ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر

تاریخ ‌هاى متعددى در میان مردم جهان در گذشته رواج داشته و مورد استفاده ملتها قرار گرفته که برخى از آنها به تدریج از میان رفته و به بوته فراموشى سپرده شده اند ولى برخى از تاریخ ‌هاى گذشته ، همچنان در گذر زمان ، استمرار یافته و حیات خویش را حفظ کردند و در عصر کنونى نیز به قوت خود باقى بوده و مورد استفاده ملتها قرار دارند.
تاریخ قمرى که از گردش ماه به دور زمین پدید مى آید، از جمله تاریخ ‌هایى است که نسبتا عمرى دراز پیدا کرده است .بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)

ماه محرم


 

ماه محرم در قرآن 
ماه محرم ، اگر با این عنوان در قرآن مجید نیامده است . و لیکن در قرآن ، آیات چندى است که درباره ماه هاى حرام و لزوم حرمت آن ها نازل شده است . ماه محرم نیز از جمله ماه هاى حرام است که در آیات قرآن کریم به آن ها پرداخته شده است .
در این جا آیه هایى را که درباره ماه هاى حرام وارد شده اند، اشاره کرده و به ترجمه و شرح اجمالى آن ها مى پردازیم :
1 - جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاما للناس و الشهرالحرام و الهدى و... (12)
خداوند متعال ، کعبه را که خانه حرام است و هم چنین ماه حرام و قربانى را براى برپایى مردم (و معیشت آنان ) قرار داده است .
در این آیه ، خداوند متعال فلسفه حرمت حج و ماه حرام را بیان نموده است و آن ، عبارت است از معیشت و امنیت مردم در پناه آن ها و تاثیر آن ها
بر اصلاح جامعه .
اگر مردم ، حرمت خانه خدا و ماه هاى حرام را نگه نداند و دائم در جنگ ، تجاوز و حرمت شکنى باشند، همانند اقوام و ملل پیشین به نابودى و هلاکت خواهند رسید و با دست خود، یک دیگر را به فنا و فراموشى مى سپارند.
امنیت و آسایش مردم در ماه هاى حرام و ایام حج ، موجب تقویت روابط اجتماعى و انسانى شده و مردم را به هم دلى و هم سویى سوق مى دهد و آنان را از پراکندگى و خوارى ، به عزت و سربلندى مى رساند.
2 - یا ایها الذین آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهرالحرام ... (13)
اى کسانى که ایمان آورده اید، شعائر الهى و ماه حرام را بر خود حلال و مباح نسازید.
این آیه ، بنا به نقل برخى از مفسران (14) در روز فتح مکه ، خطاب به مسلمانان فاتح نازل شد و به آنان فرمان داد که پس از پیروزى بر مشرکان ، شعائر الهى و ماه هاى حرام را نادیده نگیرند و بسان گذشته ، نسبت به آن ها پاى بند و متعهد باشند.
بنابراین ، اگر آنان به مشرکانى برسند که آداب جاهلیت را در زیارت خانه خدا انجام مى دهند، نسبت به آنان عصبانى نشده و آنان را به قتل نرسانند. زیرا در خانه امن الهى و در ماه حرام قرار دارند.
3 - فسیحوا فى الارض اربعة اشهر و اعلموا انکم غیر معجزى الله و ان الله مخزى الکافرین . (15)
چهار ماه (به دور از جنگ و خون ریزى ) در زمین سیر و سیاحت کنید (و مراسم حج خود را به راحتى به جاى آورید) و بدانید که شماها نمى توانید بازدارنده از خواست خدا باشید و به درستى که خداوند متعال ، کافران را خوار مى کند.
در این آیه ، خداوند سبحان مردم را در استفاده بهینه از ماه هاى حرام ، از جمله سیر و سیاحت ، زیارت و انجام مراسم حج فرا خواند و آنان را به این امر تشویق کرده است و یادآورى نمود که اگر بدخواهان و کافران بخواهند این آزادى را از مردم بگیرند، از سوى خداوند متعال به خوارى و نابودى مبتلا مى گردند.
4 - یسئلونک عن الشهر الحرام قتال فیه ، قل قتال فیه کبیر و صد عن سبیل الله و کفر و به و المسجد الحرام و اخراج اهله منه اکبر عند الله ، و الفتنه اکبر من القتل ... (16)
(اى محمد) از تو درباره جنگ در ماه حرام پرسش مى کنند، در پاسخ آنان بگو: جنگ و درگیرى در این ماه ، (گناهى ) بزرگ و بازدارنده از راه خدا و موجب کفر به (نعمت هاى ) خدا و مسجدالحرام است . (ولى ) اخراج اهالى (مسلمان ) این شهر، در نزد خدا گناهش بزرگتر است و دسیسه کردن (مشرکان از جهت گناه بزرگتر از قتل است .
