دهند و هزاران پند و امثال حکم در باره نان گفته شده است‌. بی جهت نیست که گندم سبز زینت بخش سفره هفت سین است‌. هم نعمت و هم سبزی است‌. از قول پیامبر اسلام گفته شده است که نگریستن به رنگ سبز بینایی را تقویت می‌کند، چیزی که امروزه جهان علم بدان باور رسیده و آن را توصیه می کند. آئین نوروز چنان با اسلام در آمیخت و با آن عجین شد که امام ششم شیعیان آن را آئینی مبارک و مقدس برشمردند و پیروان خود را به برگزاری و بزرگداشت آن دعوت کردند. در آثار تمام شاعران حوزه نوروز به نحوی به عید نوروز و آئینهای آن اشاره رفته است‌. فردوسی طوسی‌، ناصر خسرو قبادیانی‌، حکیم عمر خیام‌، سعدی شیرازی‌، حافظ شیرازی‌، نظامی گنجوی‌، منوچهری دامغانی‌، و بسیاری دیگر در وصف بهار و نوروز سخن گفته‌اند.

گوناگونی ملل و اقوام برگزار کننده نوروز

نوروز در میان ترکان

اقوام ترک بعد از اقوام ایرانی از جمله مسلمانان اند که نوروز را برپا می دارند و در گسترش و زنده نگه داشتن آن کوشا بوده و هستند. بطوری که برخی از ملل و اقوام ترک تا بدانجا پیش رفته اند که نوروز را از منشاء ترکی می دانند. اگرچه نام و معنی نوروز ایرانی و فارسی و خود گویای منشاء ایرانی است ولی به هر جهت باید این موضوع را پاس بداریم که این عنصر وحدت بخش می تواند ما را بهم نزدیک کند. نوروز جشن آغازین سال نو بوده که از سوی ملت‌های مختلفی در دوران حاکمیت اسلامی و ترک‌ها آن را برگزار می‌کرده‌اند و شکلی غیر مذهبی به خود گرفته است‌. به همین دلیل گفتگوها در زمینه الهیات، در باره تاریخ نوروز که با موضوع مهمی در میان گروههای مختلف زردشتی در دو قرن گذشته بوده است‌، توجه بسیاری از مردم را به خود جلب نکرده است. اما موضوع آیین‌های نوروز بسیار جبرگرایانه دنبال می‌شده است‌. ممکن است تصور کنیم که پریدن از روی آتش که نه تنهادر جشن نوروز بلکه در جشن‌های «خیدرالیاس» (خذر الیاس)که در ماه می‌ برگزار می‌شوند، دیده می‌شود به عنوان یاد بود از آن آیین‌ها باقی مانده باشد. به گفته بویجه، هفت عنصر روی سفره نوروز که در ایران و آذربایجان و ازبکستان دیده می‌شوند، مربوط به هفت امشاسپندان زردتشتی است. بنا به باورها، نوروز روزی است که در آن خورشید شروع به حرکت می‌کند.

باور به نوروز در ارتباط با آغاز سال نو و بیداری طبعیت‌، موجب شکل‌گیری برخی افسانه‌ها در میان ترک‌ها شده است‌. حتی یکی از این داستان‌ها که در آذربایجان به ثبت رسیده، نوروز را با شخص اسطوره ای به نام «اوغوزخان‌» مرتبط می‌داند. یکی از سرزمینهای نوروز از گستره جهانی فرهنگ و میراث نوروز بهاری‌، کشور دوست‌، برادر و همسایه جمهوری آذربایجان است‌. سرزمینی که موسیقی ایرانی و دستگاههای آن از چارگاه و سه گاه و همایون و بیات ترک و شور، در آن به جاودانگی رسیده است‌. شعر و ادبیات از نظامی‌، حکیم گنجه و خاقانی آن نابغه شیروان و از فردوسی طوسی و ملای رومی و حافظ شیرین سخن گرفته تا همین اواخر، و مذهب شیعه و هزاران واژه پارسی و تعداد زیادی نامهای جغرافیایی‌، برخی باورها، مثلها، چیستانها و آیینها و چهره و قیافه ظاهر تا پندارهای مردمان سخت کوش و صمیمی آن با ایرانیان پیوستگی عمیق تاریخی و فرهنگی دارد. اکنون به مناسبت فرارسیدن نوروز باستانی 1385 و به یاد برقراری ارتباطات و نزدیکهای بیشتر دو ملت برادر در سالهای آینده، باید مورد ملاحظه قرار می‌گیرد.

