جغرافیای نظامی

nn

جغرافیا بگونه ای که امروزه در دانشگاهها و کالج های سراسر دنیا تدریس می شود، بر محور عامل توزیع می چرخد. جغرافیا را به حالت ساده می توان اینگونه توصیف کرد: “چه چیز کجاست؟ و چرا؟” این رشته از یک علم توصیفی به یک علم تفسیری و پیشگویانه، تطور یافته که به معنای توزیع مردم و اشیاء، بویژه معنای آن برای فردی که می خواهد کاری انجام دهد، می پردازد. این تطور باعث شده تا جغرافیای نظامی از توجه اولیه به زمین و آب و هوا به سوی در برگیری توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسط پیدا کند. جغرافیای مدرن یک علم فیزیکی و نیز اجتماعی بوده و بخاطر پرداختن به نه تنها قوانین کلی و اصول عام، بلکه بواسطه توجه به کشف چگونگی تاثیر متقابل شرایط واقعی در یک منطقه یا محل، متمایز می گردد. از این رو جفرافیای مدرن، دقیق و تجربی است؛ این علم خود را فقط به بررسی ظاهر جهان واقع، مجاز نمی داند. بقیه رادرادامه مطلب بخوانید...

زکات علم درنشرآن است.امام علی(ع)