این آیه ، به صراحت تمام حرمت ماه حرام را بیان کرده است و واجب الاحترام بودن آن را به همه انسان ها گوش فرموده است .
از سیاق آیه دانسته مى شود که کافران و مشرکان قریش نیز براى ماه هاى حرام ، احترام ویژه اى قائل بوده و جنگ و درگیرى را در آن ها ناروا مى شمردند.
شاءن نزول این آیه درباره دسته اى از مسلمانان به فرماندهى عبدالله بن جحش اسدى است که براى ردیابى و تعقیب کاروانى از قریش ، مرتکب کشتن یکى از مشرکان در ماه حرام شدند.
ماجرا از این قرار بود که دو ماه پیش از جنگ بدر، یک دسته هفت نفرى از مسلمانان براى تعقیب کاروانى از مشرکان که از شام عازم مکه بود، از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ماءموریت یافتند.
آنان ، کاروان را یافته و پنداشته بودند که در روزهاى آخر جمادى الآخر بسر مى برند و هنوز ماه رجب که یکى از ماه هاى حرام است ، فرا نرسیده است .
به همین جهت با مشرکان درگیر شده و در این میان ، یک تن از مشرکان به نام عمرو بن حضرمى کشته و دو نفر دیگر به نام هاى حکم بن کیسان و عبد الله بن مغیره ، اسیر شدند و یکى از آنان به نام مغیرة بن عثمان ، از چنگ مسلمانان گریخت و این خبر ناگوار را به مشرکان مکه رسانید.
جنگجویان مسلمان ، اسیران و غنایم را به مدینه منتقل کرده و ماجرا را به عرض پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رسانیدند. پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از کردار آنان ناراحت شد و آنان را نکوهش کرد و فرمود: به خدا سوگند من شما را امر به جنگ با آنان نکرده بودم .
جنگجویان چون ناخرسندى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را دیدند، از کرده خود پشیمان شدند.
مشرکان ، این حادثه را دست آویزى قرار داده و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و مسلمانان را متهم به حرمت شکنى ماه حرام نمودند.
آنان ، پیکى به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در مدینه اعزام کرده و به صورت اعتراض و انتقاد به آن حضرت گفتند: آیا در ماه حرام ، جنگ و نبرد جایز است ؟
در پاسخ آنان ، نازل شد و جواب آنان را به روشنى بیان کرد.
خداوند متعال به آنان پاسخ داد که جنگ در این ماه حرام است ولى شما نیز حرمت شکنى کرده و اهالى مکه را به جرم مسلمانى از خانه و شهرشان که براى همه باید محل امن و آسایش باشد، اخراج نمودید. گناه دسیسه هاى شما بزرگتر و بیشتر است از کشته شدن یک نفر مشرک به طور اشتباهى در نبرد با مسلمانان . (17)
5 - الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرامات قصاص فمن اعتدى علیکم فاعتدوا بمثل ما اعتدى علیکم ... (18)
ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت (شکنى )ها را قصاص مى باشد. پس کسى که بر شما تجاوز و دست درازى کرد، شما نیز به اندازه تجاوزش ، بر او دست درازى کنید.
مراد از شهر حرام در این آیه ، ماه ذى قعده است که در این ماه ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و مسلمانان مدینه در سال هجرى جهت انجام عمره ، عازم مکه گردیدند ولى مشرکان مکه ، مانع ورود آنان شده و خود را براى نبرد با آنان آماده کرده بودند. سرانجام ، کارشان به صلح انجامید که معروف به ((صلح حدیبیه )) شده است . (19)
مشرکان مى دانستند که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و مسلمانان پیرو آن حضرت ، حرمت ماه هاى حرام را نگه مى دارند و در این ماه ها به کارزار و جنگ با دشمنان خود نمى پردازند.
به همین جهت در صدد برآمده تا از تعهد دینى و شرعى مسلمانان سوء استفاده کرده و آنان را غافل گیر و در این ایام بر آن ها هجوم آورده و کارشان را یکسره سازند.
خداوند متعال ، توطئه هاى شیطانى مشرکان را نقش بر آب کرد و به پیامبرشان وحى نمود که ماه حرام را در برابر ماه حرام است . اگر مشرکان حرمت آن را شکستند و اقدام به تجاوز و جنگ کردند، بر مسلمانان واجب است با آنان مقابله به مثل نمایند. با نزول این آیه ، حربه مشرکان از دست شان گرفته شد و بار دیگر در برابر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به ضعف و انفال رسیده و به ناچار با آن مصالحه کردند.