نوروز با گذر از مرزها، به عید ملی و بشری ملل و اقوام تبدیل شده است‌، هر ملتی کوشش می‌کند نوروز را عید ملی خود بشمار آورده و بدین ترتیب در جهان شرق درباره نوروز ملاحظات گوناگون‌، آداب و آیین‌ها، مراسم‌، افسانه‌ها و روایتها پدید آمده است‌. حتی در جهان تُرک نیز، اقوام گوناگون به نوروز آرایه‌های هنری داده‌، آن را عید ملی عمومی خود بشمار می‌آورند. ولی بدون در نظر گرفتن همه این موارد، نوروز در بین مللی که آن را برگزار می‌کنند، ویژگیهای اصلی خود را حفظ و نگهداری کرده‌است‌. ملل شرق‌، نوروز را آغاز سال نو خود به شمار آورده‌، آن را چون رمز فراوانی و برکت می‌دانند (آزاد نبی‌یف‌، ایل آخیر چرشنبه لر (چهارشنبه‌های آخر سال‌)، باکو 1992(به زبان آذری‌). ترکمنها پس از دستیابی به استقلال و در راستای احیای آداب و سنن ملی خود، نوروز را یکی از جشنهای ملی اعلام کردند. مطبوعات ترکمنستان با اشاره به آمادگی مردم این کشور برای برپایی این جشن ملی نوشتند که در ترکمنستان‌، جشن بهار برپا می شود. در طول قرون متمادی ترکمنها این جشن را به عنوان «روز اعتدال بهاری‌» بر گزار می کردند. رئیس جمهور فقید ترکمنستان‌، در مورد نوروز گفته است که «نیاکان ما برای نوروز اهمیت زیادی قائل بوده اند زیرا در ایام نوروز سال دگرگون شده و طبیعت دوباره زنده می شود، حقیقتاً نوروز عید واقعی ملتهاست‌». ترکمنستان در جریان اجلاس دوازدهم مجلس مصلحت خلق با تغییر اسامی ماههای میلادی به ایجاد «تقویم ترکمنی‌» اقدام کرد و در این راستا نام ماه «مارس‌» را به دلیل همزمانی با ایام این جشن به «نوروز» تغییر داد(روزنامه اطلاعات 15/12/1381).

چند روز پیش از بر پایی جشنهای نوروز مردم شروع به منظم کردن زندگیشان می کنند و لباسهای نو به تن می کننند و با لباسهای نو به سال نو خوش آمد می گویند. همه چیزهای خانه پاکیزه می شوند. ظروف مسی و تیرها، برق انداخته می شود. تشک ها و قالیچه ها و قالی ها را تکان داده و تمیز می کنند. هنگامی که نوروز می آید، گلها ی خانه منظم شده و میز غذاخوری آماده می شود. برای نوروز هفت نوع غذا که نام آنها با حرف«س» شروع می شود، بر روی میز چیده می شود که «هفت سین نوروز» نامیده می شود. این هفت نوع غذا عبارتند از: سنجد، سیر، سرکه، سماق، سنبل، سبزی، سمنو. ادامه تهیه سمنو، یعنی پختن بدون نمک تا کنون، نشان دهنده شاخص کهن ترین جشن نوروز است. بعد از چیدن میز غذا خوری با غذاهایی که با هفت سین شروع می شوند، کلوچه کامل و کاسه آب که با برگ سبز پوشیده شده، و یک شمع نیز گذاشته می شوند. کتاب قرآن و گل سرخ در بشقاب روی میز قرار می دهند. ابتدا کوچکترین فرد به والدین و برادران و خواهرانش، اقوام، همسران، و دوستان تبریک می گویند. آنها به همدیگر هدیه می دهند. بر اساس سنتی قدیمی «قونشی اوکارا» غذاهایی بین همسایگان توزیع می شود. والدین به عنوان یادگاری این روز و که تبدیل به شکل باورها شده است، به فرزندانشان هدیه می دهند. وقتی نوروز جشن گرفته می شود، تمام کدورتها و خشم ها به سال گذشته داده می شود و سال نو با دلی روشن و لباسهای نو دیده می شود، که در زمره بهترین و با شکوه ترین رسم ها می باشد(نورزتان مبارک)...(آمدن نوروز به جهان، پروفسور دکتر آتا ساری یف[1]).