رابطه علوم نظامی و جغرافیا
تاثیر چارچوب محیطی بر قدرت ملی


لوئیس سی. پلتی یر و جورج اتسل پی یرسی،مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی
    مطالعه علوم نظامی، با کاربست رشته جغرافیا در مدیریت مسائل نظامی فارغ از تمامی نتایج و استلزامات آن، سروکار دارد. این مطالعه، بر هندسه موقعیت های نظامی، و تاثیر محل، ویژگیها و توزیع محیط، مردم، نیروها، و اشیاء بر فعالیت های نظامی، و نهایتا بر تصمیم فرماندهی تمرکز می نماید. از بعدی گسترده تر می توان گفت که علوم نظامی، تفسیر اطلاعات، ایجاد ملزومات آموزش، تجهیزات و سازمان نیروهای مسلح، و تعیین نیازمندی های گسترش اقلام تجهیزاتی جدید یا بهتر را بازگو می کند. علوم نظامی در مسائل راهبردی اساسا به شناسایی اهداف و آماج و ارزیابی قابلیت بکارگیری قدرت تسلیحات می پردازد.
    در خلال سال های گذشته، بیش از هزاران کتاب و مقاله راجع به علوم نظامی نگاشته شده است. آثار مذکور در باره این رشته، از اصول کلی مرتبط با راهبرد جهانی گرفته تا جزئیات ریز موضوعاتی همچون قابلیت عبور و مرور تانک بر روی نوع خاصی از گل و لای را در بر می گیرد.
    بعد نظامی جغرافیا
    جغرافیا بگونه ای که امروزه در دانشگاهها و کالج های سراسر دنیا تدریس می شود، بر محور عامل توزیع می چرخد. جغرافیا را به حالت ساده می توان اینگونه توصیف کرد: “چه چیز کجاست؟ و چرا؟” این رشته از یک علم توصیفی به یک علم تفسیری و پیشگویانه، تطور یافته که به معنای توزیع مردم و اشیاء، بویژه معنای آن برای فردی که می خواهد کاری انجام دهد، می پردازد. این تطور باعث شده تا جغرافیای نظامی از توجه اولیه به زمین و آب و هوا به سوی در برگیری توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسط پیدا کند. جغرافیای مدرن یک علم فیزیکی و نیز اجتماعی بوده و بخاطر پرداختن به نه تنها قوانین کلی و اصول عام، بلکه بواسطه توجه به کشف چگونگی تاثیر متقابل شرایط واقعی در یک منطقه یا محل، متمایز می گردد. از این رو جفرافیای مدرن، دقیق و تجربی است؛ این علم خود را فقط به بررسی ظاهر جهان واقع، مجاز نمی داند.
    امور نظامی
    علایق امور نظامی شاید حتی سریع تر از اموری که به جغرافیای دانشگاهی محدود شده، رشد کرده اند. مسایل هدایت جنگ هنوز توجه را می طلبد، ولی نگرانی راجع به مشکلات پشتیبانی تهیه، تدارکات، حمل و نقل، طرح ریزی، و بهداشت افزایش یافته است. امور نظامی طوری بسط یافته که فعالیت هایی همچون حکومت نظامی-مدنی، دفاع غیرنظامی، جنگ شهری، و حتی جنگ روانی، اقتصادی و سیاسی را نیز در برمی گیرد. از این گذشته، پرسنل نظامی به موازات نگرانی شان درباره آمادگی مناسب، علاقه خاصی به امور سیاسی و دیپلماسی نیز پیدا کرده اند. بطور کلی، امور نظامی گونه ای از وجود انسانی را در برگرفته است. مسایل فوق العاده اندکی وجود دارد که تحت شرایط خاصی، به امور نظامی ارتباط نداشته باشد.
    سیاست گذاری ملی
    در حوزه تاملات راهبردی ملی، می توان دریافت که امور نظامی و دیپلماتیک با یکدیگر ممزوج شده اند و اینکه متمایز ساختن جغرافیای نظامی و جغرافیای سیاسی، دشوار شده است. از این رهگذر باید اعتراف کرد که دیپلماسی و نیروی نظامی، ابزارهای جدایی ناپذیر سیاست گذاری ملی هستند. باستثنای توافقات بین المللی که تضمین های اتوماتیک را در بر می گیرد، تهدید عملی یا تلویحی استفاده از زور، تنها ضمانت اجرایی است که یک معاهده را پابرجا نگه می دارد. تهدید نیروی تسلیحات، تضمین نهایی است که از هرگونه اقدام دیپلماتیک پشتیبانی می کند. دیپلماسی که فقط به ضمانت اجراهای سیاسی و اقتصادی متکی باشد، بر پایه ای متزلزل قرار دارد و دیپلماسی بدون حمایت نیروی نظامی، در اصل چیزی بیش از تجلی یک لاف نیست. به همین دلیل در راستای پشتیبانی از یک دیپلماسی موفق، قابلیت نظامی برای کاربرد توان تسلیحاتی در محل مقتضی، ضروری می باشد.
    در مقابل، سازوکار دیپلماتیک نیز می تواند به دستاوردهای نیروی نظامی کمک زیادی نماید. در فضای مدرن امور جاری، فروپاشی امپراتوری خصلتا با تحرک برای دستیابی به موقعیت در میان ایالت های جداگانه یا میان ایالت هایی که این خلاء را پر خواهند کرد، ارتباط دارد. این عمل تا حدودی، یک روند دیپلماتیک است که تثبیت یک نظم جدید، ائتلاف سازی، و تعیین پایگاهی که اقدام نظامی از طریق آن انجام می گیرد، از آثار آن می باشد. در صورت وقوع یک منازعه مسلحانه، میزانی که برحسب ائتلاف ها، شالوده های پایگاههای [خط] مقدم ، مرزهای راهبردی، کنترل سیاسی بر منابع مهم، یا ابزارهای تضمین امنیت راههای حیاتی حمل و نقل، بواسطه اقدامات دیپلماتیک گذارده شود، از اهمیت نظامی فوق العاده ای برخوردار است. ساختار سیاسی که قبل از جنگ توسط سازوکار دیپلماتیک ایجاد شده، محدودیت های راهبردی جنگ را شکل می دهد.
    در این سمفونی ترویج منافع ملی، دلیل مناسبی برای جداسازی ملاحظات دیپلماتیک و نظامی، نمی توان یافت. دیپلماسی باید مطمئن شود که از خط مشی و اهداف آن بطرز موثری می توان پشتیبانی کرد؛ اقدام نظامی نیز به دوراندیشی درباره مقتضیات احتمالی آتی که در چارچوب آن قرار خواهد گرفت، نیاز دارد و اینکه مطمئن گردد اگر باید فعالیتی انجام دهد، می تواند در چارچوب بهترین مبنای راهبردی ممکن عمل کند.