6 - فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم ... (20)
آن گاه که ماه هاى حرام به پایان رسد، هر کجا مشرکان را یافتید با آنان مبارزه کنید.
مشرکان و کافران شبه عربستان ، صحنه را بر مسلمانان تنگ کرده و از هر سو با آنان دشمنى مى نمودند و گاهى اقدام به هجوم و آزار مسلمانان مى کردند. مسلمانان به ستوه آمده و از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم درخواست کردند که به آنان اجازه نبرد با مشرکان را بدهد. خداوند متعال آنان را امر به صبر نمود و فرمود که حرمت ماه هاى حرام را نگهدارید و پس ‍ از پایان این ماه ها، پاسخ آنان را بدهید و هر کجا آنان را یافتید، با آنان مبارزه و نبرد کنید.
7 - ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فى کتاب الله یوم خلق السماوات و الارض منها اربعة حرم ، ذلک الدین القیم فلا تظلموا فیهن انفسکم . (21)
به راستى تعداد ماه ها در نزد خدا، دوازده ماه است . (و این ) در کتاب خدا است از روزى که آسمان ها و زمین را آفرید. چهار ماه از آن ها (ذى قعده ، ذى حجه ، محرم و رجب ) حرام مى باشند. این است آیین استوار. پس در آن ماه ها بر خود ستم روا مدارید.
از این آیه ، استفاده مى گردد از هنگامى که خداى سبحان ، زمین و آسمان ها را آفرید و کرات آسمانى ؛ از جمله ماه را در گردش به دور زمین به حرکت در آورد، زمان را به سال و سال را به دوازده ماه ، به تعداد منازل ماه ، محدود و مشخص کرد و پیامبران الهى نیز بر اساس آن عمل کرده و اعمال و عبادات خویش (مانند روزه و حج ) را تعیین مى نمودند.
هم چنین در این آیه ، به حرمت چهار ماه از سال و لزوم نگهدارى احترام آن ها به صراحت بیان شده است و این که شکستن حرمت آن ها و اقدام نمودند به جنگ و خون ریزى در این مدت ، ستم بر بشریت است .
مراد از ((کتاب الله )) در این آیه ، لوح محفوظ است و هم چنین در کتاب هایى که بر پیامبران پیشین نازل شده اند، مطالب مزبور بیان شده اند.(22)
8 - انما النسیى زیادة فى الکفر به الذین کفروا یحلونه عاما و یحرمونه عاما لیوا طئول عدة ما حرم الله فیحوا ما حرم الله زین لهم سوء اعمالهم . (23)
همانا فراموشى در کفر (عصر جاهلیت )، بسیار بود که به واسطه آن گمراهى مى شدند آنانى که کفر ورزیده بودند، به طورى که سالى را حلال و سالى را حرام مى شمردند تا پاى مال کنند شمار آن چه را که خدا حرام کرده است . پس آنان ، حلال مى شمردند آن چه (ماه هایى ) را که خدا حرام کرده بود. (بدین ترتیب ) کردار زشت شان بر آنان آراسته مى گردید.
با توجه به اینکه حرمت ماه هاى حرام از یادگارهاى پیامبران بزرگ الهى از جمله حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندش اسماعیل علیه السلام بود و عرب ها خود از پاى بند سنت آبا و اجدادى خویش مى دانستند، بدین جهت نمى توانستند به راحتى از این سنت الهى ، یعنى پاس داشت ماه هاى حرام سرپیچى کنند. زیرا در آن صورت ، حج ناامن مى شد و رغبت سایر عرب ها به شرکت در مراسم حج از بین مى رفت .
در نتیجه عرب هاى مکه علاوه بر این که اعتبار و سیادت خود را از دست مى دادند، از درآمدهایى که از بابت حاجیان و زائران نصیب آنان مى گردید، محروم مى شدند.
به این جهت ، تلاش همگى آنان بر نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و ایام حج بود.
ولى در برخى از سال ها که میان قبایل و و طوایف حجاز، نبرد و درگیرى هایى روى مى داد، شکیبایى آنان و پذیرفتن آتش بس و متارکه جنگ در سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم )، بر ایشان دشوار بود و در صدد گریز از آن بر مى آمدند.(24)
آنان براى گریز از این مشکل ، دست به حیله هایى زدند که مورد مذمت و سرزنش قرآن و مسلمانان قرار گرفتند.
یکى از حیله هاى آنان ، این بود که گفتند: ماه هاى ذى قعده و ذى حجه ، حرام و ماه محرم حلال گردد و پس از آن ، ماه صفر حرام شود، تا میان ذى حجه و صفر، یک ماه فرصت تجاوز و خون ریزى یکدیگر را داشته باشند.