در قرقیزستان که قریب به هفتاد سال حاکمیت نظام کمونیستی شوروی سابق بر این جمهوری این عید و مراسم مربوط به آن منسوخ و فراموش شده بود، از سال 1991 میلادی که قرقیزستان مانند دیگر جمهوری‌های شوروی‌، به استقلال رسید، این مراسم هر سال باشکوهتر از سال‌های قبل برگزار می‌شود. در قرقیزستان ملاحظه ساعت تحویل سال‌، سفره هفت سین‌، دید و بازدید و پذیرایی با آجیل و شیرینی‌، زیاد متداول نیست‌. عید نوروز از اولین لحظه بامداد بیست و یکم مارس شروع می‌شود و تا غروب همان روز ادامه دارد. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می‌بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. محل برگزاری مراسم در شهرها بزرگترین میدان مرکزی شهر و در روستاها در بیابان‌های اطراف می‌باشد. البته در شهرها علاوه بر میدان مرکزی‌، بسیاری از برنامه‌های ورزشی و هنری را در سالن‌ها و استادیوم‌های ورزشی و یا سالن‌ها و آمفی تئاترها، نیز برگزار می‌کنند.

اکثر خانواده‌های قرقیزی در شهرها و تمامی‌خانواده‌های قرقیزی در روستاها از ساعات اولیه صبح روز عید از خانه هایشان خارج می‌گردند و در مکان هایی که قبلاً در نظر گرفته شده است‌، گرد می‌آیند. در شهرهای بزرگ مانند بیشکک و اوش و جلال آباد و تالاس‌، در حواشی میدان بازارهای موقت ایجاد می‌شود و انواع اجناس از قبیل خوراکی و پوشاک و وسایل بازی بچه‌ها، خصوصاً بادکنک‌های رنگارنگ در اندازه‌های گوناگون‌، عرضه می‌شود. در شهرهای کوچک و روستاها که وجود بازار آن چنان رونقی ندارد، بعضی خانواده‌ها به پختن غذاهای سنتی در حاشیه میدان‌ها اقدام می‌کنند و به طور رایگان بین حاضران توزیع می‌نمایند. در بعضی از روستاها، پختن غذاهای سنتی به صورت مسابقه انجام می‌شود. بدین ترتیب که عده‌ای از بزرگان و سالمندان بین خانواده هایی که اقدام به پختن غذا کرده‌اند، گردش می‌کنند و از هر نوع‌، مقداری می‌خورند و بعد درباره کیفیت و نوع غذا نظر می‌دهند، و برای کسی که خوشمزه‌ترین غذا را ارایه داد جایزه در نظر می‌گیرند.

از معروفترین غذاهای ملی و سنتی در قرقیزستان می‌توان از «بِش بارماق‌» و «مان�'نَه‌» و از نان‌های مخصوصی که در این روز پخته و عرضه می‌شود می‌توان از «کالاما» و «بُرسک‌» و «کاتَما» نام برد. امروزه بسیاری از مردم در یک منطقه جغرافیایی که مرزهای آن آنقدر وسیع است که نمی‌توان برایش حدی قائل شد، عیدی را جشن می‌گیرند که نوروز نامیده می‌شود. این کلمه در اصل از فارسی گرفته شده و می‌توان آن را به روز نو، آغاز سال معنی کرد به این صورت که «نو» به معنی جدید و «روز» به همان معنی روز است‌. در واقع نوروز که مطابق با 21 مارس است‌، به طور رسمی در ایران به عنوان آغاز سال جدید جشن گرفته می‌شود. از آنجا که ترکها از ابتدا از تقویم میلادی استفاده می‌کردند، نوروز ارتباط خود را از هر نظر با این تقویم از دست داده است‌، اما با وجود قرنها ذخیره فرهنگی و مراسم مبتنی بر این امر، مسلم به نظر می‌رسد نوروز هنوز اهمیت خود را حفظ کرده است‌. پس از سال 1991 یعنی زمانی که جمهوری‌های آسیای مرکزی اعلام استقلال کردند، نوروز که گاهی اوقات دور از چشمها و گاهی اوقات با تردید جشن گرفته می‌شد شکل رسمی پیدا کرد. امروزه میان ترکها و ایرانیان در مناطقی از بالکان تا چین جشنهایی مرسوم می‌باشد( نوشته ایلکر اوریم بین باش)[2]