    از این گذشته، اهداف خط مشی ملی باید برای منافع ملی، مهمترین بوده و در عین حال از نظر عقلانی توسط سطوح دیپلماتیک و نظامی قابل دستیابی باشند. همچنین راهبردها باید واقع گرا بوده و در چارچوب قابلیت های موجود و قابل پیش بینی، اهداف آن دست یافتنی باشد. کمک به ارزیابی اهداف، راهبردها و قابلیت ها در تمامی سطوح، و کمک به پیگیری کارآمد و موثر منافع ملی، از کارکردهای علوم نظامی می باشد.
    با ادامه بحث، خواهیم دید که علوم نظامی به مفاهیم کاملاعملی و واقع بینانه ای پایبند است که به آسانی قابل فهم و کاربرد هستند. در واقع رشته مذکور اساسا از عقل سلیم و منطق کاربردی و ساده ملاحظات خط مشی ملی، سیاست بین الملل، سطوحی از فناوری نظامی و صنعتی، و واقعیت های عینی شرایط، تشکیل یافته است. مسلما علوم نظامی به تنهایی نمی گوید که آیا باید از یک سیاست، پشتیبانی نمود یا جنگی را انجام داد؛ در عوض، راجع به گفتن هزینه های این امور، مزایای قابل دستیابی، و تدارکاتی که باید درگیر شود، سهم زیادی خواهد داشت. علوم نظامی در کاربرد هنر نظامی و جودوی سیاسی که جنگ باشد، شرکت می کند.
    چارچوب محیطی
    جهان بگونه ای که در آن و به هنگامی که برحسب اتفاق در خودمان می نگریم، چیزی بیش تر از محیط پیرامونی که حس می کنیم را در برنمی گیرد. این محیط پیرامونی - زمین، آب، هوا، درختان، مردم، و اشیاء - ما را محافظت و تغذیه کرده، محدود ساخته و یاری مان نموده، و حتی ممکن است ما را مورد حمله قرار داده و مسموم سازد. بعضی اوقات این تاثیرات به بخش های انسانی نسبت داده می شود؛ بعضی مواقع هم چندین بخش برای ایجاد آثار نهایی یک محیط کلی، به هم می پیوندند. این محیط پیرامونی مرکب، همان چارچوب محیطی است.
    این چارچوب محیطی با یک اسم نسبتا ساده، بر مجموعه پیچیده ای از مفاهیم از جمله، علوم نظامی، دلالت دارد. این چارچوب، برآیند تمامی عوامل و نیروهایی هست که در یک محل، عمل کرده و در آنجا می توانند بر اجرای هرکارکردی تاثیر بگذارند. علی القاعده در یک محل دیگر، گردهم آیی این عوامل و نیروها، از نظر تناسب یا خصوصیات، متفاوت خواهد بود.
    اگر از این منظر، بیندیشیم به این نتیجه خواهیم رسید که چارچوب محیطی عرصه های ملی یا جهانی، می تواند بر قدرت ملی تاثیر گذار باشد. مزیت نسبی که یک کشور بر دیگری از طریق توزیع متفاوت منابع، افراد، توسعه اقتصادی، و دیگر اشکال ثروت بدست می آورد، می تواند این تاثیر را کامل کند؛ یعنی از طریق تفاوت در خاک، آب و هوا، و دیگر عواملی که بر تولید کشاورزی اثر می گذارد؛ و نیز از طریق مزیت نسبی که یک کشور از موقعیت مطلوب تر و دسترسی بیشتر به دیگر جاها، کسب می کند. این تمایزات را می توان از راه مقایسه چندین کشور مانند کوبا، بنین، آلمان شرقی، گواتمالا، هندوراس، و لیبریا که همگی وسعتی بین 65600 تا 72000 متر مربع دارند، بخوبی متصور شد. این کشورها بطور تقریبی بین دو تا شانزده میلیون نفر جمعیت دارند. نرخ بی سوادی، میان بخش ناچیزی از جمعیت تا حدود 95 درصد، متفاوت است. هر فهرست دیگری هم تفاوت های گسترده از کشوری به کشور دیگر را نشان خواهد داد. مطمئنا هر یک از این کشورها از شانس برابری برخوردار نبوده اند.
    به همین منوال می توان بلژیک را با آلبانی مقایسه کرد؛ وسعت هر دو کشور بین 17600تا 19200 کیلومتر مربع است. و یا پرتغال نیز با مجارستان قابل مقایسه است، چرا که هر دو بین 56000 تا 57600 کیلومتر مربع وسعت دارند. تفاوت قدرت ملی این کشورهای قابل مقایسه با یکدیگر، تفاوت تاریخی و چارچوب محیطی از جمله تفاوت در دسترسی به متحدین را نشان می دهد.
    مفید بودن تجهیزات نظامی به شرایط خاص سرزمینی و آب و هوایی هر منطقه بستگی دارد. انتظار بر این است که در [کشور] مالی از پوتین پشم دار و در سوریه از کفش برف شکن، استفاده اندکی به عمل آید. تجهیزات کوهستانی در آلبانی مفید تر از بلژیک و تجهیزات آبی-خاکی برای پرتقال مناسب تر از مجارستان خواهند بود. این چنین تمایزاتی راجع به مفید بودن تجهیزات، استلزاماتی به همراه می آورند که به سازمان و آموزش نیروهای مسلح، مرتبط می گردد. بنابراین در کشوری محصور به خشکی همانند مجارستان، به کشتی های باری یا نیروهای آموزش دیده ی عملیات های کشتی به ساحل، نیاز چندانی وجود ندارد. اگر این مسیر استدلالی را برای کاربست در گستره های محیطی، واحدهای سازمانی، و انواع ماموریت ها، بسط دهیم، شاید به این نتیجه دست یابیم که در مواردی که گردآوری تجهیزات، مفیدترین ، ساختار سازمانی، کارآمدترین، و نوع آموزش، ضروری ترین باشد، میدان عملیاتی نیز منحصر به فرد خواهد بود. این محیط ها در مورد مصرف تدارکات، و استلزامات نگهداری و تعمیر تدارکات نیز منحصر به فرد می باشند. حتی در مورد هر میدان نیز “شیوه ای بهینه برای انجام امور” وجود دارد.
    کارآیی و سودمندی تاثیر قدرت ملی بر یک محل خاص، به قابلیت دسترسی آن محل بستگی دارد. متعاقب حمله به پرل هاربر، ایالات متحده در خلال یک فرآیند آهسته و طولانی مدت چندین ماه و چندساله توانست برای تاثیر گذاری مستقیم نیروهایش بر مرکز امپراتوری ژاپن، راه خود در سرتاسر اقیانوس آرام را هموار سازد. قابلیت دسترسی، به نبود موانع سرزمینی، دسترسی آزاد به دریا، دسترسی به جاده ها و راه آهن، یا وجود یک کشور واسطه دوست که از طریق زمین یا هوا، مسیر مطمئنی را در اختیار گذارد، بستگی دارد.
     ادامه دارد...

منبع: سایت روزنامه رسالت > شماره 6760 4/5/88 > صفحه 18 (اندیشه)