ترفند دیگر آنان ، این بود که در هر سال ، در یک ماه مراسم حج را به جا مى آورند. مثلا دو سال پشت سر هم ، در ماه ذى قعده ، دو سال پشت سر هم در ماه ذى حجه و دو سال پشت سر هم در ماه محرم ، مراسم حج را انجام مى دادند و بقیه ماه هاى را براى خود حلال مى شمردند.
بدین طریق ، ماه هاى حرام و ایام حج را دستخوش هوا و هوس خویش قرار داده بودند. عرب هاى مکه ، یک سال پیش از حجة الوداع ، مراسم حج را در ذى قعده انجام دادند و در سالى که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم براى آخرین بار به زیارت خانه خدا مشرف شد و سفرش به حجة الوداع معروف گردید، مراسم حج در ذى حجه قرار گرفت .
در همین سال ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ضمن خطبه اى فرمود: همانا زمان ، به مانند هیاتى که خدا در آفرینش آسمانها و زمین ، به وجود آورد بر مى گردد. به این صورت که هر سال ، دوازده ماه دارد و چهار ماه از آنها حرام است که سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم ) و چهارمین ماه (رجب ) میان جمادى و شعبان قرار گرفته است . (25)
از آن هنگام ، مراسم حج همه ساله در ذى حجه برگزار مى گردد. ولى سه ماه دیگر نیز از ماه هاى عبادت ، زیارت و حج خانه خدا (به صورت عمره و مفرده ) بوده و نگهدارى حرمت آنان ، بر همگان لازم و واجب است .


ماه محرم در روایات 
درباره ماه محرم ، روایات فراوانى در منابع روایى شیعه و اهل سنت وارد شده اند و این ماه را از ابعاد گوناگون مورد بررسى قرار داده اند.
اهم موضوعاتى که در این روایات به آن ها پرداخته شده است عبارتند از: برخى از رویدادهایى که در این ماه واقع شده اند، حرام بودن این ماه پیش از اسلام و تنفیذ آن از سوى اسلام ، اعمال و عباداتى که انجام آنها در این ماه داراى ثواب و پاداش زیادى است . مانند روزه ، نماز، شب زنده دارى ، مناجات و نیایش و سوگوارى براى اباعبدالله الحسین علیه السلام .
پرداختن به تمامى احادیث و روایات مربوطه ، از ظرفیت این مقوله خارج است و مستقلا تالیف دیگرى را مى طلبد. اما از باب نمونه و تبریک جستن به کلام معصومین علیه السلام چند حدیث را در این جا نقل مى کنیم :
1 - عن امیرالمؤ منین علیه السلام فى حدیث : ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم لما ثقل فى مرضه ، قال : ان السنة اثنى عشر شهرا، منها اربعة حرم .
قال ثم قال بیده : فذلک رجب مفرد، و ذو القعده و ذوالحجة و المحرم ثلاثة متوالیات
(26)
امیرالمؤ منان على علیه السلام فرمود: آن گاه که بیمارى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم سنگین شده بود، آن حضرت فرمود: هر سالى از دوازده ماه تشکیل مى یابد که چهار ماه از آنها، حرام مى باشد.
آن گاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با اشاره به دستان مبارکش فرمود: این چهار ماه حرام عبارتند از: رجب که منفرد واقع شد و ذى قعده ، ذى حجه و محرم که پشت سر هم قرار گرفته اند.
2 - عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم انه قال : تصلى اول لیلة من المحرم رکعتین ، تقراء فى الاولى فاتحة الکتاب و سورة الاءنعام و فى الرکعة الثانیة فاتحة الکتاب و سورة یس . (27)
پیامبر گرامى اسلام فرمود: در شب اول ماه محرم ، دو رکعت نماز به جاى آوردید و در رکعت اول ، سوره فاتحه و سوره انعام ، و در رکعت دوم سوره فاتحه و یاسین را قرائت کنید.
3 - عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم انه قال : ان فى المحرم لیلة شریفة و هى اول لیلة ، من صلى فیها ماءة رکعة الحمد و قل هو الله احد و یسلم آخر کل تشهد، و صام صبیحة الیوم و هو اول یوم من المحرم کان ممن یدوم علیه الخیر سنة و لایزال محفوظا من الفتنة الى القابل ، و ان مات ذلک صار الى الجنة ان شاءالله . (28)
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: در ماه محرم ، شبى شریف است . آن شب ، شب اول این ماه است . هر کس در این شب صد رکعت نماز به جاى آورد که در هر رکعت آن سوره حمد و سوره قل هو الله احد را قرائت کند و در آخر هر تشهدى سلام دهد و روز آن را که روز اول ماه محرم است ، روزه بگیرد، براى چنین شخصى در تمام سال ، خیر و خوبى تداوم مى یابد و تا سال بعد از هر فتنه اى محفوظ خواهد ماند و اگر در این روز از بین بمیرد، ان شاءالله وارد بهشت مى گردد.