تا سال 1991 نوروز در ازبکستان به ویژه در مناطق روستایی به طور غیر رسمی برگزار می‌شد. هنگامی که ازبکستان در سال 1991 استقلال خود را اعلام کرد، نوروز به عنوان یکی از اعیاد ملی پذیرفته شد. پس از روز استقلال‌، این عید با شور و شوق بیشتری نسبت به گذشته برگزار می‌شود. در مناطق مختلف ازبکستان نامهایی همچون «ییلباشی‌» و «جیلباشی‌» به نوروز داده‌اند. دادن و گرفتن هدیه‌، دیدار خویشاوندان و همسایگان در کشور ازبکستان در زمان نوروز رسم است‌. نکته دیگر این است که همه چیزهای زنده و طبیعت به نوروز سلام و خوشامد می‌گویند. نزدیکی طولانی مدت محیط فرهنگی ایران و ازبکستان و آشنایی با ادبیات ایران، موجب تشابهاتی در بسیاری از رسوم شده است‌.مهمترین این تشابهات‌، اهمیتی است که به سفره نوروز داده می‌شود و آن خویشاوندی و همبستگی که در سفره مراسم نوروز بوجود می‌آید یکی از مهمترین این رسوم در ازبکستان پختن «سومنَک‌»(سمنو) است‌. بسیاری از غذاهایی که برای نوروز تهیه می‌شوند از این غذا که از حبوبات تهیه می‌شود، پیروی می‌کنند. شاخه هفت درخت روی سفره نوروز قرارداده می‌شوند که به اهمیت آن پیشتر اشاره کردیم نام‌های این درختان که شاخه‌ای از آنها روی سفره نوروز قرارگرفته عبارتت از: 1) شاخه درخت «بید مجنون‌» 2) شاخه درخت زیتون 3) شاخه درخت به «گینجه‌» 4) شاخه درخت فندق «گردو» 5) شاخه درخت بادام 6) شاخه درخت دیزتا 7) شاخه درخت انار. به همین تعداد هفت نوع غذای مختلف باید بر روی سفره نوروز وجود داشته باشد.در پایان هفت چیز که نامشان با حرف سین شروع می‌شوند باید روی سفره قرار بگیرند که هفت سین نامیده می‌شود «هفت سین‌» 1)سیر 2) سماق 3) سرکه 4) سنبل 5) سبزه 6) سمنو 7) سنجد.

به نظر می‌رسد چنین رسومی که نظایر آن در آذربایجان نیز دیده می شود به شکل فرهنگ ایرانی - ترکی متجلی شده است. از نظر مطالعات و تحقیقات نوروزی باشقیردستان یکی از جالبترین کشورهاست. جمهوری باشقیردستان، در ترکیب فدراسیون روسیه و در بخش اروپایی آن در منطقه ولگا واقع شده است. منابع نوشتاری و گفته‌های افرادی که در باشقیردستان از آنها نظر خواهی شد نشان می‌دهد که نوروز را در آنجا جشن می‌گرفته‌اند. اما امروزه هیچ جشن نوروزی که بتوان آن را جشن نوروز در دیگر کشورها (جمهوری‌ها) مقایسه کرد وجود ندارد. نخستین چیزی که در باشقیردستان توجه ما را به خود جلب کرد، شیوه بسیار پیچیده جشن‌های آن بود. آنها نه تنها نوروز بلکه ایجاد اعیاد دیگری را در اوقات مختلف همچون عید «ناردویان» (بیست و پنجم دسامبر) «باغ چای آویشن»(ککلیک سئی،در آغاز ماه مای)، چای مای(سئی مای)،‌ «ییل بارسی»، «کارگا اوتی» و برخی دیگر را جشن می‌گیرند. می‌توان گفت تمامی این اعیاد بخصوص اعیاد تابستانی که «یی یان‌» نامیده می‌شود و در روستا جشن گرفته می‌شوند عناصر اعتقادی محلی بسیاری دارند.

در این باره تصور می‌کنم جالب باشدکه شیوه اعیاد فصلی را با شیوه اعیاد اعتقادی علوی و جوامع اهل حق مقایسه می‌کنیم چرا که در این دو شیوه تنها یک شیوه اعیاد فصلی بلکه چندین نوع شیوه برگزار ی اعیاد فصلی‌، وجود دارد. از این نقطه نظر تأثیر مسافت‌های طولانی بین باشقیردستان و مناطق مسکونی ایران‌، خاورمیانه و محل جغرافیایی اهل حق و جوامع قزلباشیه در مرکز عثمانی و سیستم مرکزی ایران قابل بحث و گفتگو است‌.