تحقیقات عمده­ای در مورد تفریح و گردشگری از دهۀ 1930 تا 1950 انجام شد، با آغاز دهه 1960 بررسی­های مختلف و عمده­ای در مورد جغرافیای گردشگری انجام شد و در دهه­های 1970 به بعد شکوفا گردید.با در نظر گرفتن این که صنعت گردشگری، یک مقولۀ چند بعدی است، شناخت آن و تلاش در جعت توسعۀ این صنعت، بایستی ابعاد مختلف را مد نظر داشته باشد. این جنبه­ها ممکن است شامل مواردی همچون اقتصاد، جامعه­شناسی، مدیریت، روانشناسی و جغرافیا باشد. بقیه درادامه مطلب...

زکات علم درنشران است.امام علی(ع)

hg


رابطۀ جغرافیا و صنعت توریسم:

تحقیقات عمده­ای در مورد تفریح و گردشگری از دهۀ 1930 تا 1950 انجام شد، با آغاز دهه 1960 بررسی­های مختلف و عمده­ای در مورد جغرافیای گردشگری انجام شد و در دهه­های 1970 به بعد شکوفا گردید.با در نظر گرفتن این که صنعت گردشگری، یک مقولۀ چند بعدی است، شناخت آن و تلاش در جعت توسعۀ این صنعت، بایستی ابعاد مختلف را مد نظر داشته باشد. این جنبه­ها ممکن است شامل مواردی همچون اقتصاد، جامعه­شناسی، مدیریت، روانشناسی و جغرافیا باشد.

در این مبحث، مقولۀ توریسم از دید جغرافیا مورد بررسی قرار می­گیرد. با توجه به اینکه ویژه بودن یک مکان (مثل یک ساحل شنی آفتابی، آبشار، روستای پله­کانی)، به موقعیت جغرافیای آن مکان مربوط است، ارتباط مهمی بین جغرافیا و توریسم وجود دارد. جغرافیا و توریسم به دو طریق با هم در ارتباط هستند، اول اینکه ویژه بودن یک محل، می­تواند به جلب توریست کمک کند و هدف مطالعات جغرافیایی تلاش برای درک علل ویژگی محل است؛ دوم اینکه توریسم، خود به عنوان یک عامل تغییر، در حال تبدیل شدن به یک عنصر پر اهمیت در ویژه بودن یک مکان و یک متغیر مهم در مطالعات جغرافیایی است. عاملی که می­تواند چشم­انداز جدید و متفاوت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و طبیعی در یک مکان ایجاد کند [15].  

رهنمایی اوقات فراغت را زمانی می­داند که فرد بتواند آن را به میل و دلخواه خود و بدون هیچگونه اجبار و الزامی بگذراند [16]. جغرافیا و گردشگری روایط انسان را با محیط در قالب اوقات فراغت و وقت آزاد مطالعه می­کنند.  این ارتباط پیوند فعالیت­های انسان را با اقتصاد مالی رقم می­زند. آنچه که در مورد جغرافیا و توریسم مشاهده می­شود و چگونگی برخورد با فضاها و تبدیل آنها به چشم­اندازهای نمادین اقتصادی جهت برخورداری و بهره­وری بهینه است [17].

در رابطه با "گردشگری و اشتغال و ارتباظ جعرافیا و گردشگری" می­توان گفت، فضاها و چشم­اندازهای طبیعی بدون حضور انسان قابل کاربری نیستند، بلکه برقراری رابطۀ انسان با محیط جغرافیایی (مکان) است که به فضاها هویت خاص و پویایی می­بخشد. فضاهایی که دارای بُعد معیشت و پتانسیل بلقوه هستند تنها توسط مدیریت و تفکر انسان سازنده قابل تعریف و نمود می­گردند. موارد بالا تعریف اصیل جغرافیا یعنی "علم تفسیر رابطۀ انسان با طبیعت" و "جغرافیا علم مکان­ها" را با خود دارد، به­علاوه در اینجا صنعت گردشگری به عنوان یک مفهوم کلیدی جایگاه ویژه­ای در علم جغرافیا دارد. یک نکته قابل توجه است و آن، آثار جریان گردشگری بر فضاهای جغرافیایی یا چشم­انداز طبیعی معیشت بر جای گذاشته است، که خیلی زود مورد توجه جغرافیدانان قرار گرفت و از دهۀ 1930 در ایالات متحدۀ امریکا و از دهۀ 1950 در آلمان گردشگری بعنوان عامل جدید تحول چشم­اندازها از دیدگاه بسیاری از جغرافیدانان مورد مطالعه قرار گرفته تا جایی که جغرافیای گردشگری در دهه­های 1960 و 70 از مهمترین مباحث این دوره بشمار می­رود [18].

در یک جمع­بندی می­توان گفت، گردشگری به منظور سفری کوتاه بر دو عامل "انسان" و "مکان" تکیه دارد و بدون انسان و محیط چنین واژه­ای اساساً نمی­تواند عینیت یابد؛ از سوی دیگر از دو عامل انسان و محیط و روابط فی­مابین بنیان شده است و از بررسی چنین مجموعه­ای پیوند میان جغرافیا و گردشگری آشکار می­گردد [19]. با توجه به تنگاتنگ بودن رابطۀ انسان و محیط که از اجزاء جدایی ناپذیر حوزۀ مطالعات جغرافیا بشمار می­روند، در این زمینه لازم است که مدیریتی کارآمد برای هدایت این صنعت بزرگ و پردرآمد بکار گرفته شود و صورت عدم بکار گرفتن مدیریت ناکارآمد برنامه­ریزی صحیح صدمات جبران ناپذیری بر پیکرۀ محیط­زیست از یک طرف و فرهنگ ساکنین محدودۀ توریستی از طرف دیگر وارد آید. لازم به ذکر می­باشد که برای توسعۀ صنعت توریسم و گردشگری نباید نقش مدیریت و جغرافیا را نادیده گرفت.