4 - عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم انه قال : من صام یوما من المحرم فله بکل یوم ثلاثون یوما. (29)
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کس یک روز از ماه محرم را روزه بگیرد، براى او در برابر هر روز، سى روز پاداش منظور مى گردد.
5 - قال على علیه السلام : ان استطعت ان تحافظ على لیلة الفطر و لیلة النحر و اول من المحرم و لیلة عاشورا و اول لیلة من رجب و لیلة النصف من شعبان ، فافعل و اکثر فیهن من الدعاء و الصلاة و تلاوة القرآن . (30)
حضرت على علیه السلام فرمود: اگر توانایى شب زنده دارى در شب عید فطر، شب عید قربان ، شب اول ماه محرم ، شب عاشورا، شب اول رجب و شب نیمه شعبان را دارى ، آن را بجاى آور و در این شب ها براى زیاد کردن دعا، نماز و قرائت قرآن تلاش کن .
6 - عن الریان بن شبیب قال : دخلت على الرضا علیه السلام فى اول یوم من المحرم فقال : یا ابن شبیب اصائم ؟ فقلت : لا. فقال : ان هذا الیوم هو الیوم الذى دعا فیه زکریا علیه السلام ربه فقال : رب لى من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعا، (31)
ریان بن شیب گفت : در نخستین روز ماه محرم به محضر امام رضا علیه السلام رسیدم . آن حضرت به من فرمود: اى پسر شبیب ، آیا امروز روزه دارى ؟ گفتم نه !
فرمود: به راستى امروز، روزى است که حضرت زکریا علیه السلام در نزد پروردگارش دعا کرد و عرضه داشت : پروردگارا از ساحت مقدست به من ذریه اى پاک عنایت کن چه این که تو شنونده هر دعایى . پس خداى سبحان دعاى وى را اجابت کرد و به فرشته اى دستور داد که خبر استجابتش را به زکریا برساند. هنگامى که زکریا براى اقامه نماز در محراب ایستاده بود، فرشته الهى بر او وارد شد و به او گفت که پروردگارت ، تو را به یحیى بشارت مى دهد.
پس هر کس ، این روز را روزه بگیرد و سپس خداى خود را بخواند، خدا نیز او را اجابت نماید، همانطورى که زکریا علیه السلام را اجابت فرمود.
7 - عن ابى عبدالله علیه السلام قال : من بات عند قبر الحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه و کاءنما قتل معه فى عرصة کربلا. (32)
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کسى که در شب عاشورا در مزار امام حسین علیه السلام بسر ببرد، و این شب را در آن جا بیتوته کند (و به زیارت ، سوگوارى و عبادت بپردازد) در قیامت خدا را در حالى ملاقات مى کند که به خون امام حسین علیه السلام آغشته است و گویا در رکاب آن حضرت در دشت کربلا به شهادت رسیده است .
لازم به یادآورى است که در روز عاشورا حالت ویژه اى در نزد شیعیان دارد و شایسته است که همه مسلمانان و حقیقت جویان جهان در این روز به سوگوارى امام حسین علیه السلام و یاران شهیدش بپردازد. به همین جهت روایات فراوانى وارد شده اند مبنى بر این که شیعیان در این روز، به زندگى شخصى خویش (از قبیل کسب و کار) نپردازند و چون دشمنان اهل بیت علیه السلام به خاطر شهادت امام حسین علیه السلام در این روز جشن گرفته و روزه مى گرفتند، محبان اهل بیت در غم و اندوه بسر برند و به سوگوارى بپردازند و این روز را روزه نگیرند و اگر روزه گرفتند، آن را با نوشیدن آبى در بعد از ظهر افطار کنند.

واقعه کربلا (61 ه .ق ) 
قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام و واقعه جانگداز کربلا از جمله حوادثى است که در ماه محرم سال 61 قمرى واقع گردید و بر اساس نظم منطقى این نوشتار مى بایست در جایگاه تاریخى خود در این کتاب مى آمد، ولیکن به خاطر اهمیت موضوع و تفاوت آن با سایر حوادث و علاقه و محبت شدید دوستان اهل بیت علیه السلام به آگاهى از این واقعه خونین ، بر آن شدیم آن را در بخش جداگانه اى قرار داده و درباره آن ، بیش از سایر موارد مطالبى را به رشته تحریر درآوریم .
امید است موجب رضایت پروردگار منان و خرسندى پرچم دار خونین اهل بیت عصمت و طهارت ، حضرت قائم آل محمد (عج ) قرار گیرد.
آغاز مبارزه  
پس از هلاکت معاویة بن ابى سفیان در نیمه رجب ،( به روایتى در جمادى الاولى ) سال 60 قمرى و استقرار فرزندش ((یزید)) بر تخت خلافت ، تمام تلاش دست اندرکاران سلطه اموى بر این قرار گرفت که پیش از مخالفت عمومى مردم و اعلان انزجار دست جمعى آنان بر ضد حکومت خلیفه نالایق ، از بزرگان و صاحب نفوذان امت ، بیعت گرفته شود تا سایر مردم نیز به پیروى از آنان ، بیعت با خلیفه جوان اموى را بر خود فرض و واجب بدانند و بدون ایجاد حادثه اى به آن اقدام کنند. در راستاى همین سیاست شیطانى و استبدادى امویان ، در نخستین روزهاى حکومت یزید بن معاویه ، نامه اى از سوى او به ولید بن عتبة بن ابى سفیان که عامل او در مدینه بود فرستاده شد و به وى دستور داده شد تا از تمامى اهالى مدینه ، به ویژه از سه شخصیت برجسته ، یعنى امام حسین بن على علیه السلام ، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت گرفته شود و اگر امتناع نمودند، با شدت تمام با آنان برخورد کرده و حتى اگر لازم شد، سر آنان را از بدن جدا کرده و به شام ارسال نماید.
استاندار مدینه با دریافت نامه یزید، دست به کار شد و پیش از سایر مردم ، از امام حسین علیه السلام و عبدالله بن زبیر درخواست کرد که با یزید بیعت نمایند.
امام حسین علیه السلام پس از گفت و گو با استاندار مدینه و مشاجره لفظى با مروان بن حکم (از سرشناسان بنى امیه در مدینه )، به طور رسمى از بیعت با یزید امتناع نمود و براى ابراز ناخرسندى خویش از وضعیت موجود، تصمیم به خروج از مدینه گرفت .
(194)
به همین جهت ، آن حضرت در آخرین روزهاى رجب سال 60 قمرى به همراه خانواده و بسیارى از وابستگان و ملازمان خود از مدینه به سوى مکه معظمه مهاجرت نمود و سوم شعبان همان سال وارد مکه گردید. از این تاریخ تا هشتم ذى حجه (به مدت چهار ماه و پنج روز) در این شهر مقدس ‍ اقامت نمود.
حضور اعتراض آمیز در مکه  
امام حسین علیه السلام در مکه معظمه با برقرارى جلسات و حضور در مراسم مذهبى و سیاسى ، بر ضد یزید بن معاویه و پدیده حکومت سلطنتى افشاگرى و مبارزه مى کرد و توجه همگان را به سوى خود جلب نمود. خانه آن حضرت در مکه ، تبدیل به کانون اعتراض و مخالفت با دستگاه جبار اموى گردید و حاجیانى که به قصد زیارت خانه خدا مى آمدند، از هدف هاى مقدس آن حضرت آگاه شده و پس از بازگشت به اوطان خویش ، مردم را روشن مى نمودند.
در اندک مدتى حضور اعتراض آمیز آن حضرت در مکه به اطلاع شهرهاى مختلف اسلامى رسید. به همین جهت پیک ها و نامه ها زیادى از مسلمانان انقلابى و مخالفان بنى امیه به سوى امام حسین علیه السلام رهسپار شد و همگى دلالت بر تایید اعتراض آن حضرت و آمادگى براى یک قیام سراسرى داشت .
در این میان ، شهر ((کوفه )) که از مناطق پرجمعیت و شیعه نشین بود، از خود حساسیت ویژه اى نشان داد و زودتر از همه اعلام حمایت از آن حضرت نمود.
از بزرگان و شیعیان کوفه ، نامه هاى زیادى به محضر امام حسین علیه السلام ارسال شد و آن حضرت درخواست گردید تا با حضور در ((کوفه )) و در میان انقلابیون مسلمان ، رهبرى قیام را بر عهده گرفته و حکومت فاسد اموى را از ریشه بخشکاند.
(195)
شور انقلابى مردم کوفه به حدى رسیده بود که در اندک مدتى ، حدود 12000 نامه براى آن حضرت ارسال کردند و پاى هر نامه را ده ها و یا صدها تن مهر و امضا نمودند. در حقیقت ، مخالفان بنى امیه در کوفه یک جنبش ‍ عظیم مردمى به راه انداختند و منتظر ورود رهبر و امام خویش بودند.
امام حسین علیه السلام پس از بررسى جوانب قضایا و مطالعه در احوال آنان ، به خواسته هاى مردم مسلمان و انقلابى کوفه ، پاسخ مثبت داد و با اعزام پسر عمش مسلم بن عقیل علیه السلام به سوى آنان ، رهبرى نهضت را عملا برعهده گرفت . گرچه نیت آن حضرت بر این بود که پس از اتمام اعمال حج فراهم شدن زمینه قیام در کوفه ، از مکه به سوى عراق حرکت نماید، ولیکن شرایط نامساعدى براى وى پیش آمد کرد و موجب گردید که سفرش از زودتر انجام دهد. به آن حضرت اطلاع داده شد که یزید بن معاویه با اجیر کردن مزدورانى چند، درصدد ترور آن حضرت در حال احرام و اعمال حج برآمده است .
امام حسین علیه السلام جهت قداست و حرمت حرم امن الهى و خنثى کردن توطئه هاى یزید، ناچار شد که حجش را به عمره مفرده تبدیل کرده و پیش از عید قربان ، از مکه خارج شود و به سوى کوفه رهسپار گردد.
بزرگانى که براى انجام مراسم حج به مکه آمده بودند، مانند عبدالله بن عباس ، عبدالله بن عمر و محمد بن حنفیه با آن حضرت ، مشورت و گفت و گو کرده و وى را از عزیمت به سوى عراق برحذر نمودند.
(196)
ولى امام حسین علیه السلام تصمیم خود را گرفته بود و حاضر نبود با توجیهات و دلسوزى هاى بزرگان مدینه از این مسافرت صرف نظر کند.
حرکت به سوى عراق  
امام حسین علیه السلام در روز هشتم ذى حجه سال 60 قمرى از مکه خارج گردید و با تمام اهل بیت و همراهان خود عازم کوفه شد.
یحیى بن سعید از سوى برادرش عمرو بن سعید (عامل یزید در مکه ) ماموریت یافت آن حضرت را از حرکت به سوى کوفه بازدارد و وى را به مکه بازگرداند، ولى تلاش و اصرار او بى ثمر بود و امام حسین علیه السلام اعتنایى به گفتار و رفتارش نکرد و به حرکت خویش ادامه داد. آن حضرت از مکه تا کربلا چند منزل را طى کرد که برخى از آن ها عبارتند از: تنعیم ، ذات عرق ، حاجر، زرود، ثعلبیه ، زباله ، بطن عقبه ، شراف ، عذیب هجانات ، قصر بنى مقابل و سرزمین کربلا.
در توقف گاه رزود، خبر شهادت مسلم بن عقیل در کوفه توسط عبیدالله بن زیاد، به اطلاع امام حسین علیه السلام رسید. قافله حسینى پس از گذشتن از توقف گاه شراف ، با سپاه یک هزار نفرى حر بن یزید تمیمى روبرو شد. حر بن یزید از سوى حصین بن نمیر ماموریت یافته بود که در راه میان مکه و کوفه ورود شد. حر بن یزید از سوى حصین بن نمیر ماموریت یافته بود که در راه میان کوفه به گشت زنى پرداخته و در صورت برخورد با قافله امام حسین علیه السلام مانع ورود وى به کوفه گردد. سپاه خسته و تشنه حر بن یزید پس از روبرو شدن با قافله حسینى ، از الطاف و بزرگوارى امام حسین علیه السلام برخوردار شد.
گرچه رفتار حر با امام حسین علیه السلام دوستانه و غیرخصمانه بود، ولى به هر حال او نماینده و فرستاده دشمن امام حسین علیه السلام یعنى عبیدالله بن زیاد، عامل یزید در بصره و کوفه بود که ماموریت پیدا کرد آن حضرت را رها نکند و او را در تعقیب خود داشته باشد تا دستور بعدى واصل گردد.
در توقف گاه عذیب هجانات نامه اى از عمر بن سعد (فرمانده نظامى سپاه عبیدالله ) به حر ارسال گردید مبنى بر این که کار را بر امام حسین علیه السلام تنگ و سخت گیر و او را از بیابانى که فاقد آب و آبادانى باشد، گذر دهد.
ورود به سرزمین کربلا 
حر بن یزید بر اساس دستور عمر بن سعد، در سرزمین کربلا که منطقه اى خشک و غیرآباد بود، راه را به طور کلى بر امام حسین علیه السلام بست و آن حضرت را مجبور به توقف نمود. امام حسین علیه السلام به ناچار در همان جا توقف کرد و آن جا را خیمه گاه خویش قرار داد.(197)
روز ورود آن حضرت به سرزمین کربلا، مصادف بود با روز پنج شنبه ، دوم محرم سال 61 هجرى قمرى . (198)
آن حضرت پس از رسیدن به کربلا، پرسید این سرزمین چه نام دارد؟ گفتند کربلا است . امام حسین علیه السلام همین که نام کربلا را شنید، گفت : اللهم انى اعوذبک من الکرب و البلاء. سپس فرمود: این ، مکان کرب و بلا و محل محنت و عنا است ، فرود آیید که این جا منزل و محل خیام ما است . این زمین ، جاى ریختن خون ما است و در این مکان ، قبرهاى ما واقع شود. این هااز جدم محمد مصطفى صلى الله علیه و آله به من خبر داده است .
پس در آن جا فرود آمدند و خیمه ها را برپا نمودند و در طرف دیگر، حر بن یزید با یاران و سپاهیان خویش فرود آمد و خیمه هاى دشمنى و قتال با آل رسول صلى الله علیه و آله را برپا نمود.
(199)
ماموریت عمر بن سعد 
عمر بن سعد بن ابى وقاص که پیش از ماجراى خونین کربلا، حکم ولایت ((رى )) (شامل منطقه رى و بخش اعظمى از مناطق مرکزى و شمالى ایران ) را از عبید الله بن زیاد عامل یزید بن معاویه گرفته بود، هنوز به این امر اقدام نکرده بود که مخالفت اباعبدالله الحسین علیه السلام با یزید و حرکت او به طرف کوفه ، آغاز گردید.
عبیدالله بن زیاد در طرفداران بنى امیه در کوفه ، عمر بن سعد را به فرماندهى سپاه امویان برگزید و به وى پیشنهاد فرماندهى سپاه رزمى خویش بر ضد امام حسین علیه السلام را داد. عمر بن سعد که رابطه و آشنایى قبلى با امام حسین علیه السلام داشت ، از پذیرفتن پیشنهاد عبیدالله بن زیاد امتناع ورزید.
عبیدالله بن زیاد که از توانایى هاى عمر بن سعد در مبارزات با خبر بود و وى را مناسب جنگ با امام حسین علیه السلام مى دید، مى خواست به هر تقدیر وى را به این امر مهم وادار کند. به همین جهت تنفیذ حکومت رى را مشروط به پایان بخشیدن ماجراى قیام امام حسین علیه السلام نمود و عمر بن سعد را میان دو راه مخیر گردانید: یا نبرد امام حسین علیه السلام و پایان دادن غائله و دست یابى به حکومت رى ، و یا نپذیرفتن فرماندهى سپاه بر ضد امام حسین علیه السلام و محروم شدن دائمى از حکومت رى !
عمر بن سعد، شبى را براى اندیشیدن و جوانب امر را لحاظ کردن ، مهلت خواست . عمر بن سعد در آن شب با خانواده و خواص خود مشورت و گفت و گو کرد. بیشتر آنان ، از جمله خواهرزاده اش حمزه بن مغیره وى را از پذیرفتن این مسئولیت بر حذر داشته و با ادله و شواهدى وى را از عواقب آن بیم دادند. به هر حال عمر بن سعد در آن شب از پذیرفتن فرماندهى لشکر عبیدالله بن زیاد منصرف شد، ولى در هنگام خواب ، فکرهاى متناقض وى را تحت فشار قرار داد و سرانجام فکر شیطانى بر او غلبه کرد و او را وادار به پذیرش در خواست عبیدالله نمود و بامداد روز بعد، به سوى عبیدالله رفت و اعلام آمادگى نمود.
(200)عبیدالله بن زیاد وى را به فرماندهى سپاه منصوب کرد و با اختیار کامل به سوى کربلا اعزام نمود.
عمر بن سعد در راس یک سپاه چهار هزار نفرى از کوفه خارج گردید و در سوم ماه محرم سال 61 قمرى ، یک روز پس از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا، وارد این سرزمین گردید و از آن پس سپاه یکهزار نفرى حر بن یزید نیز به او پیوست .
(201)
افزایش سپاه دشمن  
علاوه بر لشکر یکهزار نفرى حر و سپاه چهارهزار نفرى عمر بن سعد که تا سوم محرم به کربلا وارد شده بودند، عبیدالله بن زیاد از آن پس هر روز تعداد دیگرى از نیروها را بسیج کرده و به کربلا اعزام مى نمود. در چند روز نخست ، حدود بیست و دو هزار نفر، اعم از سواره و پیاده نظام به خیل سپاه عمر بن سعد پیوستند.
شمر بن ذى الجوشن (که در اوائل از سردمداران فرقه ضاله خوارج بود و بعدها به هواداران بنى امیه پیوست ) با چهار هزار سپاه جهت کمک به عمر بن سعد، وارد کربلا شد.
(202)
از ابتداى ورود اجبارى امام حسین علیه السلام به کربلا، تا سه روز تاسوعا، پیوسته گروه هاى نظامى از کوفه ، بصره و طوایف و قبایل اطراف تجهیز شده و براى تقویت سپاه عمر بن سعد وارد سرزمین کربلا شدند.